كشور ايران سالانه نزديك به 9درصد درآمد ناخالص ملي خود يعني معادل 80 هزار ميليارد ريال را در اثر خسارات زيست‌محيطي از دست مي‌دهد .

قربان شهرياري، در گفت‌وگو با مهر با اشاره به گزارش بانك جهاني در اين زمينه مي‌گويد: در اين وضعيت بيشترين خسارات با 25 هزار و 500ميليارد ريال در بخش آب و پس از آن با 22هزار و 600 ميليارد ريال در بخش سرزمين وجنگل كه شامل اراضي كشاورزي، جنگل‌ها و مراتع، تالاب‌ها و فرسايش مي‌شود، بوده است.

اين استاد محيط‌زيست و منابع طبيعي با اشاره به اينكه خسارات ذكر شده به‌طور متوسط ماهانه بيش از 33 هزار تومان از سفره خانوارهاي ايراني كم مي‌كند، مي‌افزايد: به‌نظر مي‌رسد با جلوگيري از خسارات زيست‌محيطي موجود و اصلاح مديريت‌ها و كارهاي فرهنگي آموزشي با مردم، بتوان بخشي از هزينه‌هاي تحميل شده به مردم را حذف كرد.

تفاوت اين سياست با سياست پرداخت مستقيم پول نفت به مردم تنها از نظر اقتصادي اين است كه با حفظ محيط‌زيست درآمد پايان‌ناپذير و دائمي نصيب مردم مي‌شود، ولي در توزيع پول نفت، درآمد زوال‌پذير و نامطمئني را در نظر مي‌گيريم كه در آينده نيز معلوم نيست اين خرج از ذخيره تا چه زماني ادامه پيدا كند.

دكتر شهرياري بررسي شاخص‌هاي جهاني نظير شاخص عملكرد زيست‌محيطي كشورها را نشان‌دهنده روند نزولي ايران در رده بندي جهاني مي‌داند: «تنها در سال 2008 ميلادي اين سقوط 14 پله بوده است.»

البته در اين زمينه آمارهاي داخلي نيز اميدوار‌كننده نيستند: براساس دومين گزارش ملي محيط‌زيست كشور با وجود اينكه كشور ايران با سرانه 2/0 هكتار جنگل، جزو كشورهاي فقير از نظر جنگل به حساب مي‌آيد، با اين حال سالانه به‌طور متوسط 142 هزار هكتار جنگل نابود مي‌شود كه عوارض آن‌را با تشديد سيلاب‌ها و فقر و فرسايش خاك در عرصه‌هاي جنگلي و مهاجرت و فقر مردم اين عرصه‌ها مشاهده مي‌كنيم.

اين فعال محيط‌زيست با اشاره به آلودگي‌هاي آبي هشدار مي‌دهد: با نابود شدن منابع آب زير زميني، به‌طوري‌كه حدود يك سوم دشت هاي حاصلخيز كشور از نظر توسعه برداشت آب زير زميني ممنوعه اعلام شده، بايد تاكيد كنيم كه در سرزمين خشك و نيمه خشكي مثل ايران آبهاي زيرزميني مطمئن‌ترين منابع آب به حساب مي‌آيند.

با اين حال آلودگي اغلب منابع آب سطحي به‌ويژه در حوضه كارون و دز و كرخه كه مجموعا يك سوم منابع آب سطحي كشور را شامل مي‌شوند، بالاست و شهرهايي چون آبادان، خرمشهر و حتي اهواز در معرض كيفيت نامناسب آب قرار دارند و اين در حالي است كه هر سه اين شهر‌ها در پرآب‌ترين جلگه كشور واقع شده‌اند.

به اعتقاد اين فعال محيط‌زيست، نظر به اهميت و جايگاه محيط‌زيست در توسعه پايدار كشور و تخريب روز افزون آن در كشور نگراني‌هايي دربين استادان و دوستداران محيط‌زيست ايجاد شده كه اين نگراني بيشتر در مورد بخش‌هايي است كه در چند سال اخير به نام توسعه به محيط‌زيست وارد شده است.

نابودي گونه‌هاي گياهي شمال

‌‌اظهارات دكتر شهرياري در حالي است كه معاون منابع انساني محيط‌زيست گلستان نيز تنوع گونه‌هاي گياهي شمال را در حال از بين رفتن مي‌داند.

«مشكل ما كم شدن سطح جنگل‌ها نيست بلكه همنوع شدن و هم ژن شدن جنگل‌هاست كه مشكل ايجاد مي‌كