
قربان شهرياري، در گفتوگو با مهر با اشاره به گزارش بانك جهاني در اين زمينه ميگويد: در اين وضعيت بيشترين خسارات با 25 هزار و 500ميليارد ريال در بخش آب و پس از آن با 22هزار و 600 ميليارد ريال در بخش سرزمين وجنگل كه شامل اراضي كشاورزي، جنگلها و مراتع، تالابها و فرسايش ميشود، بوده است.
اين استاد محيطزيست و منابع طبيعي با اشاره به اينكه خسارات ذكر شده بهطور متوسط ماهانه بيش از 33 هزار تومان از سفره خانوارهاي ايراني كم ميكند، ميافزايد: بهنظر ميرسد با جلوگيري از خسارات زيستمحيطي موجود و اصلاح مديريتها و كارهاي فرهنگي آموزشي با مردم، بتوان بخشي از هزينههاي تحميل شده به مردم را حذف كرد.
تفاوت اين سياست با سياست پرداخت مستقيم پول نفت به مردم تنها از نظر اقتصادي اين است كه با حفظ محيطزيست درآمد پايانناپذير و دائمي نصيب مردم ميشود، ولي در توزيع پول نفت، درآمد زوالپذير و نامطمئني را در نظر ميگيريم كه در آينده نيز معلوم نيست اين خرج از ذخيره تا چه زماني ادامه پيدا كند.
دكتر شهرياري بررسي شاخصهاي جهاني نظير شاخص عملكرد زيستمحيطي كشورها را نشاندهنده روند نزولي ايران در رده بندي جهاني ميداند: «تنها در سال 2008 ميلادي اين سقوط 14 پله بوده است.»
البته در اين زمينه آمارهاي داخلي نيز اميدواركننده نيستند: براساس دومين گزارش ملي محيطزيست كشور با وجود اينكه كشور ايران با سرانه 2/0 هكتار جنگل، جزو كشورهاي فقير از نظر جنگل به حساب ميآيد، با اين حال سالانه بهطور متوسط 142 هزار هكتار جنگل نابود ميشود كه عوارض آنرا با تشديد سيلابها و فقر و فرسايش خاك در عرصههاي جنگلي و مهاجرت و فقر مردم اين عرصهها مشاهده ميكنيم.
اين فعال محيطزيست با اشاره به آلودگيهاي آبي هشدار ميدهد: با نابود شدن منابع آب زير زميني، بهطوريكه حدود يك سوم دشت هاي حاصلخيز كشور از نظر توسعه برداشت آب زير زميني ممنوعه اعلام شده، بايد تاكيد كنيم كه در سرزمين خشك و نيمه خشكي مثل ايران آبهاي زيرزميني مطمئنترين منابع آب به حساب ميآيند.
با اين حال آلودگي اغلب منابع آب سطحي بهويژه در حوضه كارون و دز و كرخه كه مجموعا يك سوم منابع آب سطحي كشور را شامل ميشوند، بالاست و شهرهايي چون آبادان، خرمشهر و حتي اهواز در معرض كيفيت نامناسب آب قرار دارند و اين در حالي است كه هر سه اين شهرها در پرآبترين جلگه كشور واقع شدهاند.
به اعتقاد اين فعال محيطزيست، نظر به اهميت و جايگاه محيطزيست در توسعه پايدار كشور و تخريب روز افزون آن در كشور نگرانيهايي دربين استادان و دوستداران محيطزيست ايجاد شده كه اين نگراني بيشتر در مورد بخشهايي است كه در چند سال اخير به نام توسعه به محيطزيست وارد شده است.
نابودي گونههاي گياهي شمال
اظهارات دكتر شهرياري در حالي است كه معاون منابع انساني محيطزيست گلستان نيز تنوع گونههاي گياهي شمال را در حال از بين رفتن ميداند.
«مشكل ما كم شدن سطح جنگلها نيست بلكه همنوع شدن و هم ژن شدن جنگلهاست كه مشكل ايجاد ميكند.»
مهران جهانشاهي، همنوع شدن جنگلها را ناشي از نابودي تنوع گياهي ميداند و معتقد است كه بايد توجه ويژهاي به حفظ پوشش گياهي شود.
رئيس منطقه حفاظت شده جهان نماي گلستان نيز در اين زمينه ميگويد: براساس قانون، حفاظت از محيطزيست بر عهده مردم بوده و مشاركت مردم در اين امر مهم و ضروري است.
قنبرعلي تمسكني ميافزايد: اگر مردم در حفظ محيطزيست همكاري نكنند شاهد از بين رفتن گونههاي گياهي خواهيم بود.
مهمترين فاجعه زيستمحيطي
«مهمترين زمينه و اصليترين عامل تخريب محيطزيست اين است كه دغدغه حفظ محيطزيست و پايداري از ملاحظات زيستي در سبد اولويتهاي دولت جايگاه بالايي ندارد.»
اين را محمد درويش، عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور ميگويد.
به اعتقاد اين كارشناس، معمولا ملاحظات اجتماعي و اقتصادي به قدري پررنگ هستند كه ملاحظات زيستمحيطي در اين ميان ذبح ميشوند.
عضو هيات علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، منابع طبيعي و محيطزيست را بستر اصلي توليد عنوان ميكند و ميافزايد: اگر روند تخريب منابع طبيعي و محيطزيست كشور ادامه پيدا كند، ديگر بستر توليدي براي فعاليت در ديگر عرصهها نخواهيم داشت.
درويش با اشاره به اينكه هماكنون نيمي از عمق درياچه اروميه از دست رفته و 30درصد از سطح آن كاسته شده است، ميافزايد: با توجه به وضعيت ناهنجار تالاب پريشان، تالاب بختگان، مهارلو، ارژن و درياچه اروميه شايد بتوان گفت كه مهمترين فاجعه زيستمحيطي كه در كشور رخ داده، مرگ تالابهاست.
« در حال حاضر،خاكي را كه براي تشكيل هر يك سانتي متر مكعب از آن 800 سال زمان لازم است با سرعت 2ميليارد تن در سال از دست ميدهيم در حالي كه ميدانيم با نابودي اين خاك، هيچ كشوري حاضر نيست حتي با گرفتن ميلياردها تومان ذرهاي از خاك خودش را به ما بدهد.»
عضو هيات علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، خاطر نشان ميكند: حدود 4 سال پيش رتبه ايران از نظر پايداري محيطزيست در جهان 132 بود و در حال حاضر اين رتبه با 5 پله سقوط به 137 رسيده است اين يعني در هر سال از اجراي برنامه5 ساله چهارم توسعه يك پله از نظر پايداري محيطزيست سقوط كردهايم.
منبع : www.hamshahrionline.ir
کارشناسان منابع طبیعی با بررسی علم اکولوژی، حل مسائل زیستمحیطی، ارائه طرحهای عملی برای حفظ و توسعه پوشش گیاهی، بهرهبرداری صحیح از اراضی مطابق با قابلیت آنها، توسعه فعالیت آبخیزداری و مدیریت آب و خاک، تلاش میکنند تا این آرزو را محقق سازند.این رشته در مقطع کارشناسی دارای 5 گرایش محیطزیست، مرتع و آبخیزداری، جنگلداری، شیلات و علوم و صنایع چوب و کاغذ است.
الف) محیط زیست:
گرایش محیطزیست یک رشته چند بخشی یا بین رشتهای است و آمیختهای از علوم بیولوژی، اکولوژی، فیزیک، شیمی، ریاضی، آمار، اکولوژی کاربردی و جغرافیا میباشد.
در کشور ما محیط زیست در مقطع کارشناسی یکی از گرایشهای مهندسی منابع طبیعی است و در آن بیشتر به اکوسیستمهای طبیعی پرداخته میشود، اما استادان محیطزیست معتقدند که باید مثل سایر کشورهای دنیا، محیطزیست را به عنوان یک رشته مجزا ارائه دهیم و در آن علاوه بر اکوسیستمهای طبیعی به اکوسیستمهای شهری نیز پرداخته شود. چون در حقیقت محیطزیست به تعامل و ارتباط بین محیطهای انسانی و طبیعی میپردازد و صحیح نیست که این دو را مجزا از یکدیگر بررسی کنیم.(در سال 83 مهندسی محیط زیست به عنوان یک رشته مجزا در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، وابسته به وزارت آموزش و پرورش ارائه شده است.)
موقعیت شغلی در ایران :
در سال 1382 ارزش اقتصادی هر هکتار دریا از نظر تعدیل و تنظیم گازها، کنترل آشفتگی، تنظیم آب، تهیه آب، تصفیه آب، تولید مواد غذایی، تامین مواد خام، ارزش فرهنگی، توریسم و ... 71609310 ریال، هر هکتار ساحل 50244800 ریال، هر هکتار جنگل 12015600 ریال، هر هکتار مرتع 2876800 ریال و هر هکتار تالاب 183334000 ریال محاسبه شده است.متأسفانه بسیاری از این منابع ارزشمند که تجدیدناپذیر یا به سختی قابل تجدید هستند، در کشور ما به دلیل بیمبالاتی و بیتوجهی در معرض نابودی قرار گرفتهاند. چرا که ما توجه به قوانین و معیارهای محیطزیست را یک امر ضروری و اجتنابناپذیر نمیدانیم و حتی در نظر برخی از شرکتها و سازمانها، سازمان حفاظت محیطزیست، یک سازمان دردسرآفرین است و باید به نحوی از زیر اصول و قوانین آن شانه خالی کرد!و باز به همین دلیل در طرحها و پروژههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما، محیط زیست نه تنها حرف اول را نمیزند بلکه در انتها نیز جایگاه مشخصی ندارد! با این همه، چون امروزه مسائل و مشکلات زیستمحیطی صرفاً به یک کشور، یک منطقه یا یک قاره محدود نمیشود و هیچ کشوری نمیتواند ادعا کند که انتشار آلودگی و مشکلات ناشی از آن، مختص به کشور متبوعش میباشد، حفظ محیطزیست به یک ائتلاف جهانی تبدیل شده است و تمام کشورها و جوامع بشری پذیرفتهاند که باید در توسعه صنعتی با توجه به ارزیابی دقیق زیستمحیطی، تجدید نظر کرد.
این امر باعث شده است که در کشور ما نیز متخصصان محیطزیست در تمام مقاطع تحصیلی بویژه کارشناسیارشد و دکترا در سازمانهای متعددی از جمله:
سازمان حفاظت محیطزیست، شهرداریها، مهندسین مشاور، وزارت کشور، وزارت نیرو، سازمان توسعه و برنامهریزی، وزارت صنایع، وزارت نفت حضور داشته باشند. تا جایی که به گفته دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران، هیچ یک از فارغالتحصیلان کارشناسیارشد و دکترای محیطزیست بیکار نیستند.
درسهای این رشته در طول تحصیل :
دروس مشترک در گرایشهای مختلف مهندسی منابع طبیعی:
ریاضیات، فیزیک عمومی، زمینشناسی، گیاهشناسی، اکولوژی، شیمی عمومی، زیست شناسی، آمار و احتمالات، هوا و اقلیمشناسی، خاکشناسی عمومی، قوانین و مدیریت منابع طبیعی، جامعهشناسی روستایی، آشنایی با کامپیوتر، هیدرولوژی عمومی،
دروس تخصصی گرایش محیطزیست :
اکولوژی حیاتوحش، مبانی مدیریت حیاتوحش، بیولوژی حیوانات شکاری، پرندهشناسی، قوانین و مدیریت محیطزیست و شیلات، اکولوژی دریاها، فنون مدیریت حیات وحش، آلودگیهای محیطزیست، انسان و محیطزیست، پارکهای ملی، جنگل و پردیسها، طراحی و مهندسی پارکهای ملی و جنگلی، ارزیابی محیطزیست، پارکداری، جلسه بحث، پروژه.
ب) گرایش مرتع و آبخیزداری:
در گرایش مرتع و آبخیزداری دانشجویان میآموزند که با توجه به امکانات آبی، خاکی، اقلیمی، زمینشناسی و پوشش گیاهی چگونه میتوان از عرصه منابع طبیعی، به ویژه از مراتع موجود، بیشترین بهره را برد برای مثال با توجه به پوشش گیاهی یک منطقه، چه مقدار میتوان دام وارد منطقه کرد و چه مقدار عرصه کشاورزی داشت؟ همچنین به یاری مدیریت آبخیزداری میتوان از مسائلی مثل سیلاب و خشکسالی که ضررهای هنگفت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد، جلوگیری کرد. به عبارت دیگر، کارشناس این رشته با تقویت پوشش گیاهی، اصلاح آبراههها و بانکتزدن (ایجاد خطوط افقی بر روی دامنه کوهها و تپهها و کاشت نهال) میتواند از فرسایش خاک و ایجاد سیلاب جلوگیری کند.اهمیت این مسأله زمانی آشکار میشود که بدانیم کشور ما به دلیل پیشروی شنهای روان به مناطق مرکزی و شرقی کشور، در معرض بیابانزایی قرار دارد. همچنین فرسایش خاک، موجب پرشدن مخازن سدها و آسیبرسانی جدی به این منابع ارزشمند میگردد. به همین دلیل، لازم است به یاری متخصصان مرتع و آبخیزداری، از فرسایش آب و خاک جلوگیری کرد و در جهت اصلاح و توسعه مراتع قدم برداشت.
موقعیت شغلی در ایران :
شرط اول حیات اقتصادی ـ سیاسی هر کشور، استقلال و وجود نیروی انسانی متعهد، متفکر و کاردان است. زیرا نیروی انسانی لایق و کاردان میتواند با استفاده از قدرت تصمیمگیری و استقلال و برنامهریزی خوب دولت، از عامل دوم؛ یعنی منابع سرشار خدادادی از قبیل آب، خاک، جنگل، مرتع برای بهبود زندگی و رفاه مردم و جامعه بهرهبرداری کند. به عبارت دیگر تعادل این دو عامل، شرط مطلوب و اساسی بهرهوری بهینه و تداوم حیات یک جامعه است.کارشناسان منابع طبیعی نقش مهمی در ایجاد تعادل بین این دو عامل دارند. زیرا از یک سو، عامل مهمی در حفظ و گسترش منابع طبیعی هستند و از سوی دیگر، نحوه استفاده و بهرهبرداری بهینه از این منابع را میدانند.برای مثال، فارغالتحصیلان گرایش مرتع و آبخیزداری میتوانند با برنامهریزیهای صحیح و نظارت بر حسن اجرای آنها و آموزش به منظور اصلاح و توسعه مراتع، جلوگیری از فرسایش آب و خاک و پر شدن مخازن سدها و تثبیت شنهای روان، نقش بسیار مهمی در حفظ و گسترش منابع طبیعی از قبیل مرتع، آب و خاک داشته باشند.در کل فارغالتحصیل توانمند این رشته، فرصتهای شغلی مناسبی در شرکتهای دولتی، خصوصی و نیمهخصوصی مرتبط با وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، مؤسسه تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات خاک و حفاظت آبخیزداری، سازمان جنگلها و شرکتهای مشاوره منابع طبیعی دارد.
دروس تخصصی گرایش مرتع و آبخیزداری :
شناسایی گیاهان مرتعی، ژئو مرفولوژی، زراعت نباتات علوفهای، خاک مناطق خشک و نیمهخشک، هیدرولوژی کاربردی، حفاظت خاک، کارتوگرافی، ارزیابی خاکهای زراعی، اکولوژی مرتع، دامداری، اصلاح و توسعه مراتع، آنالیز و ارزیابی مراتع، جنگلکاری در مناطق خشک، آبخیزداری، مقدمات مردمشناسی عشایری، جلسه بحث، پروژه.
ج) گرایش شیلات:
صنعت شیلات در کشور ما در مقایسه با تحولاتی که در صید و صیادی جهان در 50 سال اخیر روی داده، نسبتاً جوان است و حتی سرانه مصرف ماهی در ایران از 5/4 کیلوگرم فراتر نرفته است؛ رقمی که همردیف سرانه ماهی در کشورهای فاقد ذخایر آبزیان است. این در حالی است که آبزیان، به دلیل کاهش کلسترول خون،جلوگیری از بروز بیماریهای قلب و عروق، وجود انواع اسیدهای آمینه مورد نیاز برای رشد و نمو بدن و داشتن درصد قابل توجهی مواد معدنی و ویتامین، ارزش غذایی بیشتری نسبت به گوشتهای قرمز و سفید دارند.از سوی دیگر، فعالیتهای شیلاتی در کشور، صرفنظر از تأمین بخشی از مواد پروتئینی، منبع مناسبی برای اشتغال، تأمین ارز و اهرمی برای توسعه و عمران مناطق ساحلی است. در واقع، در برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، شیلات جایگاه مهمی دارد.شک نیست که اجرای طرحهای شیلاتی کشور، به نیروهای کارآمد و متخصص نیازمند است، افرادی که با استفاده از منابع آبی برای تأمین پروتئین مورد نیاز مردم فعالیت کنند.هدف رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش شیلات، پرورش و آموزش کارشناسان و متخصصان در همین زمینه است. در این گرایش، دانشجویان با علوم مختلف بیولوژی جانوری، گیاهی و اکولوژی دریایی به عنوان زیربنای شیلات آشنا میشوند ، درباره آبزیان آبهای داخلی و دریایی، نحوه تکثیر و پرورش آبزیان، صید و صیادی ونحوه عملآوری فرآوردههای دریایی مطالعه میکنند.اهمیت این رشته زمانی آشکارتر میشود که بدانیم بهرهبرداری صحیح و پایدار از منابع دریایی، حفاظت از منابع و بازسازی ذخایر، تنوعبخشی در تولید و افزایش تولید، بهبود و ارتقای کیفیت محصولات شیلاتی از تولید به مصرف، استفاده از فناوریهای جدید مهندسی ژنتیک در شیلات، تولید فرآوردههای بیولوژیک، اشتغال و درآمد ارزی، بدون نگرش علمی و متکی بر یافتههای تحقیقاتی در شیلات، امکانپذیر نیست.
موقعیت شغلی در ایران :
آمارهای سازمان کشاورزی و خواروبار جهانی "فائو" نشان میدهد که درآمد خالص حاصل از تجارت ماهی (صادرات منهای واردات) کشورهای در حال توسعه، اخیراً به 7/17 میلیارد دلار رسیده است. این رقم بزرگتر از ارزش کل صادرات چای، برنج، کاکائو و قهوه است.در کشور ما نیز صنعت شیلات نقش مهمی در ایجاد اشتغال، بویژه از جهت کیفی دارد. زیرا بخش عمدهای از فعالیتهای شیلات در مناطق دورافتاده و محروم انجام میشود؛ مناطقی که حضور فعالیتهای انسانی از دید سیاسی و امنیتی بسیار مهم است. همچنین، ایفای نقشی که فعالیتهای شیلاتی در کاهش پدیده بیکاری پنهان در مناطق روستایی و سواحل صیادی دارد، برای کشور حائز اهمیت است. زیرا فعالیتهایی که به منظور استفاده از منابع کوچک آبی طبیعی و نیمهطبیعی برای پرورش ماهی، صنایع کوچک پشتیبانی، و فرآوری و تعمیر ادوات صیادی انجام میشود، در کاهش بیکاری پنهان و افزایش درآمد ساکنان این مناطق، بسیار مؤثر است. همانطور که پیش از این گفتیم، برای اجرای برنامههای شیلات، پرورش افراد فنی و کارشناس از اهمیت خاصی برخوردار است؛ افرادی که میتوانند با توسعه فعالیتهای آبزی پروری، بازسازی ذخایر دریای خزر و منابع آبهای داخلی، ترویج مصرف آبزیان پرورشی به عنوان غذای سلامتی، بهبود کیفیت عرضه آبزیان پرورشی، ایجاد مزارع انفرادی پرورش آنها و مراکز تکثیر آبزیان، ارائه آموزشهای مورد نیاز آبزی پروران به منظور تقویت و ارتقای دانش فنی تولید کنندگان، مطالعه وارائه مناسبترین روشهای تکثیر و پرورش آبزیان ، افزایش راندمان و بهبود کیفیت آبزیان پرورشی، شناسایی و مطالعه اراضی مستعد توسعه پرورش آبزیان و انجام تحقیقات در امر شناخت بیماریها، بهداشت و تغذیه آبزیان، نقش بسیار مهم و اساسی در رشد و ارتقای صنعت شیلات بر عهده داشته باشند.
دروس تخصصی گرایش شیلات :
لیمونولوژی، اصول تکثیر و پرورش آبزیان، تکثیر و پرورش ماهی، تکثیر و پرورش آبزیان، اکولوژی دریاها، اصول تغذیه آبزیان، ماهیشناسی عمومی، بیماریها و انگلهای آبزیان، هیدروتکنیک و طراحی استخرها، ماهیشناسی و سیستماتیک، بهداشت و تکنولوژی فرآوردههای شیلاتی، هیدروشیمی، جلسه بحث، پروژه.
د) گرایش جنگلداری:
موقعیت شغلی در ایران :
ایران با داشتن 24 تا 25 درصد بیابان از مجموع وسعت کشور، با مشکل مهم و حیاتی فرسایش خاک رو به رو است. این فرسایش، مشکلات اقتصادی بسیاری را در کانونهای بحرانی کشور ایجاد کرده است و تنها راه مبارزه با آن، احیای پوشش گیاهی مناطق بحرانی و حفظ و صیانت از جنگلها است. به عبارت دیگر، فارغالتحصیلان توانمند این رشته چون هم از اطلاعات فنی - مهندسی و هم از علوم طبیعی و اقتصادی و اجتماعی مربوط به مناطق جنگلی برخوردار هستند، فرصتهای شغلی مناسبی دارند که از آن جمله میتوان به کارشناس متخصص در تهیه طرحهای جنگلکاری و جنگلداری و سایر طرحهای مربوط به حفاظت و توسعه جنگلها در سازمان جنگلها و مراتع کشور، وزارت جهاد کشاورزی، شهرداریها، سازمان پارکها و فضای سبز و سازمان محیط زیست اشاره کرد. همچنین همکاری با شرکتها و مؤسسات مجری طرحهای راهسازی در زمینه نقشهبرداری، طراحی و محاسبه و اجرای راهها و جادههای جنگلی، فعالیت در شرکتهای مشاوره منابع طبیعی به صورت همکاری در طرحهای جنگلداری خصوصی و شرکتهای بهرهبرداری از جنگلها از جمله فعالیتهایی است که فارغالتحصیلان مهندسی منابع طبیعی گرایش جنگلداری میتوانند در آنها حضور داشته باشند.
دروس تخصصی گرایش جنگلداری:
اندازهگیری جنگل، جنگلشناسی، جادهسازی، جنگلداری، اقتصاد جنگل، بهرهبرداری جنگل، خاکشناسی جنگل، اکولوژی جنگل، درختشناسی، شناخت حیوانات شکاری،حقوق وقوانین منابع طبیعی، سیاست جنگل، حمل و نقل چوب، حمایت جنگل، جنگلکاری و نهالستانهای جنگلی، صنایع چوب، جلسه بحث، طرح جنگلداری.
ه) گرایش علوم و صنایع چوب و کاغذ:
موقعیت شغلی در ایران :
فارغالتحصیل علوم و صنایع چوب و کاغذ میتواند به عنوان مدیرفنی در بخشهای دولتی یا خصوصی مجتمعهای چوب و کاغذ و کارخانجات تولید چوب فعالیت کند یا به عنوان کارشناس در دفاتر فنی سازمان جنگلها و مراتع مشغول به کار گردد.
دروس تخصصی گرایش علوم و صنایع چوب و کاغذ :
فیزیک چوب، شیمی چوب، مدیریت صنعتی، چوببری ، روکش و تخته لایه ، استاندارد و درجهبندی چوب، صنایع مبلمان، مکانیک چوب، تخته خرده چوب، تخته فیبر، چوبخشککنی، تکنولوژی تهیه خمیر کاغذ، حفاظت کار و ایمنی در صنایع چوب، بازار چوب، سازههای چوبی، کنترل کیفیت محصول، کاغذسازی، جلسه بحث.
منبع: کتاب آشنایی با رشته های دانشگاهی سازمان سنجش آموزش کشورتالیف خانم فیروزه سودایی ونرم افزار سامان رشته ی سازمان سنجش
روند تحولات طرحهاي جنگلداري در جنگلهاي شمال يا جنگلهاي خزري در دو دوره زماني 1338 لغايت 1370 و 1370 تاكنون قابل بررسي است .
با تصويب قانون الزام بهره برداري جنگل در چارچوب طرح جنگلداري مصوب, نخستين طرح جنگلداري در جنگلهاي شمال در سال 1338 تهيه گرديد. در سال جهت تعيين نظام هاي جنگلداري و شيوه هاي جنگل شناسي شورايعالي جنگل, مرتع و خاك تشكيل گرديد, شوراي پيش گفته با همكاري كارشناسان كشورهاي اروپائي به ويژه كشور فرانسه روش هاي جنگلداري براي مديريت و اداره جنگل ها در چارچوب طرحهاي جنگلداري را مشخص نمودند به طوريكه براي جنگلهاي جلگه اي روش هاي شاخه زاد و شاخه و دانه زاد و جنگلهاي توليدي در اراضي ناهموار تا شيب 40 درجه روش جنگلداري دانه زاد ناهمسال و شيوه جنگل شناسي تدريجي- پناهي و جنگلهاي با شيب 40 تا 60 درجه نظام جنگلداري دانه زاد ناهمسال و شيوه جنگل شناسي تك گزيني و جنگلهاي با شيب بيش از 60 درجه طرحهاي حفاظتي و حمايتي پيشنهاد گرديد .
با توجه به اينكه هدف عمده از اجراي طرحهاي ياد شده برداشت چوب با رويكرد اقتصادي بوده و از طرفي حضور دام و دامداري در عرصه جنگل به عنوان معضل مطرح بوده بنابراين سياست عام جنگلداري در جنگلهاي شمال دانه زاد ناهمسال با شيوه تدريجي- پناهي و دانگ واحد تعيين شده است و تنها در طرح جنگلدراي ناو اسالم جنگلداري دانه زاد نيمه همسال و به ندرت در برخي از طرحهاي جنگلداري نظير دارابكلا و ليوان بنفش تهيه جنگلدراي دانه زاد ناهمسال اعمال شده است .
قابل ذكر است كه با توجه به مشكلات اجتماعي و اقتصادي در اجراي طرحهاي جنگلدراي, پس از پيروزي انقلاب مطالعه بخش اجتماعي و اقتصادي مورد توجه ويژه قرار گرفت .
تجارب طولاني مدت اجراي طرحهاي جنگلداري به روش دانه زاد همسال و شيوه تدريجي- پناهي و ناكامي اين شيوه در اجراي كامل موازين فني آن بدلايل متعدد از جمله شاخص نامعقول شيب به عنوان تنها عامل گزينش روش جنگلداري, شرايط اكولوژيكي و ساختار جنگلهاي شمال مبتني بر وجود اراضي ناهموار با تيپ هاي متنوع خاك, گونه هاي درختي متنوع با خواهش هاي اكولوژيك متفاوت و گاه متضاد با ساختار ناهمسالي طبيعي, وجود معضلات اجتماعي به ويژه حضور دام و جنگل نشينان, ناكافي بودن امكانات فني و مالي مجريان در اجراي بهينه بهره برداري متراكم و متمركز در واحد سطح منجر به تغيير ديدگاه جنگلداري در جنگلهاي شمال كشور گرديده است . مضاف بر اينكه توجه به حفظ ارزش هاي اكولوژيكي و ارجحيت آن بر ارزش هاي اقتصادي, ناكامي جنگلداري كلاسيك در كشورهاي توسعه يافته اروپائي, برداشت متمركز در واحد سطح طي دو قرن موجب تغيير نگرش كارشناسان داخلي و خارجي براساس مديريت علمي متناسب با شرايط اكولوژيكي جنگل ها و شناخت ژرف تر درخصوص اصول و قوانين حاكم بر جنگلهاي بكر گرديد و جنگلداري همگام با طبيعت به مثابه انديشه و ديدگاهي علمي و فني نوين در مديريت جنلگها مطرح گرديد و لذا از ابتداي دهه 1370 طرحهاي جنگلداري شمال كشور با نظام جنگلداري دانه زاد ناهمسال و شيوه هاي مختلف تك گزيني تهيه و يا در طرحهاي فعال در چارچوب روش جديد تجديد نظر گرديد .
تغيير نگرش مبتني بر جهت گيري جنگلداري دانه زاد همسال به دانه زاد ناهمسال موجد ديدگاههاي تكميلي نويني نيز بوده است, تعديل امكان برداشت در طرحهاي جنگلدراي, مطالعه و ارائه برنامه درخصوص خدمات توليدي غيرچوبي جنگل, تقدم دسترسي به قطعات مورد بهره برداري با احداث و توسعه شبكه جاده هاي جنگلي, اولويت تأمين امر حفاظت فيزيكي و فني, تسريع در خروج دام و جنگل نشينان و ارتقاي كيفي جنگلهاي موجود از جمله تدابير فني مكمل بر تغيير نگرش جنگلداري در جنگلهاي شمال كشور بوده است .
جنگلهاي خارج از شمال در اصطلاح به جنگلهاي خارج از نيم رخ شمالي رشته كوه البرز شامل جنلگهاي ارسباران, زاگرس, ايران و توراني و خليج و عماني اطلاق مي گردد. از آغاز مديريت دولتي جنگلها نيز جنگلهاي خارج از شمال به دليل غيرتجاري بودن كمتر مورد توجه قرار داشته است تا سال 1338 كه مقارن است با تشكيل سازمان جنگلباني ايران اقدامات انجام گرفته درخصوص جنگلهاي خارج از شمال پراكنده و موردي است از جمله ايجاد پاسگاههاي اخذ عوايد محصولات جنگلي, پيوند درختان پسته و بادام شيرين بر روي گونه هاي بنه و بادامك, گزارشات موردي, … پس از شروع تهيه طرحهاي جنگلداري در شمال كشور با اندكي تأخير تهيه طرح در جنگلهاي خارج از شمال نيز آغاز شد كه تاكنون فراز و فرودهاي قابل ملاحظه اي را شاهد بوده است, سير تحولات تهيه طرح در جنگلهاي خارج از شمال در سه دوره زماني عمده به شرح زير قابل تفكيك و بررسي است .
اوايل دهه 1340 سازمان جنگلباني ايران امر تهيه طرح را به جنگلهاي خارج از شمال تسري داد و در شروع تهيه طرح جنگلهاي زاگرس و ارسباران مورد توجه قرار گرفت, از آنجائيكه تهيه ذغال به صورت سنتي در جنگلهاي ياد شده رواج داشته جهت ساماندهي به امر ذغالگيري و افزايش راندمان توليد ذغال، تهيه و اجراي طرحهاي ذغالگيري در دستور كار قرار گرفت و تا لغايت سال 1351 طرحهاي متعدد ذغالگيري در دو منطقه زاگرس و ارسباران تهيه و برخي از طرحهاي تهيه شده به مورد اجرا گذاشته شد . در چارچوب اين طرحها آماربرداري عمدتاً به روش نواري با شدت 5 درصد صورت گرفته و سري مورد عمل به تعدادي برداشتگاه (عموماً ده برداشتگاه) تقسيم و در هر برداشتگاه حدود موجودي سرپا به شيوه تك گزيني طي دوره دهساله در برنامه بهره برداري قرار گرفت . تهيه و اجراي اين طرحها كه متناسب با جنگلهاي تخريب يافته به ويژه زاگرس نبوده است خوشبختانه از سال 1352 متوقف گرديده است .
با توقف طرحهاي ذغالگيري از سال 1352 تهيه طرحهاي جنگلداري قرق و احياء به منظور حفاظت و بازسازي جنگلهاي مخروبه شروع شد, عمليات اساسي تهيه طرح جنگلداري قرق و احياء مشابه جنگلهاي خزري اعمال گرديد و تا سال 1357 بالغ بر 480 هزار هكتار طرح در جنگلهاي خارج از شمال تهيه گرديد . مشكلات حاد اجتماعي و اقتصادي و و ابستگي شديد جنگل نشينان به جنگل و عرصه آن كه دامداري ساختار اصلي اقتصادي مناطق جنگلي را تشكيل مي داده مانع از اجراي كامل و موفقيت آميز طرحها بود به طوري كه معدودي از طرحها آن هم به صورت ناقص به مورد اجرا گذاشته شد . پس از پيروزي انقلاب و از اوايل دهه 1360 مطالعات بخش اجتماعي و اقتصادي, جهت رفع تنگناهاي اجرائي به مطالعات تهيه طرح افزوده شد اما درعمل تغييرات معني داري در ارائه برنامه ها و پروژه هاي اجرائي اعمال نگرديد و لذا اجراي اين طرحها نيز قرين توفيق نگرديد . از سال 1364 در كنار طرحهاي جنگلداري قرق و احياء تهيه طرح بهره برداري سقزاز درختان بنه شروع كه در چارچوب آن برنامه ها احيائي نيز پيش بيني گرديده بود اما دراين طرحها نيز برنامه بهره برداري اجرا ولي عمليات اجرائي ميسر نگرديد .
پس از ناكامي در اجراي طرحهاي برشمرده در سال 1375 توجه سازمان جنگلها و مراتع كشور بيش از پيش معطوف جنگلهاي خارج از شمال گرديد و حتي براي واحدهاي ستادي ذيربط جهت ارائه طرحها و برنامه هاي كارآمد ضرب الاجل تعيين شد . معاونت وقت امور جنگل با بازنگري طرحهاي قبلي, غير اقتصادي بودن اجراي طرحها, پراكنده كاري, اجراي صرف دولتي و عدم دخالت مردم در اجراي طرحها را دلايل عمده ناكامي اجراي طرحها برشمرده و تهيه و اجراي طرحهاي مديريت منابع جنگلي را پيشنهاد نمود, در چارچوب اين طرحها مطالعات جامع حوضه هاي آبخيز جنگلي, شناسائي خدمات توليدي غيرچوبي اكوسيستم جنگلي, اعمال واحدهاي عرفي در تقسيمات ارضي طرح به عنوان واحد برنامه ريزي, واگذاري اجراي طرحها به تشكل هاي مردمي متشكل از ذينفع هاي عرفي و نظارت دولتي بر اجراي طرحها لحاظ گرديده بود . تهيه و اجراي اين طرحها در آغاز با استقبال و اقبال مردمي مواجه بوده و ضمن اينكه در ادامه نيازمند رفع كاستي ها و نواقص به دليل شتابزدگي شروع كار بوده است, متأسفانه با ظهور و محوري شدن طرحهائي نظير طوبي و نهضت سبز طرح مديريت منابع جنگلي مرتعي معوق و سپس به صورت كمرنگ پيگيري شد .
در ادامه فعاليت ها در چارچوب صيانت جنگلهاي زاگرس تهيه طرح جنگلداري چند منظوره در دستور كار مديريت جنگلهاي خارج از شمال قرار گرفت . اهداف و ديدگاههاي كلي طرح جنگلداري چند منظوره مشابه طرح مديريت منابع جنگلي است و اميد مي رود با پيگيري هاي مجدانه اجراي طرحهاي جنگداري خارج از شمال قرين توفيق گردددرخت «راش» اولین گونه تجاری جنگل های شمال
درخت «راش» اولین گونه تجاری جنگل های شمال است که به رغم تحقیقات انجام شده و نیز برای گسترش کاشت این درخت در سطح جنگل به حمایت و تحقیقات بیشتری نیاز دارد.راش درختی است پهن برگ از تیره ای به همین نام که 24 درصد تعداد و 30 درصد حجم درختان جنگل های شمال را تشکیل می دهد.
تعداد زیادی از تحقیقاتی که درباره جنگل های شمال انجام می شود مربوط به این گونه است زیرا مرغوب ترین چوب را در کشور دارد و در اغلب نواحی جنگل های شمال می روید.با این حال به گفته کارشناسان آگاهی چندانی از خصوصیات ژنتیکی این درخت وجود ندارد و تحقیقات زیادی باید در این باره انجام شود.
یکی از کارشناسان ارشد جنگلداری درباره این گونه ارزشمند گفت: حدود 13 گونه راش در جهان شناسایی شده که 10 گونه آن مربوط به کشورهای شرق آسیاست.
میثم میرعباسی می گوید: «راش موجود در جنگل های شمال، گونه خزری یا هیرکانی با نام علمی« FagusOrientalis »است.
راش چوبی نیمه سنگین و نیمه سخت به رنگ کرم تا صورتی پررنگ دارد و خوش کار است.»این کارشناس ارشد جنگلداری ادامه داد: ارتفاع راش به 30 الی 40 متر و قطر آن به 5/1 متر می رسد و اغلب در محدوده ارتفاعی 600 الی دو هزار و 200 متری از سطح دریا دیده می شود، تنه آن صاف و استوانه ای است و بیشتر تنه را چوب تشکیل می دهد و مغز چوب آن کم است.
راش درختی است تک پایه و خزان کننده، دارای گل های مخروطی و میوه فندق که با زادآوری طبیعی یا بذرپاشی در پاییز و زمستان تکثیر می شود.
به گفته میرعباسی این درخت هر پنج سال یک بار بذر فراوان تولید می کند و در جوانی «جست» می دهد ولی در سنین بالا جست دهی آن کم می شود.
راش خاک حاصلخیز با گیاه خاک زیاد و مواد معدنی غنی و آب و هوای مرطوب و سرد را می پسندد.نجارها چوب راش را «چوب جنگلی» می نامند و از دید آنان مرغوب ترین چوب در ایران است و در صنایع روکش، تخته لایه، تراورس، مبل و ساختمان سازی کاربرد دارد.این درخت دارای مصارف روستایی بسیار است که از آن جمله می توان به ساخت در، پنجره، تیر، ستون، چهارپایه، کفش چوبی و گهواره اشاره کرد. از بذر این درخت روغنی استخراج می شود که 20 الی 25 درصد آن خوراکی و شامل گلیسریدهایی پالمتیک و اولئیک است.
به گفته کارشناسان راش درختی است سایه پسند با پوست نازک که در نتیجه گرما و تابش شدید آفتاب باعث آفتاب زدگی و سوختگی پوست آن و از بین رفتن کامبیوم می شود البته پوست نازک این حسن را دارد که صاعقه را از خود عبور می دهد و آسیب پذیری درخت بر اثر اصابت صاعقه کم می شود.
یوسف گرجی پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران توضیح می دهد: «از آنجا که این گونه اولین درخت تجاری جنگل های شمال است، در دهه های اخیر تحقیقات زیادی درباره آن انجام شده است.»
این در حالی است که خیلی از گونه های مهم نظیر ون، بارانک و گیلاس جنگلی در جنگل های شمال وجود دارد و چون اهمیت اقتصادی شان به اندازه راش نیست، تحقیقات کمی درباره شان انجام شده است. با وجود این پژوهش های انجام شده درباره راش، کاستی هایی به ویژه در بخش اکوتیپ و تنوع ژنتیکی دارند.
به گفته این پژوهشگر به جز موارد یاد شده تحقیقات زیادی در زمینه های جنگل شناسی، خواص مکانیکی چوب، بذر، تولید نهال و زادآوری راش انجام شده است.
گرجی بحری ادامه می دهد: در جنگل های بکر و طبیعی، زادآوری راش به صورت طبیعی و در سطح کوچک300 الی 400 متر مربعی انجام می شود.
به گفته او در سطح کمتر از هزار متر مربع، جنگل راش خودبه خود احیا می شود ولی اگر سطح بزرگ تر از هزار الی هزار و 500 متر مربع باشد، گونه های علفی غالب می شود، در این حالت باید عرصه را محصور و بعد از ریشه کنی گیاهان ناخواسته، بذرکاری یا نهال کاری کنیم، بهتر است در ابتدا گونه پرستار مانند پلت یا توسکا کاشته شود و تا حد امکان اجازه دهیم بذر راش به طور طبیعی، مستقر شود زیرا بذرکاری و نهال کاری راش به دلایل نه چندان مشخصی، چندان موفقیت آمیز نیست، اگر سطح خیلی بزرگ باشد، بذرکاری کپه ای یا خطی یا پلت یا توسکا انجام می دهیم و با ایجاد اشکوب نهال، بعد از سه سال، بذر یا نهال راش کاشته می شود.
به گفته کارشناسان راش در جنگل های شمال با گونه های متعددی همچون کوله خاس، سیاه گیله، آسپرولا، لوزولا، کارکس، خلر، شمشاد، ممرز و سرخدار تشکیل جامعه گیاهی می دهد و حضوری چشمگیر و تعیین کننده در گستره وسیعی از این جنگل ها دارد.
با توجه به ارزش فراوان چوب این درخت در صنایع چوب، انجام یافتن هر تحقیقی که ویژگی های آن را روشن تر کند، در افزایش ارزش افزوده محصولات راش تاثیر دارد.
جنگل های شمال 8/1 میلیون هکتار وسعت دارد و حدود 300 گونه درختی و درختچه ای در آن شناسایی شده است.
*مسوول روابط عمومی سازمان جنگل ها و مراتع
منبع : www.sarmayeh.net

همچنين كارشناسان معتقدند، درختان باعث ميشوند باد حامل ذرات ريز را شانه كنند و ميتوانند در هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند. اين موضوع براي مناطق بياباني و شهرهايي كه مورد تهاجم ريگ روان قرار ميگيرند، بسيار حائز اهميت است؛ چون با ايجاد كمربند سبز ميتوان از ورود گرد و غبار به داخل شهر جلوگيري كرد. همگام با شانه كردن گرد و غبار هوا، جنگل مقدار زيادي از باكتريها و ميكروبهاي معلق در هوا را در لاي شـاخ و بـرگ خود رسوب ميدهد. چراكه مقدار باكتريهاي موجود در هواي جنگل به مراتب كمتر از مناطق غيرجنگلي است. طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان كاج، چارمغز، پيسهآ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوكاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشك و داغداغان از خود موادي در هوا پخش ميكنند كه باعث از بين رفتن بسياري از باكتريها و قارچهاي تكسلولي و برخي از حشرات مضر ميشود.
تحقيقات نشان داده است كه اهميت جنگل فقط در تصفيه هوا از گرد و غبار نيست، بلكه در ضدعفوني كردن هوا هم نقش موثري دارد و اين مساله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستانها، مدارس و اماكن عمومي را به خوبي گويا ميسازد. در روزهايي كه توفان گرد و غبار شهر را فرا ميگيرد انبوهي از خاك در منازل و معابر مينشيند و همه جا آلوده ميشود. در چنين هوايي تنفس دشوار ميشود و امكان فعاليتهاي روزمره در فضاي آزاد براي مردم دشوار است به طوري كه كارشناسان از مردم ميخواهند كه از منزل خارج نشوند.
خـســارت بــه مـحـصـولات كـشـاورزي بـخـشـي از اثـرات گرد و غبارها بويژه در مناطق مرزي است، با توجه به فصل باروري نخيلات، تودههاي خاك روي درختان خرما در مناطق جنوبي كشور مينشيند و با آلوده كردن آنها به توليد محصول آنها خـسـارت مـيزنـد. بررسيها نشان داده است كه صيفي و سبزيهاي خوراكي نيز از خاك در امان نيستند و با نشستن لايهاي از گرد و غبار روي اين محصولات برگ آنها به زردي ميگرايد و از بين ميرود. پديده گرد و غبار از تامين هواي مورد نياز براي عمل فتوسنتز گياهان جلوگيري ميكند و تاثير زيادي بر كاهش عملكرد محصولات زراعي دارد و همچنين باعث ايجاد عوارض گوناگون تنفسي در دامها ميشود.
به اين ترتيب كاشت درختان يكي از عواملي است كه ميتواند ضمن كنترل پراكنده شدن گرد و غبارها نفس زمين را براي تصفيه برخي آلايندههاي هوا تازه كند. از اين رو توسعه فضاي سبز شهري يكي از شاخصهاي توسعهاي است كه مديران شهري بايد به آن توجه كنند
|
|
|
نبود فضاي سبز مناسب در شهرهاي بزرگ موجب به وجود آمدن مشکلات روحي و رواني و جسمي فراواني شده است. آلودگي هاي زيست محيطي نيز مشکل هميشگي محيط هاي شهري بوده و در کنار آن تامين انرژي از مهم ترين چالش هاي جهان کنوني است؛ به همين دليل استفاده از فضاي سبز غيرهم سطح براي بالابردن سرانه فضاي سبز شهرها در بسياري از نقاط جهان مرسوم شده است. توجه جدي به اين نوع از فضاي سبز در دنياي امروز مي تواند راهکاري عملي و مقرون به صرفه براي حل بسياري از مشکلات محيط زيستي شهرها به حساب آيد. |

اشعه فرابنفش انرژی الکترومغناطیسی است که طول موج کوتاه و انرژی زیادی دارد و برای چشم انسان نامرئی است و در طیف الکترومغناطیسی ، بین اشعه ایکس و نور مرئی قرار دارد. وجود این اشعه در نور خورشید باعث آفتاب سوختگی پوست بدن میشود. این اشعه طول موجی بین 0.0144 میکرومتر و 0.39 میکرومتر را دارد.
گستره اشعه فرابنفش
اشعه فرابنفش بین طول موجهای 0.0144 میکرومتر و 0.39 میکرومتر است. اشعه فرابنفش را به سه منطقه تقسیم میکنند:
ماورا بنفش با طول موج بلند یا ماورا بنفش A : این اشعه بین طول موجهای 0.39 و 0.315 میکرومتر قرار دارد. نسبت این اشعه در نور آفتاب ، قوس الکتریکی زغال و چراغهای الکتریکی معمولی زیاد است.
ماورا بنفش با طول موج متوسط یا ماورا بنفش B : این اشعه بین طول موجهای 0.315 و 0.28 میکرومتر است. این اشعه در نور چراغ بخار جیوه و قوسهای الکتریکی با الکترودهای فلزی وجود دارد، تاثیر آنها در پوست شدید است.
ماورا بنفش با طول موج کوتاه یا ماورا بنفش C : این اشعه شامل طول موجهای کوتاهتر از 0.28 میکرومتر است و فقط در قوس الکتریکی جیوه وجود دارد.
جذب اشعه فرابنفش
از شیشه معمولی فقط اشعه فرابنفش A عبور میکند. در صنعت شیشههایی با ترکیبات مخصوص میسازند که طول موج 0.26 یعنی ماورا بنفش B و A و قسمتی از C را نیز عبور دهد.
شفافیت کوارتز خیلی بیشتر از شیشه است و فقط طول موجهای کوتاهتر از 0.18 میکرومتر در آن جذب میشود. به همین سبب حبابهای چراغهای مولد اشعه فرابنفش را از کوارتز تهیه میکنند.
آب خالص برای اشعه فرابنفش ، شفافترین مایعات است و طبقات نازک آن امواج بلندتر از 0.2 میکرومتر را از خود عبور میدهند.
گازها معمولا برای اشعه فرابنفش ، شفاف هستند و طول موجهای بلندتر از 0.18 میکرومتر از لایههای نازک هوا بخوبی عبور میکنند.
منابع اشعه فرابنفش
منابع اشعه فرابنفش خیلی زیاد است. تعدادی از آنها عبارتند از:
قوس الکتریکی زغال
نسبت اشعه فرابنفش در قوس الکتریکی زغال نسبتا کم است، ولی اگر اکسیدهای فلزی به الکترودهای زغالی اضافه کنند، مقدار این اشعه افزایش مییابد. برای این کار الکترودهایی میسازند که در آنها یک غلاف زغالی دور اکسید فلزی را گرفته است. قوسهایی که الکترود آنها از فلز خالص ساخته شده باشند، نیز به نسبت زیاد اشعه فرابنفش دارند.
چراغهای بخار جیوه
مهمترین و متداولترین منابع اشعه فرابنفش چراغهای بخار جیوه هستند که با مصرف کم نیروی الکتریکی ، مقدار زیادی اشعه فرابنفش تولید میکنند. قسمت اساسی لامپ از لولهای از جنس کوارتز ساخته شده است که در دو طرف آن دارای دو مخزن جیوه است.
اندازه گیری اشعه فرابنفش
اساس اندازه گیری اشعه فرابنفش متکی به خواص فیزیکی و شیمیایی آن است. وسایلی که برای اندازه گیری اشعه فرابنفش وجود دارد، اکتی نومتر (Actinometer) نامیده میشود و به سه دسته تقسیم میشود:
پیل ترموالکتریک : جسمی را که کلیه اشعه را جذب میکند، در معرض تابش اشعه قرار داده و حرارت حاصله را اندازه گیری میکنند.
اکتی نومتر فیزیکی : مهمترن این نوع اکتی نومترها سلول فوتوالکتریک (Photoelectric) است که از یک حباب از جنس کوارتز که به خوبی تخلیه شده است، تشکیل شده و نیز شامل دو الکترود است.
اکتی نومتر شیمیایی : املاح نقره در اثر تابش اشعه فرابنفش احیا شده و چون نقره آن آزاد میگردد، املاح سیاه رنگ میشود. اکتی نومتری که متکی به خاصیت فوق است، اکتی نومتر بوردیه (Bordier) است.
خواص فیزیکی و شیمیایی اشعه فرابنفش
خواص فیزیکی اشعه فرابنفش
خاصیت فوتوالکتریک
اگر اشعه فرابنفش به فلزات بتابد، از آنها الکترون جدا میکند، ولی جدا شدن الکترون در کلیه فلزات به یک اندازه نیست و حساسیت کادمیوم بیش از همه میباشد. مقدار الکترونی که از فلز جدا میشود، متناسب با مقدار انرژی اشعهای است که به آن میتابد.
خواص شیمیایی اشعه فرابنفش
خاصیت فلوئورسانس
یکی از خواص مهم و جالب اشعه فرابنفش خاصیت فلوئورسانس آن میباشد. اگر در مقابل اشعه فرابنفش و یا یک چراغ بخار جیوه ، اجسامی از قبیل گچ و کولوفان (Colophan) و محلول سالسیلات دو سود یا آنتی پیرین و یا بعضی از سنگهای معدنی را قرار دهند، ملاحظه میشود که هر یک به نسبت جذب اشعه به رنگهای مختلف درخشندگی پیدا میکند. این خاصیت نیز بستگی به طول موج و شدت جذب اشعه دارد. بعضی اجسام در مقابل اشعه فرابنفش با موج بلند این خاصیت را ندارند و به عکس در مقابل اشعه فرابنفش با موج کوتاه خاصیت فلوئورسانس پیدا میکند.
خاصیت فوتو شیمیایی
اشعه فرابنفش باعث تعداد زیادی فعل و انفعالات شیمیایی میشود و این خاصیت در اشعه با موج کوتاه 0.3 میکرومتر شدیدتر است. از جمله مانند نور مرئی که املاح نقره را تجزیه و فلز آنها را آزاد میسازد و این خاصیت در اشعه با موج کوتاه بیشتر است. مدتها برای اندازه گیری مقدار اشعه فرابنفش از این خاصیت استفاده میکردند.
کاربرد اشعه فرابنفش
برای ضد عفونی کردن آبها
تحریک پذیری شدید روی اعضای حسی سطحی
تخریب نسوج
تخریب باکتریها
2- یحیی نظیری (1359-1358)
3- عباسعلی زالی (1359)
4- سید محمد میرمحمدی (1361-1359)
5- محمود زارع زاده(1366-1362)
6- علی فضیلتی (1367-1366)
7- جلال رسول اف ( 1369-1367)
8 – ربیع فلاح (1376-1370)
9- سید حمید کلانتری (1380-1376)
10- محمد صمدی(1384-1380)
11- خدا کرم جلالی (1386-1384)
12- فرود شریفی (1386)
تیرماه 1388 دومین سال رئیس دوازدهم به پایان رسید و وارد سال سوم شد .
راستی ، چه کسی می تواند عملکرد این سروران را ارزیابی کند و چگونه؟

باد جريان هوايي است كه از مراكز فشار زياد به طرف مراكز كم فشار به حركت در ميآيد. هر چه شيب فشار (تفاوت فشار) بين دو نقطه بيشتر باشد شدت جريان هوا نيز بيشتر خواهد بود. تفاوت فشار دو نقطه را گراديان فشار ميگويند.
1- بادهاي آليزه (تجارتي) : اين بادها در نيمكرههاي شمالي و جنوبي به ترتيب از شمالشرقي به جنوبغربي و از جنوبشرقي به شمالغربي در حال وزشند بادهاي تجارتي در زبانهاي اسپانيوليـ ايتاليايي و فرانسوي به ترتيب Alisios و Alisei و Alizes در زبانهاي آلماني تحت عنوان Passat مينامند تمام اين اسامي فاقد منشاء شناخته شدهايي ميباشند. اين بادها در بين منطقه پرفشار جنب حاره و همگرايي ميان حارهايي در بخش اعظمي از اين مناطق در تمام طول سال ميوزد. و با ثباتترين بادهاي كره زمين ميباشند. در نيمكره جنوبي به علت مداومت فشار زياد جنب حاره، بادهاي تجارتي به طور منظم وزيده و طوقهايي را تشكيل ميدهند. از اينرو تجارتيهاي سطحي در نيمكره شمالي حالات منظمتر و قويتري دارنده وسعت نفوذ كمربند تجارتيها در نيمكره شمالي در حدود 2500 كيلومتر و در نيمكره جنوبي در حدود 3000 كيلومتر است. در سطح فوقاني كمربند حاره در حدود 10 كيلومتري از سطح زمين، بادهايي با جهت مخالف تجارتيها مي خورند، كه آنها را آنتيتريد (ضد تجارتي) ميگويند.
2- بادهاي موسمي : كلمه موسم داراي ريشه عربي است و به معني فصل ميباشد به بادهايي كه در فصول متضاد سال با جهات مخالف مي وزند موسميها گفته ميشود. اين بادها در زمستان، به صورت جريان سردي از خشكي به دريا و در تابستان به صورت جريان هواي مرطوب و گرمي از دريا به خشكي ميوزند. در تابستانها، قاره آسيا گرم شده و به علت تشكيل كمفشارهاي حرارتي گسترده در خليج فارس و آسياي مركز و دشت راجستان هند، از اقيانوس هند و آرام بادهايي به جهت اين مراكز كشيده ميشوند اين شرايط همزمان با استراليا و توأم با تشكيل يك آنتيسيلكون در روي آن ميباشد. كه بادهاي خروجي از آن، ضمن عبور از استوا با جهت جنوب غربي به جهت آسيا كشيده ميشوند و موسميهاي تابستاني در آسيا را بوجود ميآورند.
بادهاي غربي : در گستره جهاني اغلب در عرض هاي ميانه و بين حدود 35 تا 65 درجه عرض جغرافيايي و يا به عبارت ديگر از پر فشار جنب حاره به مناطق كم فشار جنب قطب شيوع دارند.
اين بادها از نظر جهت و استمرار داراي خصوصيات متغيرند در سرعت و جهت حركت آنها جريانات موجي بويژه سيلكونهاي سيار و آنتي سيلكونهايي كه در منطقه نفوذ اين بادها از غرب به شرق حركت ميكنند اثر عمدهاي دارند از اينرو ممكن است بادهاي مذكور ضمن وزش از غرب به شرق خصوصيات طوفاني هم داشته باشند در زمستانهاي نيمكره شمالي توسعه آنتيسيلكونهاي قارهايي و بعضاً حتي سيكلونها از توسعه بارز بادهاي غربي ممانعت به عمل آورده و بدين جهت بادهاي مزبور به نحو بارزي بر روي اقيانوسها توسعه مييابند ولي چون در عرضهاي ميانه نيمكره جنوبي، شرايط قارهايي تقريباً حاكميتي ندارد. بادهاي غربي هم تقريباً حالت كمربند جهاني بخود گرفتهاند.
بادهاي محلي : اين بادها منطقه كوچكي را در برگرفته و معمولاً منحصر به لايههاي بسيار پايين اتمسفر است.
1- نسيم درياو خشكي : اين بادها حاصل تفاوت روزانه درجه حرارت بين درياها و خشكيها ميباشد به هنگام روز، ميزان فشار هواي درياها در مقايسه با خشكيهاي همجوار به علت پايين بودن نسبي درجه حرارت بيشتر است از اينرو جريان هوايي از طرف دريا به طرف خشكي برقرار ميگردد و شب هنگام خشكيها سرد شده و به علت افزايش فشار هواي سطوح آنها جريان بادي از خشكي به سوي دريا ميوزد.
2- بادهاي كوه و دره : اين بادها در اتمسفر آزاد، در نتيجه تفاوت گرماي حاصله بين درهها و دشتها كه منجربه اختلاف فشار بين نواحي ياد شده ميگردد بوجود ميآيند.
3- فون (Foehn) : باد گرم و خشكي است كه در سمت پشت به باد يك پشته كوهستاني بروز ميكند و اين نام منشاء خود را از آلپ گرفته است.
زماني كه هواي نسبتاً مرطوبي بر پشته كوهي صعود ميكند سرد شده، تراكم حاصل از اين امر به صورت بارندگي در جهت رو به باد ظاهر ميشود و چنانچه در ارتفاعات ذخيرهايي از هواي سرد انباشته نباشد جريان هوا ضمن گذر از پشته كوهستاني بتدريح در شرايط بيدررو، در داخله پشت به باد گرم و خشك ميگردد به طور كلي، در زمان جريان اين باد، ميزان نم نسبي به طور ناگهاني پايين ميآيد بارندگي قطع ميگردد. در زمان حداكثر شدت باد، درجه حرارت به حداكثر خود ميرسد و عموماً از ميزان فشار هوا كاسته ميشود. ذوب برفهاي زمستاني، خشكي و سوزاندن مزارع و ايجاد شرايط مساعد براي حريق جنگلها از ديگر نشانههاي بروز بادهايي با خصوصيات باد «فون» ميباشد.
منبع: http://www.cloudysky.ir/
http://en.wikipedia.org/wiki/File:Earth_Global_Circulation.jpg
فرسایش خاک ایران 5 برابر کشورهای آسیایی
ایران، سالانه 2 میلی متر باریكتر می شود
سالانه 2 میلیمتر از سطح رویی خاك كشور فرسایش یافته و روانه خلیج فارس و خزر میشود. به گزارش شبکه خبر، رئیس مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی مازندران با اعلام این خبر افزود: فرسایش خاك، در ایران، روند صعودی داشته، به طوری كه فرسایش خاك در كشور، 5 برابر متوسط كشورهای آسیایی است. "محمد امینی" اضافه كرد: 125 میلیون هكتار، از 163 میلیون هكتار وسعت كشور، در معرض فرسایش آبی است. در گزارش های غیر رسمی تاكنون بارها ایران از نظر شدت و حجم فرسایش خاك، دومین كشور آسیب پذیر جهان اعلام شده است. با وجود این تاكنون نهادهای مربوط، از انتشار هر گونه گزارش جامعی در این باره خودداری كردند.
فرسایش خاك در بخش های زیادی از طبیعت، باعث گسترش بیابان زایی و فقر میشود.
منبع : پایگاه ملی داده های علوم زمین
نتيجه مطالعات يك گروه محقق بينالمللي شامل كارشناساني از دانشگاه كمبريج و كالج سلطنتي لندن در مورد جنگلهاي آمازون بيانگر اين واقعيت است كه تهي كردن جنگلها از درخت براي ساختن الوار و مسطح كردن آن براي كشت محصولات كشاورزي و امور دامداري گرچه ممكن است در كوتاه مدت باعث افزايش ثروت و بهبود وضع زندگي در بخشهايي از برزيل شود اما اين توسعه پايدار نبوده با گذشت زماني نهچندان طولاني شرايط زندگي مردم به حالت اوليه خود كه پايينتر از سطوح شناخته شده بينالمللي است باز خواهد گشت.
به گفته اين گروه محقق، از سال2000، حدود 155هزار كيلومتر مربع از جنگلهاي بارانزاي آمازون در كشور برزيل دستخوش تجاوز و تعدي عدهاي فرصتطلب و سودجو قرار گرفت و اين تخريب به حدي است كه بهطور متوسط سالانه بيش از يك ميليون و 800هزار هكتار (تقريباً به اندازه مساحت كشور كويت) از جنگلها به مراتع و چراگاه و مزارع كشاورزي تبديل ميشوند.
تيمي كه اين گروه محقق را پشتيباني ميكند تجزيه و تحليلي روي زندگي افرادي كه در 286 قصبه آمازون ساكنند انجام داده و به اين نتيجه رسيده است كه اين مناطق اگرچه ابتدا توسعه زيادي داشتهاند ولي در نهايت سرانه درآمد اين جوامع محلي نيز سطح معيشت و سوادشان تنزل داشته است.
آمازون يكي از مناطقي است كه كمترين توسعه را در برزيل داشته است، اگر چه فرض بر اين است كه جايگزيني جنگلها با مزارع غلات و مراتع براي چراي دامها و الواركردن چوب درختان ممكن است به پر كردن جيبها بينجامد و شرايط زندگي را دگرگون سازد اما در درازمدت اين درآمدها پايدار نميماند.كيفيت زندگي مردم با توجه به سطح درآمد، ميزان سواد و طول عمر افراد سنجيده ميشود اما در آمازون شرايط بدين گونه نيست چون درآمد بالا به گسترش علم و دانش، كيفيت بهداشت و عمران و آباداني كمك چنداني نكرده است.
آندرو فورد، سرپرست گروه تحقيق معتقد است كه جنگلهاي آمازون در جهان به خاطر ارزشهاي طبيعي، تنوع زيست بوم و نوع آب و هوا منحصر به فرد است و اگر به همين وضع از جنگلها بهره كشي شود زمان زيادي نميگذرد كه گسترش جنگل زدايي تا مرز زمينهاي لميزرع پيش خواهد رفت.
تبديل جنگلهاي آمازون به بيابان
به گفته وي، برداشت بيرويه از چوب درختان و چراي بيوقفه در مراتع و كاشت محصولات كشاورزي در مناطق آمازون به سرعت زمينها را تضعيف كرده آنها را به زمينهايي غيرقابل كشت تبديل ميكند. بهعنوان مثال يك سوم از مناطقي كه بهعنوان چراگاه از اوايل سال1990 مورد استفاده قرار گرفتهاند در حال حاضر به بيابان تبديل شده و قابل استفاده نيستند. وي هشدار ميدهد كه با توجه به هجوم جمعيت مهاجري كه بهعنوان گله دار، زنبوردار، دهقان، معدنچي، نجارو زمينخوار به منطقه سرازير ميشوند بايد منتظر فجايعي خطرناك در آمازون باشيم.
آندرو فورد ياد آور ميشود، به همان اندازه كه بهرهبرداري از اين مناطق براي عدهاي سودجو خوشايند است صدها برابر براي محيطزيست خطرناك است و جلوگيري از اين كار به سود مردم منطقه و جهان خواهد بود. البته اين كار بسيار دشوار است و همت جهاني را ميطلبد.
Science news
مهمترين چالش حفاظت از جنگلها، امروزه در جوامع جهان سوم بروز كرده است و اصولا سياستهاي مديريت جنگل و نحوه حفاظت از اين منابع، بيشتر دربرگيرنده جوامع جهان سوم و عقبمانده ميشود. در اين جوامع و كشورها علل اصلي تخريب جنگلها به يك عامل ريشهاي به نام فقر برميگردد. پايين بودن درآمد سرانه به سبب نداشتن شغلهاي مناسب باعث شده است كه طيف گستردهاي از جوامع ساكن در اين كشورها، براي گذران زندگي، به منابع طبيعي وابسته باشند. اين جوامع حتي براي تامين زندگي روزمره خود نيز وابستگي شديد و غيرقابل باوري به اين منابع دارند. عدم توسعهيافتگي و فقدان اوليترين و بديهيترين لوازمات اوليه زندگي از جمله راههاي ارتباطي، آب آشاميدني، سوخت مناسب و... باعث شده است كه جوامع ساكن در عرصههاي منابع طبيعي بهشدت براي تامين نيازهاي خود اين منابع را تحت فشار قرار دهند.

كمتر كسي است كه در اين عرصهها زندگي كند و بيش از 70درصد نيازهاي زندگي خود را از اين عرصهها تامين نكند. يك جامعه محلي براي تامين زمين كشاورزي، غذا، سوخت، فراهمكردن سرپناهي براي محل زندگي و حتي پوشاك خود بهشدت از اين منابع استفاده ميكند. شغل جامعه بزرگي از كشور را دامداري يا كشاورزي توأم با دامداري تشكيل ميدهد كه هردوي اين فعاليتها مستقيما در عرصههاي منابع طبيعي صورت ميگيرند و تنها درآمد ممكن براي جامعه بزرگ روستايي و عشايري كشور را فراهم ميكنند.
جنگلها و مراتع، زمين لازم را براي كشاورزي و هر نوع فعاليت ديگر عمراني تامين ميكنند كه خود نوعي از تغيير كاربري در اين عرصههاست. در مقابل اين چالش بزرگ يعني تغيير كاربري مراتع و جنگلها، دامداري نيز به صورت مستمر و مستقيم از عرصههاي جنگلي و مرتعي بر اين عرصهها فشار مضاعفي وارد ميكند كه خود نوع ديگري از تنزل كمي و كيفي اين عرصهها را باعث شده است. البته بايد اذعان كرد كه دولت هيچ گزينه ديگري غير از 2 شغل بالا را عملا براي اين جامعه فراهم نياورده است و شايد بهجرأت بتوان گفت فقدان سياستهاي درازمدت و اصولي در اين موضوع، خود يك چالش بزرگتر به شمار ميآيد.
برخي از مطالعات انجاميافته در جنگلهاي زاگرس نشان ميدهد كه يك روستايي در بيش از 70مورد زندگي خود به اين جنگلها وابسته است.
استفاده از چوب براي تامين سوخت زمستان و پختوپزهاي روزانه، ساختن خانه و حصار مزارع استفاده از شاخ و برگ درختان به عنوان علوفه دام، استفاده از بذر و برگ درختان جنگلي به عنوان غذا و دارو، درست كردن انواع ظروف از چوب و... تنها نمونههايي اندك از وابستگي جامعه بزرگي از كشور به اين جنگلهاست و شايد بتوان هزاران نمونه از اين وابستگيها را ذكر كرد.
آنچه تاكنون انجام دادهايم
در خصوص فعاليتهاي دولت در خصوص رهايي از اين وضعيت در طول دهههاي گذشته، اقدامات انجامگرفته عملا پاسخگوي رفع مشكل و جلوگيري از روند تخريبي جنگلها نبوده است. گذشته از آنكه ساختارهاي تشكيلاتي سازمانهاي مرتبط با حفاظت جنگل، پاسخگوي اقدامات وسيع در عرصههاي گسترده جنگلي كشور نبوده و نيست و افزون بر آن نيز اعتبارات و امكانات لازم براي اقدامات احيايي و حفاظتي هم، در هيچ برههاي از زمان در اختيار متوليان امر قرار نگرفته است- كه از مقوله اين نوشتار خارج است و در مجالي ديگر به آن پرداخته خواهد شد- سياستهاي اجرايي و استراتژي تنظيمشده در اين بخش نيز ناكارآمد بود يا اگر نيمنگاهي به بحث مشاركت و تغيير معيشت داشته عملا به مرحله ايجاد درنيامده است.
سياستهاي نوين جهاني
در بسياري از كشورهاي دنيا سياستهاي نوين حفاظتي مبتني بر تغيير معيشت و كاهش وابستگي به جنگلها از طريق كاهش و قطع اين وابستگي، ايجاد اشتغالهاي جايگزين و تغيير نوع استفادههاي جاري از سرزمين در حال اجراست كه نتايج بسيار موفقي هم در كشورهاي مختلف آسيايي و آفريقايي در پي داشته اما آنچه در كشور ايران اتفاق افتاده، در حد تدوين اسناد و استراتژيهاي كتابخانهاي غيراجرايي مسكوت مانده و ساختارهاي قانوني و مقرراتي مالي و اداري تاريخگذشته سازمانهاي متولي، اجازه بروز و ظهور اين سياستهاي نوين را نداده است.
بسياري از سياستهاي حفاظتي نوين در بخش جنگلها مبتني بر اصل مشاركت مردم محلي در مديريت و اداره جنگلهاست. در اين ديدگاه مردم محلي نهتنها در مديريت جنگلها كنار گذاشته نميشوند و به آنها به چشم بيگانگاني كه دائما در حال تخريب جنگلها هستند نگاه نميشود بلكه صاحبان اصلي جنگل تلقي شده و اصليترين نقش در مديريت اين عرصهها به آنها داده ميشود. در اين ديدگاه مردم فقير و بهاصطلاح كمسواد محلي اصليترين و مهمترين مديران و برنامهريزان جنگل هستند و در يك كلام آنها هستند كه براي چگونگي حفاظت، بهرهبرداري و احياي جنگل برنامه ميدهند و دولت، تنها نقش تدوين استراتژيهاي كلان و نظارت را برعهده دارد.
چنين ديدگاهي براي اجراييشدن، سازوكارهاي اجرايي و قوانين متناسب لازم خود را ميطلبد كه با ساختارهاي فعلي و تشكيلات كنوني سازمانهاي متولي، به هيچ عنوان همخواني ندارد؛ چرا كه ساختارهاي تشكيلاتي و همچنين قوانين و مقررات اداري و مالي مربوط به اين سازمانها عملا مربوط به 40-30سال گذشته است كه بستر و شرايط لازم را براي اجراي اين سياستهاي نوين نميدهد و لذا لزوم تجديدنظر جدي در اين خصوص بهشدت احساس ميشود. جهت روشن شدن مطلب، مثالي از اين دست آورده ميشود:
يكي از جديدترين سياستهاي حفاظتي، واگذاري مديريت جنگلها به مردم محلي است به گونهاي كه جوامع ساكن بايد تمامي كارهاي حفاظتي و احيايي و مديريتي منطقه جنگلي را برعهده بگيرند و تمامي هزينهها و درآمدهاي آن بايد توسط خود ساكنان عرصه مديريت شود؛ مثلا فردي به جاي دامداريكردن در عرصههاي جنگلي مسئوليت جنگلكاري و احياي جنگل و توليد نهال آن را عهدهدار شود و بدينترتيب تغيير شغل صورت ميگيرد ولي درآمد جامعه محلي ساكن در جنگل نيز آسيب نميبيند.
اما به لحاظ قوانين اداري مالي واگذاري چنين امري به مردم محلي عملا غيرممكن است چرا كه دارابودن صلاحيتهاي مالي و فني بسيار پيچيدهاي كه زاييده دستگاههاي نظارتي مختلف در كشور است يكي از شروط لازم به شمار ميرود كه بايد از طريق مزايدههاي گوناگون پردرسر احراز شود كه درنهايت برنده چنين فرايند عجيب و غريبي، نه جامعه محلي ساكن در دورافتادهترين روستاها، كه شركتهاي بزرگ پيمانكاري خواهند بود كه دردي از مديريت جنگل را دوا نخواهند كرد و اين سياست راهگشا نيز در ايران به بنبست انجاميده است.
لذا در چنين شرايطي براي همگامشدن با حركت شتابان سياستهاي نوين جهاني در عرصه مديريت و حفاظت از جنگل لزوم تجديدنظر اساسي در ساختارها و قوانين و مقررات سازمانهاي متولي بهشدت احساس ميشود.
*مديركل دفتر امور منابع جنگلي
محوطه سازی سبز و طراحی باغ و فضای سبز آنچه حرف اول را می زند آشنایی طراح با گیاهان متنوع و خصوصیات گیاهان مختلف برای منظورهای خاص می باشد . در اینجا به تعدادی از گیاهانی که برای طراحی مناسب می باشند اشاره شده است . اطلاعات بر اساس جزوات درسی و جزوات کنکور کارشناسی ارشد طراحی محیط همچنین از جزوه های اموزشی سازمان پارکها و فضای سبز جمع اوری شده است.
درختان سایه انداز و پوشاننده : عرعر- بیدمجنون- چنار-داغداغان-پائولونیا-شاه بلوط هندی-توت امریکایی- درخت لاله-ابریشم-افراسیاه-نارون
درختان سریع الرشد:سرو نقره ای-عرعر-دم موشی- زیتون تلخ-چنار-سدروس-افرا سیاه-اقاقیا-پائولونیا-توت امریکایی-لاله-ابریشم-
درختان مقاوم به گرد خاک: عرعر- زالزالک-ژنکیو-چنار-لیلکی امریکایی-ماگنولیا-بیدمجنون-اقاقیا-داغداغان
گیاهان میوه وحشی (زینتی ) برای پارکها: گلابی –آلو-آلوچه-سیب – پسته –مو-فندق-گوجه- زیتون –انجیر-گیلاس-انار-ازگیل-آلبالوتلخ-زالزالک-شیرخشت
گیاهان جاذب پرنده:یاس وحشی –زیتون-زغال اخته – امین الدوله- پیروکانتا- خاس-اسپیره –یاس خوشه ای – انگور زینتی
مناسب خاک اهکی: زیتون معمولی – زربین –سروخمره ای – چنار- زبان گنجشک
مناسب آب و هوای مدیترانه ای: زربین – زیتون معمولی- برگ بو- انجیر
دارای بافت خشن : عرعر-ماگنولیا-انجیر –خرمالو-نخل زینتی –شاه بلوط هندی
دارای بافت نرم: ابریشم – لیلکی- ابریشم مصری- بید
درختان آشغال ریز: زیتون تلخ –زیتون معمولی – اقاقیا-توت امریکایی
گیاهان معطر: سرو ناز-برگ بو –گل یخ –گل سنجد –یاس خوشه ای- اقاقیا-نمدار- پائولونیا-ماگنولیا
درختان آبدوست: چنار –توسکا-بیدمجنون- درخت لاله -
درختان جنگلی :سرو نقره ای – افرای سیاه –زبان گنجشک –اقاقیا- توسکای قشلاقی- ارغوان – کاج سیلوستر- بلوط- گز- شاه بلوط – سدروس- عرعر
درختان بادشکن: توت امریکایی – سرو نقره ای – سرو خمره ای- اقاقیا – زالزالک- نمدار- سدروس - گردو
گیاهان دارای رشد کم: کریپتومریا-زیتون معمولی – ماگنولیا – برگ بو- انجیر – زالزالک- سوفورا
گیاهان دارای رشد متوسط: پر – ژنکیو- درخت چینی – توری- داغداغان
گیاهان مناسب خاک اسیدی: عرعر- لیلکی امریکایی – توسکا قشلاقی – اقاقیا
گیاهان مقاوم به سرما:سرو نقره ای- کریپتومریا – چینی – به ژاپنی – ابریشم مصری- ماگنولیا
درختان دارای ریشه سطحی: ابریشم – آیلان – سرو نقره ای
گیاهان مناسب کاشت در شیبها: ار غوان - سنجد
گیاهان مناسب جلوگیری از فرسایش خاک : توسکا قشلاقی- چنار- بید مجنون – اقاقیا – توت امریکایی – سرو نقره ای
گیاهان طویل عمر: زیتون معمولی- شاه بلوط هندی گل سفید- سرو ناز
گیاهان دارای عمر کوتاه: زیتون تلخ – اقاقیا – افرای سیاه
درختان بر گ قرمز: افرای چناری برگ قرمز- گوجه گل- فندق – زرشک – انجیلی در پاییز- توری در پاییز- افاری ژاپنی
گیاهانی که در زمستان جلوه دارند: بید مرجانی- بید فری- فندق- گیلاس- سوزنی برگان مانند سرو کوهی رونده – سرو سیمین – انواع کاجها و سروها – پهن برگان همیشه سبز ماند ماگنولیا تابستانه و آکاسیا- گل یخ – یاسمن زمستانی
گیاهان رنگی که با گل و میوه و برگ تولید رنگهای متنوع میکنند : ارغوان – سیب گل – مموزا – طاووسی – توری- ماگنولیا زمستانه – ماهونیا – پیراکانتا - دوتسیا-انجیلی
گیاهان پوششی مناسب کاشت در زیر درختان: سالوی وحشی- قاصدک – شنگ ترشک شبدری- پوتنتیلا
در ختان مناسب بلوار ها و کوچه ها: سرو خمره ای – ژنکیو- افرا – شاه بلوط هندی – توس – ارغوان – زبان گنجشک – درخت لاله سیب – پاولینا – چنار- لرگ – گلابی - بلوط
درختان مقاوم به سایه:سرخدار- دوگلاس – سکویا – نوئل – ممرز- هدرا - راش
درختان مقاوم به بادهای دریایی و آب شور: کلیه کاجها – ایلان – گل ابریشم – زبان گنجشک –توت – صنوبر وسپیدار – اقاقیا – گز – سنجد.
1- چشم انداز جنگلداري درغرب آسيا و آسياي ميانه
موضوع مطالعه چشم انداز جنگلداري در غرب آسيا و آسياي ميانه اولين بار در سال 2002 ميلادي در اجلاس كميسيون جنگلداري خاور نزديك در سودان از طرف كشورهاي عضو اين كميسيون از جمله ايران مطرح گرديد . به همين جهت در خرداد ماه سال 1383 در كشور لبنان يك كارگاه آموزشي با شركت كشورهاي عضو كميسيون جنگلداري خاور نزديك با همكاري فائو برگزار گرديد كه در اين كارگاه نمايندگان سازمان جنگلها, مراتع و آبخيزداري هم شركت نموده بودند . البته در اين كارگاه كشورهاي آفريقائي عضو كميسيون جنگلداري خاور نزديك حضور نداشتند زيرا چشم انداز جنگلداري آفريقا بطور مستقل تهيه شده بود . دراين كارگاه آموزشي اهداف, روش هاي مطالعه چشم انداز جنگلداري توسط كارشناسان فائو به بحث و گفتگوگذاشته شد كه بعد از آن كشورها با همكاري فائو مشغول مطالعه آن شدند. در ايران در سال 1383 براي مطالعه چشم انداز جنگلداري تا سال 2020 ميلادي يك گروه كارشناسي از بخش هاي مختلف زير نظر شورايعالي جنگل, مرتع و خاك تشكيل و نسبت به آن اقدام نمودند كه نتيجه آن در فروردين ماه سال 1384 در يك كارگاه آموزشي در دمشق (سوريه) با شركت كشورهاي منطقه به بحث و گفتگو گذاشته شد. از مجموعه بحث ها و گزارش هاي ارائه شده چشم انداز جنگلداري براي كشورهاي غرب, آسيا و آسياي ميانه توسط فائو مطالعه و تهيه خواهد شد .
2- علل مطالعه چشم انداز جنگلداري
مطالعه چشم انداز جنگلداري يك آينده نگري يا آينده پژوهي براي بخش جنگلدراي است و علت آن تغييرات شديد در جهان, افزايش پيچيدگي ها و مسئوليت داشتن در برابر ساختن آينده بخش جنگلداري است . براي موفقيت در آينده نگري بخش جنگلداري نياز به افزايش دانش، آگاهي, كارگروهي، پيش بيني آينده و در نظر گرفتن آينده در تصميمات و سياستگذاري است . آينده نگري كار گروهي است و كار انفرادي نتيجه بخش نيست . براي آينده نگري هر فرد يا سازمان به داشتن نگرش جديد و پويا, آمادگي براي مواجهه با عدم اطمينان ها و ظرفيت سازگاري براي آينده متفاوت و غير قابل پيش گوئي را نياز دارد .
3- روش آينده نگري مورد استفاده
در جهان كنوني براي پيش بيني آينده از روش هاي مختلفي استفاده بعمل ميآيد كه هر كدام از اين روشها دقت لازم خود را بر اساس نحوه نگرش به آينده را دارند . متداول ترين اين روشها عبارتند از :
2-3- روش استفاده از رگرسيون
3-3- روش استفاده از الگوهاي چرخه اي
4-3- روش دلفي (Delphi)
5-3- روش تهيه سناريو
روش استفاده از روندهاي گذشته چندان مطلوب نيست، زيرا درآينده روندهاي گذشته و حال دقيقاً اتفاق نمي افتند. روش استفاده از رگرسيون هم بيشتر توسط اقتصاد دانان و غيره براي پيش بيني آينده استفاده ميشود. ولي اين روش به عدم اطمينان ها در آينده توجهي ندارد . روش استفاده از الگوهاي چرخه اي يا سيكلي معمولاً توسط اقليم شناسان بكار مي رود كه بروز سيل و بارندگي را معمولاً چرخه اي ميدانند . روش دلفي يا استفاده از عقايد جمعي هم نياز به افراد خبره و آينده نگر دارد .
روش بكار رفته در مطالعه چشم انداز جنگلداري روش تهيه سناريو است . اين روش كمي- كيفي با مطالعه روندهاي جاري و نيروهاي پيشران (Driving Forces) تغييرات حاصله را مدنظر قرار ميدهد و انواع سناريو يا داستان را كه احتمال وقوع آنها در آينده وجود دارد پيش بيني مي كند . بايد توجه نمود كه سناريوها ادامه روندهاي فعلي نيستند . سناريو فقط يك تصوير از آينده نيست بلكه چندين تصوير و تصور از آينده است و در صورت وجود شرايط لازم ممكن است اتفاق افتد . در ضمن سناريوها براي تهيه راهبرد (استراتژي) لازم و ضروري ميباشند .
4- نيروهاي پيشران كليدي (Key Driving Forces)
سناريوها در بخش جنگلدراي از تغييرات يا بعبارتي از نيروهاي پيشران بيروني و خارج از بخش جنگلداري ناشي ميشوند . در چشم انداز جنگلداري نيروهاي پيشران كليدي يا تغييرات مؤثر بر جنگلداري عبارتند از :
- تغييرات جمعيتي
- تغييرات اقتصادي
- تغييرات علمي و فن آوري
- تغييرات در علائق زيست محيطي
- تغييرات تشكيلاتي و سياست جنگل
تغييرات مذكور كه در خارج از بخش جنگلداري اتفاق مي افتند دربخش جنگلداري تأثير فراوان دارند . نكته مهمي كه بايد مدنظر قرار گيرد اين است كه اين تغييرات معمولاً تأثير توامان (Synergic) و افزاينده دارند و از طرفي ممكن است اين تغييرات تأثير مستقيم يا مستقيم و مثبت يا منفي بر جنگلداري داشته باشند . آثار اين اثرات در جنگلداري در آينده بوضوح مشخص ميگردند .
مطالعه چشم انداز جنگداري در جهان كنوني با تغييرات شديد وغيرقابل پيش بيني يك مطالعه ارزنده و سودمند براي بخش جنگلداري است و اين بخش را براي مقابله و سازگاري با تغييرات آماده ميسازد, نتايج حاصله از اين مطالعه قابل اتكاء و اطمينان است، زيرا مطالعه چشم انداز براساس روش جديد يعني روش تهيه سناريو با بررسي نيروهاي پيشران كليدي صورت ميگيرد.
شاخص ها Indicators
شاخص ها معمولاً جنبه هاي كمي و يا وضعيت كيفي معيارها را اندازه گيري يا بررسي مي كنند . شاخص ها متغيرهائي هستند كه براي ارزيابي جنگلداري پايدار اهميت فراوان دارند و از طرفي اندازه گيري يا بررسي آنها آسان و كم هزينه است . تغييرات شاخص ها در طول زمان مورد اندازه گيري, پايش و ارزيابي قرار مي گيرند و نشاهنده جهت گيري و روندهاي موجود در زمينه جنگلداري ميباشند . شاخص ها ميزان انحراف يا نزديكي به طرف حالت ايده ال يا جنگلداري پايدار را مشخص مي كنند . بايد توجه نمود كه ارزش كليه شاخص ها برعكس معيارها نسبت به همديگر يكسان نيستند . ولي بطور كلي شاخص ها بايد خصوصياتي از قبيل شفافيت, انعطاف پذيري, امكانپذير بودن از نظر عملي, قابل اجرا بودن, محدوديت هاي كشوري, سازگار بودن و قابل انعطاف بودن با شرايط اقتصادي, اجتماعي, سياسي و اكولوژيكي هر كشور را داشته باشند . هر چه تعداد شاخص هاي انتخاب شده بيشتر باشد امكان اجرا و پياده كردن آنها مشكلتر و پرهزينه خواهد بود .
پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار
ايران عضو كميسيون جنگلداري خاور نزديك است و براي جنگلداري پايدار در خاور نزديك 7 معيار و 67 شاخص تعيين شده است كه توسط كشورهاي منطقه پياده مي گردند .
پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در سطح ملي يك اقدام فرابخشي با مديريت و هدايت بخش جنگلداري است . از آنجائيكه شاخص ها متنوع و گاهي در حيطه و شرح وظايف خارج از بخش جنگلداري از قبيل مؤسسه تحقيقات جنگل, مراكز آموزشي و محيط زيست ميباشند به همين جهت همكاري و مشاركت آنها و كليه ذينفعان در پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار الزامي است . لازم به ذكر است كه در شرايط كنوني در ايران آمار و اطلاعات در مورد بعضي از شاخص هاي جنگلداري پايدار موجود هستند ولي بعضي از اطلاعات خام ميباشند كه بايد پردازش شوند . ضمناً براي اندازه گيري تعدادي از شاخص ها نياز به مطالعه, بررسي و حتي تحقيقات ميباشد . تعدادي از شاخص ها هم با شرايط ايران مناسب نيستند و نيازي به بررسي و اندازه گيري ندارند

زنده ياد ساعي اولين استاد علم جنگل شناسي در دانشگاه تهران بود. او اولين کتاب و اثر علمي خود درباره «جنگل هاي کشور» را در دو جلد به رشته تحرير درآورد که به تصديق استادان و متخصصان فن هنوز يکي از منابع مستند و معتبر در رشته جنگل شناسي به شمار مي رود. زنده ياد ساعي براي شناسايي و طبقه بندي جنگل هاي ايران مسافرت هاي پي در پي علمي به نقاط مختلف کشور انجام داد و مساحت جنگل هاي ايران را در آن زمان 18 ميليون هکتار ارزيابي کرد (مساحت جنگل هاي کنوني به 12 ميليون هکتار تقليل يافته است) و شمار بسياري مقاله درباره جنگل هاي ايران در مجلات داخلي و خارجي به چاپ رسانيد. استعداد شگرف، دانش عميق در جنگل، مهندسي و رياضيات، ادب و هوش سرشار دکتر ساعي به او شخصيت بين المللي داده بود به طوري که در همان سال هاي تحصيل در فرانسه به دليل موفقيت هاي کم نظيري که کسب کرده بود، مجله معروف علمي تخصصي Revuedubios با چاپ عکس و زندگينامه ساعي او را به عنوان يکي از نوابغ و نوادر علمي معرفي کرد. در واقع او اولين کسي است که براي جنگل کاري و توسعه فضاي سبز در تهران گام هاي موثر برداشت. پارک ساعي تهران و چنارهاي رشيد و سر به فلک کشيده خيابان ولي عصر يادگار فراموش نشدني و آثار ماندگار اين بزرگمرد ميدان علم و عمل است. او معتقد بود تا چند سال آينده مناطق مسکوني و صنعتي توسعه يافته و درختان به عنوان ريه هاي شهر هاي آلوده باقي مي ماند.زنده ياد کريم ساعي در سال 1289 در شهر مشهد به دنيا آمد. در سال 1310 با درجه مهندسي از دانشکده فلاحت فارغ التحصيل شد. براي ادامه تحصيل به همراه اولين گروه دانشجويان ايراني راهي کشور فرانسه شد و در کنکور انستيتو اگرونوميک پاريس که از مراکز معروف و معتبر علمي جهان است قبول شده، دوره چهار ساله انستيتو را هم با همان درخشندگي و درجه ممتاز به پايان برد و از همان جا به امريکا اعزام شد. دوره مهندسي جنگل را در دانشگاه برکلي ايالت کاليفرنيا به اتمام رسانيد و به اخذ درجه فوق ليسانس نائل آمد و سرانجام در سال 1316 با کوله باري از دانش، تجربه و عشق به وطن مراجعه کرد. اولين تشکيلات منسجم جنگل باني ايران توسط استاد ساعي پايه گذاري شد و در سايه جديت و پيگيري هاي مستمر ايشان و تني چند از همکارانش تشکيلات جنگل باني با سازماندهي جديد گسترش و صورت موسسه يي با مقررات بازرگاني پيدا کرد. اين استاد بزرگوار که همواره به تحقيق و تفحص مشغول بود سرانجام حين انجام يک ماموريت علمي در روز چهارم دي ماه 1331 هنگام بازگشت از سفر شيراز بر اثر سانحه سقوط هواپيما دعوت حق را لبيک گفت و به وصيت خودش در دانشکده منابع طبيعي دانشگاه تهران که همان جا روزگاري داشتند و روزگاري مدرس بود به خاک سپرده شد.بدون ترديد نام بلند آوازه اين استاد بزرگ، محقق کم نظير و مدير مدبر به خاطر علم و جهاد و کوشش و ايثار و خدمات برجسته علمي و فرهنگي و سازندگي براي همه دوران ها و نسل هاي اين سرزمين همچون ستاره يي درخشان بر تارک تاريخ علوم منابع طبيعي ايران تابناک خواهد ماند.
نامش زنده و راهش پر رهرو باد.
نويسنده : مريم کريمپورـ عضو هیات علمی گروه محیط زیست دانشگاه چمران اهواز
اکوتوريسم بيش از تاسيسات رفاهي و اقامتي به منابع انساني نياز دارد به همين دليل نيازي به جذب سرمايه گذاري هاي سنگين ندارد و مي تواند فرصت هاي شغلي فراواني ايجاد کند. اکوتوريسم در برنامه ريزي توسعه ملي توريسم در ايران نقشي محوري داشته و با توجه به اهميت اين شاخه از صنعت گردشگري، تدوين طرح هاي جديد براي جذب گردشگران طبيعت گرد از نيازهاي اصلي اين صنعت به شمار مي رود. اکوتوريسم در ايران که به عنوان يکي از پنج کشور برخوردار از بيشترين تنوع اقليمي در جهان ( يکي از 10 کشور تاريخي و فرهنگي) و يکي از ذخيره گاه هاي متنوع زيستي کره زمين است از مزيت نسبي افزون تري نسبت به ديگر شاخه هاي توريسم برخوردار است. توريسم فرهنگي و تاريخي، با آنکه تا کنون به طور غالب نقش محوري در صنعت توريسم ايران داشته و داراي مزيت هاي فراوان و غيرقابل جايگزين است، اما از بازار محدودتري نسبت به ديگر شاخه هاي توريسم برخوردار است و بسترسازي براي جذب گردشگران طبيعت گرد مي تواند در رونق سريعتر اين صنعت در کشور نقش بسزايي را ايفا کند. توريسم فرهنگي عمدتا اقشار نخبه و متخصص جامعه ( مانند باستان شناسان و ...) را به خود جذب مي کند و مخاطبان عام تري ندارد. توريسم تفريحي، شاخه ديگري از بازار بزرگ توريسم در جهان است که بنا به ملاحظات اخلاقي، اجتماعي، مذهبي و سياسي در ايران قابليت رشد ندارد و بسياري از آنچه که به عنوان پيامدهاي منفي توسعه توريسم از آن ياد مي شود مربوط به اين شاخه از توريسم است. اما اکوتوريست ها، همچون توريست هاي فرهنگي، اغلب توريست هايي هستند که در مقابل هنجارهاي اجتماعي و مذهبي کشور ميزبان قرار نگرفته بلکه آنها را رعايت مي کنند. از نگاه ديگر، توسعه اکوتوريسم نيازمند سرمايه گذاري گسترده براي امکانات زيربنايي مثل هتل و جاده نيست. اکوتوريسم بيش از تاسيسات رفاهي و اقامتي نياز به منابع انساني دارد به همين دليل شايد نيازي به جذب سرمايه گذاري هاي سنگين نداشته باشد در حالي که از سوي ديگر مي تواند با ايجاد حجم انبوه تري از فرصت هاي شغلي، منافع آن را به طور مستقيم متوجه مردم بومي و اقشار تهيدست جامعه سازد. همچنين اکوتوريسم از بنيان هاي توسعه پايدار جوامع و راهي براي حفظ چشم اندازها و ذخاير طبيعي است. اکوتوريست ها عموما داراي گرايش زيست محيطي هستند و مي توانند نقش موثري در پالايش آلودگي ها، حفاظت محيط زيست و تبليغ و گسترش فرهنگ زيست محيطي در بين مردم داشته باشند. با گسترش اکوتوريسم امکانات ايجاد کاربري اقتصادي براي چشم اندازهاي طبيعي و درنتيجه تامين اعتبارات لازم در جهت حفظ آنها فراهم مي شود. مجموعه گسترده اي از منابع طبيعي و فرهنگي با ارزش، داشته هاي اکوتوريسم ايران را تشکيل مي دهند که متاسفانه بسياري از آنها پراکنده و ثبت نشده است و کمتر مستنداتي نظير گزارش، عکس و فيلم هاي قابل ارائه و استاندارد درباره آنها موجود است. اين داشته ها طيف متنوعي از چشم اندازها و آثار و ذخاير طبيعي را شامل مي شود. بررسي جغرافياي طبيعي ايران و همچنين امکان سنجي هر کدام از جاذبه هاي اکوتوريستي قابل سرمايه گذاري در کشور، حاکي از آن است که اکوتوريسم در ايران يک منبع اقتصادي کم نظير و بسيار مستعد اما متاسفانه رها شده به حال خود است. ايران يکي از پنج کشور بهره مند از تنوع زيستي کامل ( داشتن چهارفصل و زيست گونه هاي اصلي گياهي و جانوري) به شمار مي آيد و افزون بر اين وجود بزرگترين درياچه جهان در شمال کشور، خط ساحلي هزار و 200 کيلومتري با خليج فارس، وجود 50 درياچه در داخل کشور که از ميان آنها 18 درياچه در شمار درياچه هاي کنوانسيون بين المللي رامسر قرار دارند و نيز درياچه اروميه به عنوان يکي از 59 ذخاير زيستي کره زمين شناخته شده است. وجود بازمانده هاي جنگل هاي هيرکاني در شمال غرب مازندران که مربوط به 10 هزار سال پيش است (بر اساس برخي مستندات از کرانه هاي مديترانه تا خراسان بزرگ يا افغانستان کنوني را در بر مي گرفته که بعد از آخرين دوره يخبندان از بين رفته است. جنگل هاي کنوني اروپا بعد از اين دوره ساخته شده است)، بيابان ها و کويرهاي ايران با مناظر بديع، وهم انگيز و بي همتا مانند کلوت ها در حاشيه غربي بيابان لوت که به بزرگترين شهر کلوخي جهان مشهور است، تالاب هاي بين المللي ( مانند شبه جزيره ميانکاله و خليج گرگان ، درياچه پريشان در فارس و ...) غارها، آبشارها، چشمه هاي آب معدني، روستاهايي با جاذبه هاي ويژه مانند کندوان، ماسوله و روستاي سرآقاسيد (در چهارمحال بختياري) و بالاخره مردم شناسي ايران، اقوام گوناگون با فرهنگ هاي خاص شعر و موسيقي و آداب و سنن و ... کوچ نشينان و جوامع ايلي همه و همه از جاذبه ها و ظرفيت هاي بي نظير اکوتوريسم در ايران و برخي از آنها از قطب هاي بين المللي اکوتوريسم در جهان، به شمار مي روند. علاوه بر موارد ياد شده، مناطق حفاظت شده، پارک هاي ملي، پناهگاه هاي حيات وحش و آثار ملي طبيعي کشور جز» جاذبه هاي اکوتوريستي ايران هستند.
پارک ملي گلستان
اين پارک در استان گلستان و خراسان و سمنان با جنگل هاي انبوه، زيستگاه بسياري از گونه هاي کم نظير گياهي و جانوري است است. اين پارک از معدود مناطقي است که با نامدارترين پارک هاي ملي مشابه خود در دنيا برابري مي کند. اين منطقه شناخته شده جهاني که از عنوان بين المللي ذخيره گاه زيست کره نيز برخوردار است تقريبا از تمام معيارهاي لازم براي احراز عنوان پارک ملي و ساير عناوين جهاني برخوردار بوده و کاملا با تعريف جامع و کلاسيک اتحاديه بين المللي حفاظت از طبيعت و منابع زنده همخواني دارد.
پارک ملي کوير
پارک ملي کوير با چشم اندازهايي نظير درياچه نمک، سياه کوه و کارونسراهايي چون قصربهرام و عين الرشيد نيز محل زيست گونه هايي همچون يوزپلنگ آسيايي و ببر است و يکي از زيباترين عرصه هاي طبيعي کشور.
سوسن چلچراغ
سوسن چلچراغ يکي از گل هاي زيباي ايراني است که اثر ملي محسوب شده و در روستاي داماش گيلان مي رويد. اين گل نوعي ليليوم است که در دنيا همتا ندارد. چشمه هاي گل فشان در سيستان و بلوچستان، جنگل هاي حرا، (در قشم پديده اي بي نظير است که در آن انبوهي از درختان با جزر و مد آب به زير آب فرو رفته و و ديگر بار سر بر مي آورند.)، منطقه حفاظت شده گنو در هرمزگان، پناهگاه حيات وحش شبه جزيره ميانکاله در مازندران، منطقه حفاظت شده گاندو در سيستان و بلوچستان از ديگر جاذبه هاي اکوتوريستي ايران هستند.
محققان و دانشمندان اعلام کردند اين امکان وجود دارد که جنگل ها در کاهش انتشار گازهاي گلخانه يي اثربخش نباشند، به گزارش ايسنا به نقل از شبکه خبري بي بي سي، سازمان بين المللي تحقيقات جنگل ها و مراتع طي بيانيه يي اعلام کرد؛ اين امکان وجود دارد که جنگل ها در کاهش انتشار گازهاي گلخانه يي نقشي نداشته باشند و حتي باعث بروز تغييرات جوي نيز شوند. در اين بيانيه همچنين آمده است؛ جنگل ها مقادير بسيار زيادي کربن منتشر مي کنند که اين مقدار مي تواند دماي هوا را تا 5/2 درجه سانتيگراد بالا ببرد . اين تحقيق که توسط 35 دانشمند جنگل شناس به انجام رسيده، مشخص مي کند جنگل ها دماي هوا را با انتشار دي اکسيد کربن افزايش مي دهند. پروفسور «آندره فيشلين» يکي از محققان اين پروژه تحقيقاتي گفت؛ ما در گذشته کاملاً مطمئن بوديم که جنگل ها و درختان موجود در آنها در تصفيه هوا و جلوگيري از افزايش گرماي کره زمين نقش دارند، اما با اين يافته هاي جديد، تمامي اطلاعات ما دگرگون شده است. وي افزود؛ با توجه به افزايش دماي هوا که طي چند دهه اخير نيز با روند رو به رشدي مواجه بوده، امکان اين مساله وجود دارد که جنگل ها به «قاتلين زمين» بدل شوند چرا که گرم شدن هوا، آتش سوزي در جنگل ها را در پي دارد که اين مساله باعث انتشار کربن موجود درون درختان مي شود. اين در حالي است که بر اساس معاهده بين المللي تغييرات جوي سازمان ملل متحد، جنگل ها جزء مناطق تحت پوشش اين سازمان قرار داشته و تخريب آنها غير قانوني است. انتشار گازهاي گلخانه يي به ويژه کربن، علاوه بر افزايش دماي هوا، باعث بروز خشکسالي، تغييرات جوي ناخوشايند و از بين رفتن گونه هاي زيستي جانوري مي شود.
نویسنده: نرسی نصیرآبادی(بیولوژیست)
دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- دانشکده پزشکی- گروه میکروبشناسی
جنگلهای دریایی مانگرو، پوشش گیاهی غالب مردابهای گرمسیری رادراراضی بین جزرومدی تشکیل می دهند.این رویشهای ساحلی که یک اکوسیستم انتقالی بین خشکی و دریا را ایجاد میکنند،از نظر خصوصیات ساختمانی، نیازمندیهاو توانهای اکولوژیک، نحوه تجدیدحیات و جانوران وابسته به زنجیره غذایی خود،از اجتماعات گیاهی مستقر در خشکی جدا می شوند.محدود بودن گونه ها ،مساحتکم و همچنین ارزشهای زیستگاهی انها که پشتیبانی برای زنجیره غذایی دریا میباشد،یلعث گردیده این تشکیلات گیاهی که هنگام مد کاملا" در تسلط آب قرار دارند درردیف مناطق حساس ساحلی یا منطقه حفاظت شده درآیند .فلور اصلی جنگلهای مانگرو راتنها 63 گونه تشکیل می دهند که این تعداد با حدود 40 گونه علفی همراهی میشوند.جدول شماره(1)تمامی گونه های موجود در جنگلهای مانگرو جهان را فهرست نموده است.دراین جدول گیاهان جنگلهای مانگرو در دو گروه عمده،گون های اصلی و گونه های همراه مشخص گردیده اند.دراین بین مهمترین خانواده های مانگرو عبارتنداز:
Rhizophoraceae,Avicenniaceae,Meliaceae,Sonneratiaceae,Combertaceae که بیشترین جنسها و گون های مانگروهای جهان رادرخود جای داده اند.رویشهای مانگرو با مساحتی بالغ بر 16 میلیون هکتار ،پوشش درختی غالب در اکوسیستمهای ساحلی رادرناحیه بین جزرومدی 65 کشور گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان شامل میشوند.
جدول شماره(1) فهرست کشورهای مزبورکه دارای تنوع گونه ای مانگرو دریایی رادارندرانشان می دهد.همچنین در جدول شماره(2) جامعه پوششی مانگروهای خلیج فارس را نشان میدهد. با توجه به مطالعات صورت پذیرفته IUCN کشورهای پاکستان،هندوستان،تایلند،مالزی،مکزیک،پاناما،کاستاریکا از مانگروهای خود استفاده درمانی می کنندکه دراین بین تنها سنگال بهروری انبوه دارد.
مقاله حاضر جهت بررسی جایگاه مهم اکولوژی و خواص درمانی آین درختان دریایی درمناطق جزرومدی خلیج فارس ودریای عمان انجام گرفت.
گونه های مختلف طبی درختان دریایی مانگرو :
از بین گونه های مختلف مانگروهای مختلف دردنیا گونه های ذیل استفاده های طبی دارند که مختصرا" عبارتنداز:
گونه های Acanthus ilicifolius,A.ebrateatus :
از میوه این دو درخت جهت پاکیزه نمودن خون و زخم بندی و رگها کاربرد پزشکی داشته و همچنین برگهای گیاهان فوق در تسکین دردهای روماتیسمی دارند.
گونه Avicennia spp. :
از این درختان کلا" صمغ و روغن دانه گونه های مختلف جنس حرا جهت زخم معده و تومورها به کار می رود.همچنین پوست این گیاه جهت درمان انگلهای پوستی و زخمهای قانقاریایی استفاده می شود. همچنین به تازگی دردرمان سوختگیها بکار گرفته می شود.
گونه Avicennia ofricana :
پوست این درخت در درمان انگلهای پوستی و زخمهای قانقاریایی استفاده پزشکی دارد.
گونه Avicennia germinas :
این درخت در درمان زخم معده،بواسیر،اسهال و تومورها کاربرد پزشکی دارد.
گونه های Bruguiera gymnorrhiza,B.sexangula :
میوه این دو درخت در چشم پزشکی مورد مصرف دارد.
گونه های Cerbera manghas,C.odollam :
مالش دادن میوه این درختان در تسکین روماتیسم مصرف دارد.همچنین دانه این درختان حاوی روغن با خواص دارویی است.شیره این گیاه هم با داشتن ماده خاص اثر مسهلی دارد.
گونه Ceriops tagal :
عصاره پوست این درخت جهت متوقف نمودن خونریزی کاربرد پزشکی دارد.
گونه Excoecaria agallocah :
شیره گیاه و چوب این درخت به عنوان مسهل مصرف پزشکی دارد.
گونه Heritiera littoralis :
دانه های خرد شده این گونه دردرمان اسهال مورد استفاده قرار می گیرد.
گونه Lumnitzera spp. :
جوشانده برگهای درختان این جنس در درمان برفک (Thrush) کاربرد پزشکی دارد.
گونه Rhizophora mangle :
پوست این درخت سرشار از تانن بوده لذا، جهت توقف خونریزی به کار می رود.همچنین به علت قابض بودن در رفع اسهالهای ساده موثر واقع می گردد.درافریقای غربی ازاین درخت دررفع التهابهای گردن و اسهال خونی استفاده درمانی می کنند.شیرابه سفت شده این گیاه هم در بعضی نقاط دنیا به صورت جویدن دررفع عوارض اسکوربوت مورد استفاده قرار می دهند.
جنگلهای مانگرو درمنطقه خلیج فارس ودریای عمان :
در مناطق جزرومدی سواحل یا Littoral خلیج فارس ودریای عمان در جوار شمالی ترین مدار پراکنش این گیاهان مساحتی حدودا" 20000 هکتار از سواحل سه استان ساحلی ایران را تحت پوشش اجتماعات مانگرو است.مناطق دارای جنگلهای دریایی مانگرودرهریک از استانهای ساحلی عبارتنداز :
الف) استان بوشهر :
1- منطقه پوزه ماشه در حوالی روستای یله گونزه و مقابل جزیره ام الکرم
2- خور بردستان،مجاور بندردیر
3- خور گرم و پزم در خلیج نایبند
ب) استان هرمزگان :
1- خورخوران،مقابل ودر مجاور بندر خمیر واقع در شمالغرب جزیره قشم از مصب رودخانه مهران تا مقابل روستای طبل و لافت
2- در حوزه کولغان درخورهای جلابی،حسن لنگی و مصب رودخانه شور
3- درحوزه تیاب و کلاهی درخورهای مشدر،بهینه و کرگان
4- درحوزه سیربک در خورهای نخل زیارت ،گارندوهو،زیارت ،کناری و کرتان
5- درحوزه جاسک در خورهای گابریک ،جگین و مصب رودخانه های شهر نو ،سواحل روستای لاش ،یکدار،سورگان و همچنین در ماندابهای رودخانه کاشی
ج) استان سیستان و بلوچستان :
در خلیج گواتر در مصب رودخانه باهوکلات دو گونه حرا(Avicennia marina) و چندل (Rhizophora mucronata) تنها درختان مانگرو ایران می باشند.
گونه حرا(Avicennia marina) از تیره Avicenniaceae می باشد.جدول شماره 3 بیانگر جایگاه حرا رادرطبقه بندی گیاهان رانشان می دهد.جنس منحصر به فرد آن دارای یازده گونه و چند واریته است. این درخت که نسبت به سایر مانگروها بیشترین تحمل رادربرابر شوری دریا رادارد(شوری خلیج فارس 45-30 گرم برلیتر متغیرمی باشد) .گلهای زرد این درخت با شرایط موجود درخلیج فارس از اواسط اردیبهشت تا اواخر تیرماه ظاهر شده تا به تدریج تبدیل به میوه می شوند(تصویر 2 ). میوه بادامی شکل حرا معمولا" در نیمه اول شهریور به رسیدگی کامل و تولید دانه می رسد(تصویر شماره 2 ). تجزیه شاخ وبرگ حرا،میزان پروتئین آنرا معادل 8/10% ،چربی5/2% ،کلسیم 4/.%وفسفراین اندامهای درخت 13/.% تعیین نموده است.درختان حرا به سه صورت تولید مثل می نماید.اول تولید نشاء یا زنده زایی (Vivipary) ازخود گیاه برروی درخت،دوم ایجاد دانه وسوم هم ایجاد پاجوش از خود گیاه مادرمی گیرد(تصاویر 3و1).حراها فقط در جاهایی زیست می کند که دوراز اثرشدیدوکوبنده امواج دریاباشد،اولین شرط مناسب جهت رویش آنها مناطقی است که حرکات آب حداقل باشد.از طرف دیگر وجود چنین شرایط آرامی باعث میشود که رسوبات دانه ریز(عمدتا" ماسه ]رس وشنی)قادر به رسوب کردن برروی بستر این مناطق باشنددرنتیجه ،جمع شدن گل ولای در طول زمان در کف دریا بوده واز این جهت بستر باتلاقی حرایی (Mangrove swamps) معمولا" گلی است.در چنین بسترهایی دانه ریزی ،نفوذ اکسیژن بسیار کم بوده و درعمق خاک شرایط بی هوازی حاکم است وبدین خاطر ریشه ها جهت جذب اکسیژندرسطح قراردارندویادارای پنوماتوفور میباشند.ازانجا که دررسوبات دانه ریز مواد آلی به راحتی گرفتار می شوندلذا،بقایای پوسیده برگها وقطعات حرا به تدریج تبدیل به مواد آلی شده ودر داخل کف بستر انباشته میشوندکه درنتیجه میزان درصد مواد آلی رسوبات این منطقه بالارفته ودرنتیجه بستری مناسب جهت زیست انواع سخت پوستان کوچک ، لارو ماهیان ومیگوها بویژه گونه Penaeidae,Panulirus lobster گل خورک یا ماهی Mudskipper)) که از جنس Periophitalmus ،خرچنگها وغیره .. می شوند.عوامل محیطی محدود کننده ناحیه بندی حراها،دامنه جزرومداست.در مناطقی با حداقل دامنه جزرومدی،عرض پهنه جزرومدی نیز اندک گردیده وبالنتیجه رویش حراها نیز محدود می شود.از اینجهت متراکم ترین حراها در پهنه هایی می رویندکه دامنه جزرومد در آنها بسیار زیاد می باشد.
اکوسیستم جنگلهای دریایی حرا جهت صید آبزیان و حتی آبزی پروری وتعلیف دام وکاه وهمچنین سوخت روستایی بهره گرفته می شود.
فواید درمانی گونه حرا(Avicennia marina) :
براساس مطالعات انجام شده برروی اندامهای مختلف این درخت نتایج ذیل بدست آمده است که عبارتنداز:
با مصرف مقادیر کم پوست درخت،میزان ادرار افزایش می یابد.از محاسن بارز آن هیچگونه تاثیر سویی برروی قلب ندارد،ولی اگر بامقادیر زیاد به کار رود،ایجاد قی و عوارض دیگر نظیر سرددهای شدید میکند.
بررسیهاو مطالعات نشان داده که یرروی باسیل (Hansen) تاثیر قطعی داردومیتواند در مداوای بیماری جذام درصورتیکه در مراحل اولیه بیماری باشد تاثیر دارد.
بررسیهاو مطالعات نشان داده که برروی بیماری آبله موثر است.همچنین پوست درخت به عنوان قابض نیز مورد مصرف قرار دارد.درخت حرا دارای 17% تانن،11% نشاسته ویک ماده چرب ونوعی ماده رزینی به نام ماناوا(Manawa) ومقداری گلوکوزیدبوده که ماده اخیر در مجاورت مواد قلیایی ابتدا به رنگ قرمز گیلاسیوسپس زرد تبدیل شده که با اسیدها نیز رسوب می دهد.همچنین از پوست تنه این درخت ماده ای زردرنگ به نام لاپاکول(Lapachol) به دست آمده است که خواص مدر،قابض ،ضد جذام وضد آبله این گیاه رابه آن نسبت می دهند.
بررسیهاو مطالعات دیگر نشان داده که اندامهای مختلف این درخت دردرمان سوختگیها تاثیر مثبت دارد.
گونه درخت چندل (Rhizophora mucronata) :
این درخت به تیره Rhizophoraceae یکی از معروفترین و پرتراکم ترین خانواده گیاهی مانگرو تعلق داشته که دارای 4 جنس و 16 گونه می باشد.پراکندگی این گونه سواحل گرمسیری آسیای شرقی وجنوبی،افریقاو استرالیا وآمریکا رادربرمی گیرد.درایران اجتماعات درختان چندل در مساحتی محدود در حدود 20 هکتار دررویشگاه سیریک وجودداردوبا جامعه حرا،تودهای درهم را ایجاد کرده اند.تنه این درختان صاف و پوست آن واجد برجستگیهاوشیارهای طولی وسطحی استوبرگهای آن ضخیم ،چرمیوچند ساله بوده که پس از خزان جای آن برروی شاخه باقی می ماند.گلها در گیاه مجتمع ودرانتهای شاخه دیده می شود.میوه چندل مخروطی ،چوبی ،ناشکوفا وحامل یک دانه است .چوب این درخت به علت سرشاربودن از تانن،قرمزرنگاست.باتجزیه برگ این درخت میزان پروتئین آن7/4% ،چربی 7/2% ،فیبر 3/11% ،پتاسیم62/.% ومقدار سدیم5/3% تعیین گردیده است.
فواید درمانی گونه درخت چندل (Rhizophora mucronata) :
عصاره پوست درخت چندل دررفع خون مردگی ،اسهال خونی و جذام مورد استفاده قرار می گیرد.
منابع:
- Nybakken,J.W. 1988. Marine Biology.An ecological approach.
- Baird, Ian, Quarto, Alfredo, "The Environmental and Social Costs of Developing Coastal Shrimp Aquaculture in Asia", Earth Island Institute, 1994
- Tomlinson, P.B., 1986. The Botany of Mangroves. Cambridge University Press. Cambride Tropical Biology Series. 413 pp.
-Baldwin, R, and A. Al Kiyumi. 1999. The ecology and conservation status of sea turtles of Oman. Pages 89-98 in M. Fisher, S. A Ghazanfar, and J. A. Spalton, editors. The natural history of Oman: A Festschrift for Michael Gallagher. Leiden, Backhuys Publishers.
- www.nhmi.org-Mangrove –Ecology Mangrove .
- بررسیها ومطالعات جنگلهای مانگروهای ایران(مجری نگارنده)- از سال 1380 تا 1385
جدول شماره (1 ) : فهرست تنوع گونه ای جنگلهای دریایی مانگرو وگونه های همراه آنها در جهان را نشان
می دهد.
Acanthaceae:
Acanthus ebracteatus Vahl.
A. ilicifolius L.
A. volubilis Wall.
Apocynaceae :
Cebera floribunda
C. manghus
C. odollam
Rhabdadenia biflora
Areaceae :
Nypa fruticans
Mauritia flexuosa
Oncosperma filamentosa
O. horridum
Phoenix palundosa
Ph. reclinata
Avicenniaceae :
Avicennia Africana
Av. alba
Av. balanophora
Av. bicolor
Av. eucalyptifolia
Av. germinans
Av. lantana
Av. marina
Av. officinalis
Av. schaueriana
Av. tonduzii
Barringtoniaceae :
Barringtonia racemosa
Batidaceae :
Batis maritime
Bignoniaceae :
Amphitecna latifilia
Anemopaeqma chryoleucum
Dolichandrone spathacea
Bombacaceae :
Comptostemon philippinensis
C. schuttzii
Casealpinaceae :
Cynometra iripa
C. manii
C. raniflora
Intsia bijuga
Celastraceae :
Cassine viburnifolia
Maytenus emarginata
Combretaceae :
Conocarpus erectus
Laguncularia racemosa
Lumnizera littorea
L .racemosa
L. rosea
Compositae :
Pluchea indica
Tuberostylis axilanis
Tu. rhizophorae
Convolvulaceae :
Lopmoea macrantha
Euphorbiaceae :
Exoecaria agallocha
Leguminosae :
Dimorphandra oleifera
Pterocarpus lifficinalis
Loranthaceae :
Amyema gravix
Lythraceae :
Pemphis acidula
Malvaceae :
Hibiscus hamabo
H. tiliaceus
Thespesica acutiloba
Th. Populnea
Th. Populneoides
Meliaceae :
Xylocarpus australasicus
X. gangeticus
X. granatum
X. mekongensis
X. moluccensis
X. parvifolius
Myristicaceae :
Myristica hollrungii
Myrsinaceae :
Aegiceras coniculatum
A. floridum
Myrtaceae :
Osbornia octodonta
Papilionaceae :
Derris heptaphylla
D. heterophylla
Pellicieriaceae :
Peliciera rhizophora
Plumbaginaceae :
Aegialitis annulata
A. rotundifolia
Pteridaceae :
Acrostichum aureum
A. danaefolium
A. spesiosum
Rhizophoraceae :
Bruguiera cylindrical
B. exaristate
B. gymnorrhiza
B. hainesii
B. parviflora
B. sexangula
Ceriops decandra
C. tagal
Kandelia candel
Rhizophora apiculata
Rh. Harrisonii
Rh. Lamarkii montrouz
Rh. Mangle
Rh. Mucronata
Rh. Racemosa
Rh. Stylosa
Rubiaceae :
Sonneratia alba
S. apetala
S. caeseolaris
S. griffithi
S. orata
Sterculiaceae :
Heritiera fomes
H. littoralis
Tiliaceae :
Brownlowia argentata
B. lanceolata
B. tersa
Verbenaceae :
Clerodendrum inerume
جدول شماره(2) : مناطق رویشگاه مانگروهای دریایی ایران را نشان می دهد.
|
مناطق |
گونه |
تراکم |
|
جیگن، گابریک |
Avicennia marina |
متوسط |
|
شهر نو |
Avicennia marina |
پراکنده |
|
جاسک کهنه |
Avicennia marina |
انبوه |
|
سیریک، زیارت |
Avicennia marina, Rhizophora mucronata |
متوسط |
|
تیاب، کلاهی |
Avicennia marina |
پراکنده |
|
جلالی، حسن لنگی |
Avicennia marina |
پراکنده |
|
قشم، بندر خمیر |
Avicennia marina |
انبوه |
|
خلیج نایبند |
Avicennia marina |
متوسط |
جدول شماره (3) : جايگاه گونه حرا يا Avicennia marina در طبقه بندي گياهان نشان مي دهد.
|
Classification:
|
|
|
|
|
Kingdom |
Plantae – Plants |
|
Subkingdom |
Tracheobionta – Vascular plants |
|
Superdivision |
Spermatophyta – Seed plants |
|
Division |
Magnoliophyta – Flowering plants |
|
Class |
Magnoliopsida – Dicotyledons |
|
Subclass |
|
|
Order |
Lamiales – |
|
Family |
Verbenaceae – Verbena family |
|
Genus |
Avicennia L. – mangrove |
|
Species |
Avicennia marina (Forsk.) Vierh. – gray mangrove |
|
Variety |
Avicennia marina (Forsk.) Vierh. Var. resinifera (G. Forst.) Bakh. – gray mangrove |

آمازون، نام جنگل بسیار بزرگی در امریکای جنوبی است. جنگلهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد میباشند. متوسط درجه حرارت، در مرکز آمازون، در حدود ۳۰ درجه سانتیگراد (۸۶ درجه فارنهایت) غربیترین بخش این منطقه، در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد (۷۶ درجه فارنهایت) میباشد. تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون میبارد.
جنگل هاى بارانى آمازون در خطرند
طرفداران محيط زيست رفع ممنوعيت فروش محصولات اصلاح ژنتيكى شده در برزيل را تهديد جدى براى جنگل هاى بارانى آمازون مى دانند. در قانون جديد، عرضه و كشت محصولات اصلاح ژنتيكى شده به ويژه سويا براى صادرات تاييد شده است. شركت هاى بيوتكنولوژى و كشاورزان بزرگ برندگان اين قانون جديد محسوب مى شوند. هرچند اين اقدام و همچنين قانونى شدن تحقيقات بر روى سلول هاى بنيادى جنين انسان از ديد مردم برزيل حركتى به سوى برزيل نوين است، اما طرفداران محيط زيست مى گويند جنگل هاى بارانى و كشاورزان كوچك بازنده ماجرا هستند. طرفداران محيط زيست نگران هستند محصولات اصلاح ژنتيكى شده، گونه هاى بومى را نابود كند، در زنجيره غذايى اختلال به وجود آورد و امكان ورود اين محصولات به مناطق جديد مانند جنگل هاى پاكسازى شده آمازون را فراهم سازد. تخريب بزرگترين جنگل بارانى جهان طى دو سال گذشته براى دومين بار به بالاترين حد خود رسيد. سال گذشته بخشى از جنگل آمازون به وسعت ۲۳ هزار كيلومتر مربع نابود شد. طرفداران محيط زيست مى گويند دامداران و چوب برها درختان جنگل هاى بارانى و علفزارهاى استوايى را نابود مى كنند و كشاورزان زمين هاى خالى شده از درخت را به كشتزار تبديل مى كنند.
افزایش روز افزون جمعیت و متعاقب آن ازدیاد نیازهای انسان از یک سو و کاهش روز افزون منابع طبیعی کشور از سوی دیگر , اهمیت و جایگاه جنگل کاری را به خوبی روشن می سازد. اهمیت جنگل کاری به منظور تعدیل آب و هوا , افزایش نزولات آسمانی , جلوگیری از فرسایش , ایجاد محصولات چوبی صنعتی و نیز مسئله گردشگاه جنگلی , بر کسی پوشیده نیست و در چنین شرایطی است که می توان با حفظ گونه های موجود و وارد کردن گونه های جدید اقدام به جنگل کاری نمود.
در کشوری همچون ایران که دارای اقلیم خشک و شکننده ای است توسعه سطح جنگل ها از طریق جنگلکاری یکی از اهداف عمده محسوب می شود.
گزینش گونه برای جنگل کاری خواه در عرصه باز یا برای پر کردن نقاط خالی جنگل یا برای جبران فقدان یا کمبود زادآوری طبیعی چه از گونه های بومی یا بیگانه امر دشوار و بسیار حساس می باشد. به عنوان یک اصل کلی هر گونه ای که برای جنگل کاری انتخاب می شود , باید متناسب با شرایط محیطی آن منطقه باشد , به عبارت دیگر باید بتواند با وضع اقلیمی و خاکی آن محل خود را تطبیق داده و با عوامل زنده موجود در آن سازگاری پیدا کند.
هر طرح جنگلکاری شامل عناصر زیر است :
1- شناخت محیط :این امر دربرگیرنده ی حدود و وسعت حوزه ی عمل ، مختصات زمین شناسی، وضع کامل خاک ، شرایط اقلیمی ، وضع پوشش گیاهی که عرصه ی موردنظر را فراگرفته و حیات وحش موجود در آن، امکان دسترسی به منابع آب سطحی و تحت الارضی، وضع آبادیهای مشرف به منطقه ی عمل از نظر وجود نیروی انسانی در رشته ها، موارد و از منه ی مختلف به کار گرفت، امکان تامین سوخت وسایل مکانیزه و تعمییرگاه برای مرمت آنها و غیره است.
2- تشریح عملیات فنی : شرح عملیات فنی که باید با ذکر جزیئات توسط طراح تعیین و در طرح درج گردد، شامل نکات زیر خواهد بود :
1-2- گزینش گونه : گونه یا گونه های اصلی که باید در عرصه مورد نظر کاشته شوند با توجه به شرایط اقلیمی و وضع خاک تعیین می گردند. باید توجه داشت که شرایط اقلیمی از این نظر نقش بسیار مهمی ایفا می کنند که انسان در تغییر یا تعدیل آن روی هم رفته نا توان است . در مورد خاک، توجه به ژرفا و وضع فیزیکی آن بسیار حائز اهمیت است، اما این امر بدان معنی نیست که نسبت به وضع شیمیایی خاک بی اعتنا یا کم اعتنایی شود،چرا که عامل قلیائیت یا شوری خاک در موارد زیادی نقش محدود کننده ای از نظر گزینش گونه دارد.
2-2- تعیین تکنیک کار : منظور از تکنیک کار ،تعیین سن نهال،فاصله کاشت ،زمان کاشت(آغاز و پایان)، شیوه و فاصله(دفعات)آبیاری و میزان آبی که به هر نهال در هر سال باید داد و طول مدت آبیاری در سنوات بعد از سال کاشت، نیاز به کود دهی و نوع، مقدار ، زمان و دفعات پخش کود و تمهیدات خاصی که احیانا" در این مورد باید به کار بست، احتیاج یا عدم احتیاج به کاشت گونه های پرستار یا یاور ، لزوم یا عدم ضرورت برداشت توده های رستنی موجود ،احتیاج به مبارزه با رستنی های ناخواسته پس از نهالکاری (آزادسازی) و تنک کردن و هرس نهالها و زمان و شدت آن، واکاری و اقدامات دیگراز قبیل تسطیح زمین، زهکشی و ... است.
3-2- برنامه زمان بندی : منظور از برنامه زمان بندی آن است که هر کاری در چه زمانی از سال باید به اجرا درآید که البته ذکر حجم کار و آغاز و پایان تاریخ انجام آن کار باید هر دو معین و در برنامه که می تواند نوشتاری یا ترسیمی باشد گنجانیده شود.
4-2- بودجه و توجیه اقتصادی : هزینه های اجرای طرح تا پایان مرحله کاشت به تفکیک موارد و موضوعات،که سرمایه گذاری ثابت یا اولیه است،و از آن پس به صورت سالانه،که هزینه نگهداری است و به آن عنوان هزینه های جاری داده می شود، باید دقیقا" تعیین و در طرح قید گردد.
|
| |
|
| |
|
زمين در حال گرم شدن است و هنوز علت آن به طور قطع مشخص نشده است. عده يي معتقدند فعاليت هاي انساني و انتشار گازهاي گلخانه يي ناشي از اين فعاليت ها مقصر اصلي هستند. در نقطه مقابل نيز عده يي انگشت اتهام را به طرف کهکشان و فعاليت هاي کيهاني نشانه مي روند. بالطبع، دسته اول گرم شدن زمين را پديده يي غيرطبيعي و در عين حال قابل کنترل دانسته و راه حل آن را در تغيير الگوي مصرف و کنترل انتشار گازهاي گلخانه يي مي دانند. ولي طرفداران نظريه دوم، انسان را در ماجراي افزايش دماي زيست کره بي تقصير مي دانند و معتقدند اين پديده از کنترل بشر خارج است. هر چند نظريه هايي وجود دارد که انسان را حتي در تغييرات کيهاني و تغيير موقعيت کره زمين در فضا نيز بي گناه نمي داند مثلاً در مقدمه کتاب رودهاي خاموش (نوشته پاتريک مک کالي ترجمه فاطمه ظفرنژاد) سدها و درياچه حاصل از احداث آنها يکي از عوامل تغيير زاويه محور زمين معرفي شده است اما به طور کلي طرفداران نظريه دوم، گرم شدن جهاني را اتفاقي طبيعي مي دانند که همان گونه که انسان نقشي در به وجود آمدن آن ندارد، قادر به رفع آن هم نيست. پرداختن به اين موضوع که کدام دسته درست مي گويند و کدام دسته اشتباه مي کنند، در حال حاضر بي نتيجه است، چرا که دانشمندان هر دسته، استدلال ها و دلايل مختلفي را براي اين موضوع برمي شمارند و البته هيچ يک موفق به متقاعد کردن گروه مقابل نشده اند. اما از آنجا که احتياط شرط عقل است، توجه به انتشار گازهاي گلخانه يي اهميت زيادي دارد زيرا ممکن است نظريه نقش داشتن انسان در پديده گرم شدن جهاني صحت داشته باشد و به همين خاطر تلاش در جهت کنترل گازهاي گلخانه يي اجتناب ناپذير است. آنچه ما به عنوان يک شهروند در راستاي مهار گرمايش زمين قادر به انجام آن هستيم چند مورد کوچک ولي موثر است که در ادامه مي آيد. |
|
بي بي سي؛ به گفته مقامات برزيل سرعت از بين رفتن جنگل هاي استوايي آمازون از چهار سال گذشته تاکنون براي اولين بار افزايش يافته است. تصاوير ماهواره يي نشان مي دهد 11 هزار و 968 کيلومتر مربع از جنگل آمازون از جولاي سال 2007 تا جولاي امسال از بين رفته که نشان دهنده افزايش چهار درصدي جنگل زدايي در مقايسه با سال قبل است. |
|
|
|
|
|
۱-اگر به شدت انسان گرا هستيد، اگر انسان را محور عالم و آدم مي دانيد، اگر محيط زيست برايتان امري تزييني است، اگر فرهنگ را امري مستقل از اقليم مي دانيد و اگر معتقديد يک محقق حتماً بايد در قبال موضوع تحقيق کاملاً بي طرف باشد، حتماً ادامه اين يادداشت را نخوانيد. |
|
7- انتخاب سختي است. يک ملت يا يک قوم،حال يا آينده، درخت يا انسان؟ من به درخت و آينده و ايران راي مي دهم. |
حوزه آمازون كه جنگل مملو از درختان پهنبرگ و خزانپذیر آمازون در آن واقع شده، مساحتی معادل 7 میلیون كیلومترمربع دارد. این جنگل پرباران حدود 5/5 میلیون كیلومتر مربع این حوزه را اشغال كرده است.
جنگل آمازون متعلق به 9 ملت مختلف است كه برزیل به تنهایی مالكیت 60 درصد از این گنجینه را در دست دارد. آمازون بیش از نیمی از جنگلهای پرباران باقیمانده زمین را در خود جای داده و تنوع گونههای گیاهی و جانوری آن با هیچ جای دیگر قابل مقایسه نیست. كارشناسان گیاهشناسی تعداد گونههای درختی این جنگل را در هر 5/2 جریب (هر جریب معادل 4050 مترمربع) 700 گونه اعلام كردهاند. این در حالی است كه تعداد گونههای گیاهی در چنین مساحتی دوبرابر این رقم است. نكتهای كه باید به آن توجه داشت دانسیته بسیار بالای درختان است.
ارتفاع بسیاری از این درختان به 130 متر میرسد آنچنان كه جنگل در روز نیز همانند شب تاریك به نظر میرسد. تاج پوشش این درختان خانه هزاران گونه حشره و پرنده ناشناخته است. راجع به اركیدههایی كه روی این درختان میرویند چندان چیزی نمیدانیم. درباره مگسها، سوسكها، پروانهها و هزاران حشرهای كه لابهلای شاخ و برگ این درختان زندگی میكنند، اطلاعات ما تقریبا هیچ است. به سختی میتوان باور كرد كه این درختان در خاك تقریبا تهی از تركیبات مغذی، این چنین بالیدهاند. اگر لیستی از مواد غذایی موجود در خاك آمازون را به یك كارشناس گیاهی نشان بدهید، احتمالا خواهد گفت كه چیزی جز كاكتوس در این خاك نخواهد رویید.
پس این همه تنوع گیاهی از كجا آمده است. خاك جنگل پرباران آمازون تنها 20 درصد از تركیبات مغذی را در خود نگه داشته و 80 درصد باقیمانده در پیكره گیاهان و درختان پنهان شده است. تبیین این موضوع آسان است. منطقه آمازون دارای دو فصل خشك و پرباران است. در فصل باران سطح آب رودخانه آمازون به طرز چشمگیری بالا میآید.
در بعضی جاها ارتفاع آب به 15 متر بالاتر از چیزی كه در فصل خشكی است میرسد و این یعنی اینكه در فصل باران بخشهای بزرگی از جنگل غرقاب میشود. آب در اینجا مانند یك مكانیسم سترگ برای مبادله و جابهجایی مواد غذایی كه برای جنگل حیاتی است، عمل میكند. وظیفه خاك در جنگل پرباران شبیه به اسفنج است.كافی است تا رسیدن فصل باران بعدی، مقداری از مواد غذایی را برای سرپا نگه داشتن درختان در خود حفظ كند.
در جنگل آمازون تنها بیش از 2700 گونه گیاهی متعلق به تیره بروملیاد وجود دارد. مشهورترین گونه این خانواده همان آناناسی است كه میخوریم.این گونهها به رنگهای متنوع آبی، ارغوانی، قرمز و نارنجی به خوبی خودشان را با محیط سازش دادهاند و آنها را در همه جای آمازون از روی زمین گرفته تا روی صخرهها و تنه سایر گیاهان و درختان میتوان به فراوانی دید. این گیاهان میتوانند رطوبت مواد غذایی را از طریق هوا جذب كنند به همین خاطر اینچنین بسط یافتهاند. برخی كارشناسان میگویند گاه وزن بروملیادهای دارزی روی شاخه یك درخت آنقدر بالا میرود كه باعث شكستن شاخه میشود. برگهای گونههای مختلف آناناس نیز خود دنیای دیگری است.
این برگها به خاطر همپوشی كه با هم دارند، باعث جمع شدن آب باران در وسط خود میشوند و بدین ترتیب اكوسیستمهای كوچكی به وجود میآید كه زیستگاه جانوران ذرهبینی، حشرات و حتی قورباغهها، سمندرهای كوچك و حلزونهاست. برخی از این جانوران تمام عمرشان را در این دریاچههای كوچك گیاهی میگذرانند.
شاید لازم نباشد درباره اركیدههای بیهمتای آمازون چیزی بگوییم. این گلهای فریبنده با تقلید از ظاهر حشرات و بوی تندی كه در فضا میپراكنند، حشرات گردهافشان را به سوی خود جلب میكنند. سوسن آبی كه بزرگترین گل جهان است و قطر آن به دو متر میرسد نیز در آبهای راكد آبگیرها یا در بخشهای ساكن رودخانههای آمازون به حیات خویش ادامه میدهد: این گل اگرچه بسیار بزرگ به نظر میرسد اما بسیار ظریف و سبك است و به راحتی روی آب شناور میماند. در آمازون دریاچههایی را میتوان یافت كه مملو از این گلهایند و چنین به نظر میرسد كه كسی سطح آب را با سوسنها مفروش ساخته است.
درخت كاپوك كه بزرگترین درخت جنگلهای آمازون است، 60 متر بلندی و تنه آن تا 5/3 متر قطر دارد. این درخت غولپیكر، زیستگاه بسیاری از حشرات، قورباغهها، پرندگان و گیاهان دارزی است. یكی دیگر از بازدیدكنندگان همیشگی كاپوك، خفاشها هستند كه وظیفه گردهافشانی این درخت را نیز برعهده دارند. تقریبا هزار گونه خفاش در جنگلهای آمازون حضور دارند كه یكی از آنها خفاش خونآشام است كه تنها خفاش خونآشام حقیقی جهان محسوب میشود.
تنوع گونههای جانوری ساكن آمازون خیرهكننده است. طبق گزارش آكادمی ملی علوم، هر چهار مایل مربع جنگل پرباران آمازون دارای 125 گونه پستاندار، 400 گونه پرنده، 100 گونه خزنده، 60 گونه دوزیست و 150 گونه مختلف پروانه است. درباره قارچها و اغلب موجودات كوچك چیزی نمیگوییم. تنها در اندكی از خاك آمازون میتوان 5 هزار نوع باكتری یافت كه درباره آنها هم مطلقا چیزی نمیدانیم؛ این یعنی حیاتوحش كامل.
«تاپیر» این بزرگترین علفخوار جنگلهای آمازون با آن ظاهر عجیب و دماغ خرطوممانندش خاطره پستانداران باستانی را زنده میكند. اما افسوس كه اكنون انقراض، سخت در كمیناش نشسته است. جگوار نیز كه بزرگترین گربه آمریكا و شكارچی قدرتمند راس هرم غذایی است قربانی آزمندی سیریناپذیر انسان و چشمداشت ناپاك او به پوست زیبایش شده است.
این گربه باشكوه در چشم برهم زدنی از درخت بالا میرود و لابهلای شاخهها خود را از چشم نامحرمان پنهان میكند. جگوار به كمك پنجه و آرواره قدرتمندش میتواند شكارهای بزرگی مانند تاپیر، میمونها و گوزن را از پا درآورد. گاه اگر مجبور شود سراغ خزندگان و لاكپشتها هم میرود. اكنون این جانور استثنایی در بسیاری از بخشها در خطر انقراض قرار گرفته است.
سلطان آبهای آمازون انگار كه اوضاع بهتری دارد. آناكوندا كه از بزرگترین و سنگینترین مارهای جهان است از سم بینیاز است. این هیولای غولپیكر در كمین قربانی مینشیند و بعد خود را به دور او حلقه میكند. آناكوندا از چنان قوای عضلانی برخوردار است كه میتواند تمام استخوانهای قربانی را خرد كند.
او میتواند به آرامی یك گاو تنومند را درسته قورت دهد. یك وعده غذایی اینچنینی تا یك سال او را سیر نگه میدارد. بهتر است درباره تنوع مورچههای آمازون چیزی نگوییم. نتایج یك بررسی نشان داده كه در هر مترمربع از لاشبرگهای كف جنگل، بیش از 50 گونه مورچه پیدا میشود. به راستی جنگل پرباران مبهم و دستنیافتنی است.
عرصه جنگلها و مراتع در اثر فعاليت جانوران وريشه دواندن گياهان و درختان به داخل آن دارای منافذ متعددي است وقادرست مقدارزيادی آب را درخود نفود داده و ذخيره كند. ميزان آب نفوذی برحسب نوع جنگل 500 تا 2000 مترمكعب درسال ودرهرهكتاربرآورد میشود كه اين مقدار به مراتب بيشتراززمينهاي غيرجنگلي است.
2- اثرجنگل درتعديل آب و هوای يك منطقه
وجود رسنتی ها، بخصوص جنگل د رتعديل حرارت محيط موثراست وحرارت فعلي و وزانه سطح زمين را متعادل میكند و باعت اعتدال آب و هوا مي گردد، زيرا در تابستان قسمتي از انرژي حرارتي خورشيد را جذب نموده و باعث تقليل حرارت زمين میگردند و در زمستان به منزله روپوشي براي آن به شماررفته و مانع ا زدست دادن حرارت آن مي گردند. بنا به اصل فوق پوشش يك جنگل با مقايسه نقاطی كه عاري از درخت ميباشد باعث پايين آوردن حداكثرحرارت وبالا بردن حداقل آن مي گردد وچون دردوجهت مخالف صورت ميگيرد، درمعدل كلي حرارت تغييري حاصل نمي شود، بلكه آب و هواي محيط را متعادل مي سازدازاين گذشته تبخيرناچيزو بالا بودن رطوبت نسبي هوا در جنگل نيز به اين امر كمك می كنند.
3ـ نقش جنگلها ومراتع درمبارزه با آلودگی هوا
آلودگي هوا چه درمناطق شهري بوسيله وسايل دود زا وكارخانجات وسايرمنابع آلوده كننده و چه درمناطق بياباني دراثرحركت و جابجائي ماسه ها وگرد وغبا ربوسيله باد وجود دارد. مواد سمي موجود درهواي شهرها فقط ازلوله اگزوزماشينها ويا دودكش كارخانه هاي داخل شهرخارج نميشود شود بلكه بادهايي كه ازاطراف مي وزند سبب مي گردند كه گرد و غبار و گازهاي كارخانههاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت مواد سمي هواي مناطق مسكوني بيافزايند. درختان در جلوگيري و كاهش آلودگي هوا كه دربالا ذكرشد نقش اساسي دارند.
4ـ اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا
جنگل ها و مراتع و به طور كلي گياهان سبز در نتيجه عمل كربنگيري مرتباً گاز كربنيك هوا را كه در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اكسيژن را كه يك ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. در مجموع حدود 60 درصد از اكسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اكسيژن مورد نياز جانداران ازفوايد مهم جنگل و فضاي سبزمي باشد.
5- تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك
عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد.بادهاي مداوم دراثرايجاد اختلالاتی در زندگي گياه وتبخيررطوبت زمين كه منجر به خشكي بيش ازحد خاك مي گردند، سبب ميشود كه تجديد حيات نباتات متوقف ويا به كندي صورت گيرد و با كم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغازشود.
اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه،ازبين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراكز مهم كشاورزي و صنعتي و مسكوني درمعرض تهديد قرارميگيرند .جنگل به كمك شاخ و برگ درختان ، از سرعت باد مي كاهد و باريشه گياهان، خاك راحفظ ميكند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخيربسيار ناچيز بوده وخطرخشك شدن خاك كه ازشرايط مهم آغازفرسايش است ا زبين ميرود. نزولات آسماني درمناطق فاقد گياه درروي زمين به صورت هرز آبهاي سيل آسا جاري مي شوند وچون مقاومتي دربرابرخود نمي ينند ذرات ريزودرشت خاك را حمل مي كنند وبتدريج در مسير خود و يا درپشت سدها ودرياچه ها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانهها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بارمي آورند
در مناطقي كه پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي كه د رمسير خود وهمچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جابجايي آن شوند دراثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيارريزتبديل گشته وبه آهستگي روي خاك مي رسند. ازطرفي بقاياي نباتي كف جنگل و مراتع همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د ر خود جذب نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند و بدينوسيله خطرشتشوي خاك ازبين رفته و خاك حفظ مي شود.
6- نقش جنگلها و مراتع در جلوگيري از رانش زمين
رشد درختان دردامنهها سبب افزايش پايداري خاك ميگردد.ريشه درختان با فرورفتن درخاكهاي حساس به لغزش مانند ستونهاييعمل كرده و با ايجاد شبكه متراكم ريشهاي از بهم پاشيدن قطعات يا بلوكهاي لغزشي جلوگيري ميكنند.
7- اهميت جنگل در جلوگيري از سر و صداي محيط
يكي ازآثارنامطلوب صنعت ايجاد سر و صدا در مناطق مسكوني است كه در اثر تراكم جمعيت، وسايط نقليه موتوري، كارخانه ها و وسايل و ماشين- آلات ساختماني و ساختمان سازي توليد مي شود. اگر اقدامات لازم در جهت كمتر نمودن سر و صدا د ر شهرهاي صنعتي بزرگ و نزديك فرودگاه ها انجام نگيرد، مي تواند ناراحتيهاي عصبي و روحي ببار آورد. علاوه بر اقدامات فني لازم براي جلوگيري از سرو صداي محيط، جنگل كاري و ايجاد فضاي سبز در داخل شهرها و اطراف مناطق صنعتي و فرودگاهها به ميزان قآبل ملاحظه اي از سرو صدا ميكاهد .
8- اهميت جنگل و فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان
جنگل و پارك و فضاي سبز در داخل واطراف شهرها به مردم خسته از زندگي ماشيني و سر و صداي محيط اين امكان را مي دهد كه بتوانند ايام فراغت را در اين مكان به استراحت و تفريح بپردازند و بچه ها از آپارتمان بيرون آيند و جهت تقويت فكر و بدن خود در محيطي آرام و با هوايي سالم به بازي بپردازند . طبيعت همواره با زيبائي هاي خود نظر انسان را به خود جلب مي نمايد و گياهان يكي از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمارمي روند.
حدود 30 درصد از سطح كرة زمين بهوسيلة جنگلها پوشيده شده است كه 25 درصد از آن در قارة اروپا و فدراسيون روسيه و بقيه در ساير نقاط جهان قرار دارند (كل مساحت جنگلهاي دنيا تقريبا 9/3 ميليارد هكتار است). جنگلها و مراتع از حيث تأمين مواد غذايي جامعه، مصنوعات چوبي، محصولات كاغذي، تأمين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه، جلوگيري از فرسايش و از
بين رفتن خاك و حفظ آب و نزولات آسماني، نقش مهمي را در اكوسيستمهاي طبيعي ايفا مينمايند. بنابراين تلاش براي جلوگيري از نابودي اين منابع براي حفظ حيات انسان و همچنين كسب درآمد از اين منابع طبيعي، از اهميت حياتي برخوردار است.
بهطور كلي، بيوتكنولوژي از طرق زير ميتواند در زمينة حفظ و بهرهبرداري بهينه از جنگلها و مراتع مفيد واقع شود:
با استفاده از روشهاي كشت بافت ميتوان گونههاي درختان جنگلي در معرض انقراض را كه در شرايط طبيعي قادر به تكثير نيستند، از نابودي نجات داد. براي حفظ اين گونهها، بيوتكنولوژي با هدف تكثير انبوه در شرايط كنترل شدة آزمايشگاه و سپس كشت آنها در عرصههاي طبيعي، نقش حياتي در حفظ گونههاي جنگلي در حال زوال ايفا ميكند. در حال حاضر در شمال كشور گونههايي مانند نارون، هزار، زبانگنجشك و نيز گونههايي از درختان جنگلهاي زاگرس با اين مشكل مواجه هستند كه براي جلوگيري از انقراض آنها ميتوان از روشهاي بيوتكنولوژي استفاده كرد.
يكي ديگر از موارد استفاده از تكنيك كشت بافت در بخش جنگل، كوتاه كردن دوره تجديد نسل درختان جنگلي و همچنين كوتاه كردن زمان مورد نياز براي دستيابي به پايداري فنوتيپي در درختان جنگلي ميباشد.
در بررسي گونهها و ژنوتيپها در برنامههاي اصلاحي درختان جنگلي و غيرجنگلي، شناسايي و تمايز سريع بين مواد تحت بررسي، مدت زمان لازم براي انتخاب و اصلاح اين گونهها را بهطور چشمگيري كاهش داده و موجب تسريع فرآيند اصلاح ميشود. بررسي ضايعات و خصوصيات درختان جنگلي با نشانگرهاي فنوتيپي به دهها سال وقت نياز است كه اين باعث كندي كار ميشود و زمان دستيابي به نتايج را طولاني ميكند. كاربرد روشهاي بيوتكنولوژي، بهويژه نشانگرهاي مولكولي مانند RFLP و AFLP، راهحل مناسبي براي تسريع اصلاح گونههاي جنگلي و كاهش مدت زمان بررسي نتايج حاصل از كارهاي اصلاحي است. كاربرد روشهاي مولكولي، امكان شناسايي و ارزيابي در اولين مراحل رشد گياه را فراهم ميكند و زمان لازم براي رسيدن به اطلاعات مورد نياز را به حداقل ميرساند.
مهمترين عواملي كه انجام برنامههاي اصلاح درختان جنگلي را به شيوة سنتي محدود ميسازد عبارتند از:
الف) زمان بر بودن (طولاني بودن نسلها در گياهان جنگلي)
ب) نبود دانش كافي در مورد روابط بين ساختارهاي ژنوتيپي و فنوتيپي درختان در يك زمان واحد
ج) وجود مشكلات زياد در كنترل فرآيند انتخاب در مورد گياهاني با گردهافشاني باز.
بايد توجه داشت كه نميتوان بر اساس خصوصيات ظاهري در مراحل اوليه رشد درختان، خصوصيات درختان بالغ را پيشبيني كرد و بنابراين ارزيابي كامل به روشي سنتي به زمان زيادي نياز است.
سرعت رشد و فرم درخت در جنگلهاي صنعتي، تعيينكننده ارزش و بازده اقتصادي آن است. اصلاح و توليد درختان با سرعت رشد زياد و فرم متناسب، بهمنظور استفادة بهينه از منابع جنگلي، از اولويت خاصي برخوردار است و موجب افزايش بازده اقتصادي جنگلهاي موجود خواهد بود. افزايش بهرهوري از جنگل و به خصوص افزايش كيفيت چوب و الوار از موارد مهم در مديريت جنگل محسوب ميشود. در اين زمينه، برنامههاي وسيعي در نقاط مختلف دنيا و بهخصوص در سطح اروپا با استفاده از برنامههاي اصلاح كلاسيك و انتخاب به كمك نشانگر در جريان است. برخلاف بسياري از گياهان زراعي، تاريخچة انتخاب و اصلاح گونههاي درختان جنگلي نسبتاً كوتاه است (بزرگترين برنامه اصلاحي سيستماتيكي كه تاكنون صورت گرفته بروي گونههايي از اكاليپتوس و كاج بوده است)؛ بنابراين براي تسريع چرخة اصلاح اين درختان، ابزارهاي بيوتكنولوژي و از جمله نشانگرهاي مولكولي، ميتوانند راهگشا باشند و فرآيند شناسايي صفات كمي و كيفي مطلوب را شتاب بخشند.
از جمله كاربردهاي ديگر نشانگرهاي مولكولي در بخش جنگل موارد زير است:
شناسايي كلونهاي برتر، شناسايي آلودگي جنگلها، برآورد تنوع ژنتيكي به منظور استفاده از آن در استراتژيهاي نمونهگيري، حفاظت ژنتيكي و حفاظت از كلكسيونهاي جمعيتهاي اصلاحي. ارزش واقعي نشانگرها را ميتوان در بهكارگيري آنها در تحقيقاتي ديد كه جهت فهم مكانيزمهاي پاية ژنتيكي و فيزيولوژيكي صورت ميگيرند.هماكنون تحقيقات هدفمندي در جهت شتابدهي به توسعة استفاده و بكارگيري نشانگرهاي مولكولي جهت غربالگري گونههاي جنگلي در سطح دنيا در حال انجام است.
برخي از استراتژيهاي اصلاحي در درختان جنگلي، بر روي افزايش كمي صفاتي است كه از قبل وجود داشتهاند. در حالي كه در برخي از استراتژيها، هدف، وارد كردن صفاتي جديد به گياه ميزبان است. تكنيكهاي DNA نوتركيب در هر دو مورد ميتواند مؤثر باشند. مهندسي ژنتيك ميتواند جهت اصلاح درختان جنگلي در زمينههاي مختلفي بهكار رود. برخي از اين زمينهها عبارتند از:
يكي از روشهاي حفظ گونههاي مهم جنگلي، حفاظت آنها از آفات و بيماريهاي شايع است. گفتني است كه تعدادي از گونههاي مهم جنگلي كه از اهميت زيادي برخوردارند، در جنگلهاي صنعتي شمال كشور، در اثر حملة برخي از بيماريهايي كه اپيدمي شدهاند، رو به انقراض و نابودي هستند (از جمله بيماري مرگ درختان نارون). براي جلوگيري از زيان وارده و انقراض اين گونهها، اقدامات جدي بايد به عمل آيد. از طرفي، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زيستمحيطي، صرف هزينه زياد و مقاومت تدريجي آفات به سموم ميشود و از نظر عملي نيز كاربرد سموم در چنين سطح گستردهاي امكانپذير نيست. در اين رابطه ميتوان از روشهاي مطمئن و بدون زيانهاي زيستمحيطي مانند انتقال ژنهاي مقاوم به عوامل قارچي و باكتريايي بيماريزا، استفاده كرد. براي جلوگيري از زيان حشرات، ميتوان ژنهايي را كه كدكننده يكسري مواد كشنده حشرات هستند به گياه منتقل كرد و گياه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در اين رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلي، معمولترين شيوهاي است كه تاكنون استفاده شده است. براي مثال، در سال 1990، حدود 60 درصد از كل برنامههاي كنترل آفات در آمريكاي شمالي، بهخصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعي پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتري Bt انجام شده است.
البته محدوديتي كه در استفاده از Bt وجود دارد، اين است كه طيف عمل باكتري Bt بسيار باريك است، يعني تنها بر گروهي از آفات تأثيرگذار است. همچنين نور آفتاب ميتواند اسپور و سم اين باكتري را غيرفعال كند. البته بيوتكنولوژي توانسته است با شناسايي و انتخاب باكتريهاي اصلاح شدة مؤثرتر و همچنين تكنولوژي DNA نوتركيب، نقش مهمي را در ايجاد مقاومت درختان جنگلي به آفات بازي نمايد. آمارهاي مربوط به كشور آمريكا نشان ميدهد، سالانه يك ميليارد دلار بر اثر حمله حشرات و بيماريها به جنگلهاي اين كشور خسارت وارد ميآيد. اگر مطالعهاي جامع در مورد خسارت ناشي از آفات و بيماري در كشور صورت گيرد، مشخص ميشود كه رقم ضرر و زيان در كشور ما نيز بالا است. مثالهاي موفقي كه در زمينة توليد درختان مقاوم به حشره در سطح دنيا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكاليپتوس مقاوم به حشره.
از جمله فاكتورهاي محدودكنندة كشت گونههاي جنگلي در برخي مناطق، وجود شرايط نامساعدي چون كمبود آب، شوري خاك و سرما است. روشهاي بيوتكنولوژي براي غلبه بر اين محدوديتها نيز مورد استفاده قرار ميگيرند. در اين زمينه، استراتژيهاي مختلفي وجود دارد كه از آن جمله انتقال ژنهاي مقاومت در برابر تنشهاي محيطي به گونههاي حساس است. براي مثال، انتقال ژنهاي القاپذير در مقابل تنش كمآبي، گرما و سرما به گياهان، براي تحمل شرايط كمبود آب و نيز توليد پايههاي مقاوم به شوري كه امكان استقرار گونهها را در زمينهاي شور فراهم آورد. در ارتباط با عرصههاي جنگلي كشور، كمبود آب و نزولات جوي، بهويژه در جنگلهاي زاگرس، از عوامل عمدة كاهش رشد و استقرار گونهها است. با توجه به گسترة وسيع اين جنگلها و اهميت آنها از نظر اكولوژيكي و نيز حفظ خاك و نزولات آسماني، تحقيقات پيرامون حل مشكلات فراروي اين جنگلها، حايز اهميت ملي است. در اين رابطه توليد پايههاي مقاوم در مقابل تنشهاي خشكي با استفاده از روشهاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي، اهميت بهسزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد.
بر اساس گزارش (FAO 2001-1999)، مصرف الوار صنعتي جهان در سال 2000، بين 6,1 تا 2,2 ميليارد متر مكعب بوده است. مصرف چوب، سالانه حدود 7,1 درصد رشد دارد و پيشبيني ميشود تا سال 2010 مصرف چوب حدود 20 درصد (9,1 ميليارد مترمكعب) بيش از زمان حال خواهد شد. در حال حاضر فرآوردههاي چوبي، يك صنعت 400 ميليارد دلاري را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و حدود 3 ميليون نفر را در سراسر گيتي بهكار گرفته است. بنابراين مشاهده ميشود كه با ورود مواد جايگزين چوب به بازارهاي جهان، نهتنها چوب ارزش خود را از دست نداده است، بلكه ميزان مصرف آن مرتباً در حال افزايش است. در اين زمينه بيوتكنولوژي با توليد پايههاي داراي رشد بيشتر و سريعتر و نيز چوب باكيفيتتر، ميتواند نقش مهمي ايفا نمايد. بايد گفت كه بهبود كيفي الياف سلولزي گونههاي جنگلي، نيازهاي صنايع كاغذسازي را نيز تامين كرده و نياز جامعه را در اين زمينه برطرف خواهد كرد كه در قسمت بعدي مورد بحث قرار گرفته است.
كيفيت چوب، يكي از الزامات صنعت كاغذسازي است. در صنعت كاغذسازي، چوبي با كيفيت محسوب ميشود كه ميزان سلولز آن زياد و ميزان ليگنين آن پايين باشد. در روشهاي سنتي، براي جداسازي ليگنين از چوب، از مواد شيميايي استفاده ميشود كه گاهاً خطرناك و نيازمند صرف انرژي و هزينة زياد است. بنابراين افزايش نسبت سلولز به ليگنين از طريق ژنتيكي، علاوه بر افزايش كيفيت چوب و همچنين افزايش رشد درختان، ميتواند آلودگيهاي حاصل از كارخانجات كاغذسازي را كاهش دهد. در اين زمينه، مهندسي ژنتيك از طريق راهكار آنتيسنز (Antisense) ميتواند بيوسنتز ليگنين را اصلاح كرده و درصد آن را در چوب كاهش دهد و بنابراين هزينههاي توليد خمير كاغذ و به همان اندازه مصرف مواد شيميايي و انرژي را در ساخت خمير كاغذ كاهش دهد.
يكي از محدوديتهاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل، نگراني از فرار ژنهاي مهندسيشده، به درون جمعيتهاي وحشي است كه احتمال ميرود به مرور زمان، الگوي طبيعي جنگل را دچار تغيير كند. البته اين نگراني را ميتوان از طريق توليد درختان مهندسيشدة عقيم، تا حدود زيادي مرتفع كرد.
فاكتور مهم ديگري كه استفاده از مهندسي ژنتيك را در گونههاي جنگلي محدود ميسازد، عدم وجود دانش كافي در مورد زيربناي مولكولي صفاتي در درختان است كه از لحاظ صنعتي براي انسان مهمتر هستند و ارتباط بيشتري با رشد درختان و كيفيت چوب دارند. اين محدوديت نيز با تكميل ژنوم برخي درختان مهم جنگلي، مانند صنوبر، كاج، سپيدار و همچنين ايجاد بانكهاي اطلاعاتي EST در حال رفع شدن است.
محققين بر اين باورند كه پيشرفت دانش مولكولي با ساخت نقشههاي ژني و توالييابي ژنوم گونههاي جنگلي اين امكان را فراهم كرده است تا دستورزي چندين ژن بهطور همزمان براي دستيابي به صفات اقتصادي مهم، قابل انجام شود.
در مطالب فوق، مشاهده شد كه بيوتكنولوژي ميتواند در بخش جنگل نيز مانند ساير زمينهها، بسيار مفيد واقع شود. بنابراين با توجه به وسعت زياد جنگلها و مراتع كشور (سطح جنگلهاي كشور بالغ بر 12 ميليون هكتار است كه از اين سطح، حدود 5/1 ميليون هكتار جنگلهاي صنعتي خزري، 5,4 ميليون هكتار جنگلهاي منطقه زاگرس و بقيه جنگلهاي پراكنده مركزي، جنوبي و ارسباران است) و اهميت حياتي اين منابع، هرگونه تحقيقي كه منجر به افزايش توليد و يا دفع ضايعات اين بخش شود، منجر به بازده كلان اقتصادي خواهد شد.
جنگلها و مراتع كشور، از منابع طبيعي تجديدشونده هستند و براي حل مشكلات اين منابع بايد به گونهاي عمل كرد كه موجب به بار آمدن ضايعات زيستمحيطي نشود و با حداقل سرمايهگذاري بتوان به حداكثر بهرهبرداري زسيد. كاربرد بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك با هدف افزايش بازده از يكسو و جلوگيري از خسارات و ضايعات از سوي ديگر، اين امكان را بهوجود ميآورد تا با حداقل ضايعات زيست محيطي و صرف حداقل سرمايه به حداقل رسيده، توليد در سطح كلان افزايش يافته و توسعة پايدار محقق شود. علاوه بر اين، در صورت توجه بيشتر به بيوتكنولوژي جنگل، امكان اشتغالزايي مناسبي وجود دارد.
1ـ نادري شهاب، محبتعلي. 1377. تحقيقات بيوتكنولوژي در راستاي افزايش بازده جنگلها و مراتع. رهيافت، شماره 19.
عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد. بادهاي مداوم در اثر ايجاد اختلالاتي در زندگي گياه و تبخير رطوبت زمين كه منجر به خشكي بيش از حد خاك مي گردند، سبب مي شوند كه تجديد حيات نباتات متوقف و يا به كندي صورت گيرد و با كم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه از بين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراكز مهم زراعتي و صنعتي و مسكوني در معرض تهديد قرار ميگيرند.
جنگل به كمك شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي كاهد و با ريشه گياهان، خاك را حفظ مي كند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. به علت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشك شدن خاك كه از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين ميرود. نزولات آسماني در مناطق فاقد نباتات در روي زمين به شكل سيل جاري مي شوند و چون مقاومتي در برابر خود نمي بينند ذرات ريز و درشت خاك را حمل مي كنند و بتدريج در مسير خود و يا در پشت سدها و درياچه ها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانهها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بار ميآوردند. در مناطقي كه پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي كه در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جآبجايي ان شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاك مي رسند. از طرفي بقاياي نباتي كف جنگل و چراګاه همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند و بدينوسيله خطر شتشوي خاك از بين رفته و خاك حفظ مي شود. در مورد نقش پوشش سطح خاك در كاهش ضربه قطرات باران ازمايشي توسط يكي ازمتخصصين مربوطه (Hadson) در دو قطعه زمين انجام گرفته است. در اين ازمايش ابتدا علفهاي موجود زمين با دست كنده شده و سپس زمين به دو قطعه مساوي تقسيم شده است. روي يكي ازقطعات دو لايه تور سيمي ريز بافت قرار داده شد قطرات باران در اثر برخورد با ان شكسته شده وبه صورت قطرات بسيار ريزي درا مد (شكسته شدن قطرات عيناً توسط شاخه و برگ پوشش نباتات هم صورت ميگيرد) خاك از دست رفته از اين دو قطعه (قطعه پوشيده شده با تور سيمي وقطعه لخت) در طول ۱۰ سال اندازهگيري شد. نتايج بدست آمده از ۱۰ سال ازمايش نشان دادكه خاك از بين رفته از قطعه لخت بيش از ۱۰۰ برابر خاك فرسايش يافته از قطعه پوششدار ميباشد.
گذشته از اين فرسايش خاك در منطقه جنگلي با فرسايش خاك در مناطق ديگر تفاوت دارد اگرچه هر دو بلايي است كه بر خاك وارد ميشود ولي خاكهاي مناطق جنگلي بسيار حاصلخيزتر ازمناطق ديگر است با فرسايش خاك مواد حاصلخيزي كه طي ساليان متمادي در خاك ذخيره شدهاند از دست ميرود. در تحقيقات انجام شده در يكي از ايالتهاي امريكا (New Hampshire) ثابت شده است كه پس از بريدن درختان يك جنگل، جريان آب حاصلاز بارندگي در عرض دو سال در هر هكتار ۹۵ كيلوگرم نايتروجن نيتراتي و ۸۹ كيلوگرم كلسيم را از بينبرده است در حاليكه در يك جنگل دست نخورده ميزان نايتروجن نه تنها از بين نرفته بلكه در هر هكتار۲دو كيلوگرم نيز به ميزان ان افزوده شده است. اين مقدار نايتروجن از باران دريافت شده است. همچنينكلسيم از بين رفته بسيار كم بوده و مقدار ن هفت كيلوگرم در هكتار بوده است.

انجيلي درخت کهن يادگار دوره سوم زميني شناسي است که در جنگل هاي هيرکاني شمال کشورمان ماوا گزيده؛ درختي به غايت باشکوه و دوست داشتني.
درخت انجيلي با نام علميParrotia Persica از خانواده انجيلي ها Hamaneliadaceae از گياهان بومي Endemic ايران است. خاستگاه رويشي آن جنگل هاي هيرکاني شمال ايران بوده که به واسطه مصون ماندن از يخبندان دوره سوم زمين شناسي برجا مانده و در ساير نقاط در اثر يخبندان عمومي زمين از بين رفته است.
تفاوت ها و زيبايي هاي اساسي ظاهري و زيست گياهي آن در کنار انحصاري معرفي شدن اين گونه به ايران و اينکه تنها گونه از اين جنس نيز هست، آن را درخور تحسين و تامل داشته است. البته به رغم آنچه در اکثر کتب مرجع داخلي و خارجي به عنوان گياه بومي ايران معرفي شده، نمونه هايي از آن در منطقه تالش و ترکيه موجود است.
اين گياه براي اولين بار توسط زيست شناس آلماني پاروت در دامنه کوه آرارات در نزديکي محل پيدا شدن کشتي نوح، شناسايي و با نام خود او معرفي شد. نام انگليسي آن «Iron wood» است که همچون نام ترکي اش «دمير آغاجي» نشانگر چوب بسيار محکم آن است و به همين دليل مورد استفاده صنعتي قرار نگرفته است.
رشد تنه و شاخه هاي درخت نسبتاً کند بوده و نهايتاً به 15 متر مي رسد. به عنوان مثال رشد 10 متر اين درخت 15 سال زمان مي برد. پس از رشد دوساله درخت رشد تنه که قطر آن نهايتاً به نيم متر مي رسد، به شاخه ها داده مي شود و شاخه ها به صورت افقي آغاز به رشد مي کنند. به نحوي که در زمان بلوغ درخت به صورت گنبدي موزون درمي آيد. ممکن است با 10 متر رشد طولي با تاجي به قطر 8 متر روبه رو باشيم. در رشد شاخه ها گاه اتفاق جالب تري رخ مي دهد که در تلاقي رشد افقي شان از آنجا که قدرت جوش شاخه ها بالاست با يکديگر پيوند مي خورند و در نتيجه شاخه ها علاوه بر زيبايي پيچ پيچ شان به صورت شبکه يي حيرت انگيز در مي آيند.
البته بايد اذعان داشت خصيصه رشد افقي شاخه ها بيشتر مخصوص درختان کاشته شده انجيلي بوده و درختان خودروي اين گونه در جنگل هاي هيرکاني بيشتر بالارونده اند ولي قابليت پرورش پذيري بسيار بالايي دارند.
عامل ديگري که جدا از نوع شکل تنه و شاخه ها آن را متمايز و ممتاز مي سازد، شکوه پاييزي انجيلي است. از نيمه هاي پاييز با تغيير رنگ خارق العاده برگ ها به رنگ هاي صورتي، قرمز، نارنجي، سبز کمرنگ و زرد جملگي در جامه يک درخت، شاهد زيبايي خيره کننده آن هستيم. آنچه از رنگ هاي پاييزي در جنگل وجود دارد همگي به زيباترين حالت در قامت انجيلي ظهور مي کند چنان که اين گنبد رنگارنگ، هر رهگذر صاحب بصيرت را به تامل و تحير وامي دارد. اين تغيير رنگ ها متاثر از تفاوت دريافت نور آفتاب است و بهترين حالت براي ايجاد رنگ هاي متفاوت در محيط پرنور داراي خاک اسيدي مهيا است

ساحت زمستاني انجيلي نيز تفاوت و زيبايي هاي خاص خود را دارد. در زمان عرياني درخت، به واسطه درهم تنيدگي شاخه ها و اشکال خال خالي که با بلوغ درخت روي پوست آن به رنگ هاي خاکستري، سبز، سفيد و قهوه يي ظاهر مي شود، چشم اندازي از زمستان به قامت درخت است. اين اشکال خال خال روي پوست درخت حتي به عنوان يکي از زيبايي هاي اصلي آن تا آنجا مطرح مي شود که بسياري از طراحانLandscape را بر آن داشته که اين جلوه را با هرس کردن برگ هاي پاييني نمايان سازند. ناگفته نماند که اين تنها زيبايي زمستاني اين درخت نيست چرا که در اوايل اسفندماه که هنوز درختان برگ هاي تازه به دست نياورده اند، انجيلي با وديعه آوردن شکوفه هاي ياقوتساي خويش در دسته هاي متراکم بهار را به زمستان نزديک مي سازد. جالب است که اين شکوفه ها گلبرگي ندارند و رنگ قرمزشان وامدار پرچم هاي اين شکوفه هاي بهاري در زمستان است.
آنچه به عنوان خصيصه هاي اين درخت از شکوه پاييزي، رشد پيچ پيچ و گنبدي موزون تا پوسته خال خال و شکوفه هاي زمستاني و از همه مهم تر انحصاري بودن در جنگل هاي هيرکاني مطرح شد نشانگر ارزش و زيبايي منحصر به فرد انجيلي است چرا که برخورداري از هر کدام از اين ويژگي ها يک درخت را خاص و مهم مي نمايد. حال آنکه انجيلي مجمعي از اين نوادر است.
از نکات مثبت حائز اهميت ديگر که براي آن مي توان برشمرد، مقاومت بالاي آن در برابر آفات، بيماري، خشکسالي، باد و حتي آلودگي ها و تنش هاي شهري است؛ عاملي که در کنار آن همه زيبايي انتخاب انجيلي را در طراحي هاي Landscape خيابان هاي شهر و پارک ها و باغ ها ايده آل مي سازد. از اين رو است که شاهد استفاده از آن به صورت روزافزون در کشورهاي اروپايي و امريکايي هستيم. البته ناگفته نماند شرايط مطلوب براي رشد درخت، محيط هاي مرطوب و دور از سرماي شديد، در خاک هاي غني اسيدي- شرايطي مشابه شمال کشورمان- است.
در حالي که هر کشوري به داشته هاي طبيعي خود چنان تفاخر مي کند که حتي مانند لبنان و کانادا در قالب پرچم شان ظهور مي کند، از داشتن چنين نعمتي نه تنها بهره يي نمي بريم بلکه از وجودشان نيز آگاهي نداريم که آگاهي سرمايه يي است ارزشمند که هرگاه به کار گرفته شود موجب غني شدن مي شود.
در حالي که در بازارهاي اروپايي به منظور استفاده از اين درخت در طراحي هاي باغ ها قيمتي بيش از 50 يورو براي يک نهال کوچک انجيلي پرداخته مي شود، بزرگ ترين استفاده ما در تهيه زغال و صنايع دکوري و تهيه چوب سيگار و... است و حتي خيابان هاي شهرهاي شمالي با درختان نخل و اکاليپتوس تزيين مي شوند.
تصور کنيد در ميان خياباني قدم مي زنيد که حاشيه آن با انجيلي آراسته شده. حس زيبايي متعالي آن از يک طرف و آگاهي از وجود آن به عنوان يک درخت ايراني چه احساس خوشايندي را القا مي کند.
زيست توده قابليت توليد برق، حرارت، سوختهاي مايع، سوختهاي گازي و انواع كاربردهاي مفيد شيميايي را دارا مي باشد. زيست توده سهم بزرگي در ميان ديگر انواع منابع انرژيهاي نو دارا مي باشد.
منبع : سایت سازمان انرژیهای نو ایران
1-زيست توده(بيوماس) چيست؟
زيست توده يكي از منابع مهم انرژيهاي تجديدشونده محسوب مي شود و به هر موجود زنده كه قابليت رشد و نمو داشته و بر مبناي قوانين طبيعي تقسيم شوند اطلاق مي شود و شامل جنگلها، اجزاء گياهان، برگها، موجودات زنده اقيانوسها، زائدات حيواني، پسماندهاي شهري و غذايي و ... مي شوند. اين مواد قابليت ذخيره انرژي در خود را دارا مي باشند. در واقع در خلال پديده فتوسنتز، دي اكسيد كربن از طريق آب و خاك و هوا توسط انرژي خورشيدي در گياهان ذخيره مي شود و باعث رشد و نمو آنها مي گردد اين انرژي خورشيدي در مواقع مصرف، قابليت تبديل به انرژي را دارا مي باشد.
زيست توده قابليت توليد برق، حرارت، سوختهاي مايع، سوختهاي گازي و انواع كاربردهاي مفيد شيميايي را دارا مي باشد. زيست توده سهم بزرگي در ميان ديگر انواع منابع انرژيهاي نو دارا مي باشد.
2-منابع زيست توده (بيوماس) كدامند؟
منابع زيست توده كه براي توليد انرژي مناسب هستند، طيف وسيعي از مواد را شامل مي شوند كه بصورت عمده به شش گروه تقسيم مي شوند:
· سوختهاي چوبي
· زائدات جنگلي، كشاورزي، باغداري و صنايع غذايي
· زائدات جامد شهري (زباله ها)
· فضولات دامي
· فاضلابهاي شهري
· فاضلابها، پسماندها و زائدات آلي صنعتي

3-توليد انرژي از زيست توده چگونه است؟
توليد انرژي از منابع زيست توده (همانند سوختهاي فسيلي) به منظور توليد الكتريسيته و حرارت مي باشد. منابع زيست توده يكي از قديمي ترين منابع انرژي در جهان مي باشد.
اين منابع در صورت استفاده مستقيم قابليت توليد حرارت را دارا مي باشند. و در صورت توليد سوختهاي زيستي يا بيوگاز قابليت استفاده در موتور ژنراتورها يا پس از توليد بخار آب در توربين ژنراتورها را جهت توليد برق دارد.
4-گازي سازهاي زيست توده چيست؟
گازي سازهاي زيست توده، راكتورها مي باشند كه قابليت توليد گازهاي سوختي در غياب اكسيژن را دارند. ارزش حرارتي اين گازها كمتر از ارزش حرارتي گازهاي سوختي طبيعي مي باشد. اين گازها بيوگاز ناميده مي شوند.
5-ميزان بهره گيري بيوماس براي توليد انرژي امروزه، چه ميزان است؟
و بعد از سوختهاي فسيلي زغال سنگ، نفت و گاز طبيعي، زيست توده چهارمين منبع بزرگ انرژي در جهان است كه براي توليد حرارت (بخاريهاي هيزمي در منازل و توليد حرارت و آب گرم در صنايع) پخت و پز (خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه) حمل و نقل (سوختهاي زيستي اتانول بيو ديزل) و توليد انرژي الكتريكي بكار مي رود. طبق برآرودهاي انجام شده در تمام دنيا Btu 15 10278 ظرفيت نصب شده زيست توده مي باشد كه Btu 15 107.2 فقط در آمريكا نصب شده است.
6-مزاياي بهره گيري از منابع زيست توده چيست؟
اين منابع جزء منابع تجديدشوند مي باشند چرا كه با بهره گيري از اين منابع مجدداً بطور طبيعي رشد و نمو پيدا مي كنند ضمن اينكه توليد CO2 اين منابع (در صورت بهره گيري از آنها) بطور طبيعي بوده و توليد گازهاي گلخانه اي نمي كند. از ديگر سو بعنوان يك منبع ذخيره انرژي خورشيدي عمل مي كنند كه مي توان در مواقع لزوم از آن بهره گيري نمود.
در ميان ساير منابع تجديدشونده تنها منبعي هستند كه قابليت توليد سوختهاي مايع، جامد و گازي را دارا مي باشند و اين به معناي كاربرد گسترده آن مي باشد.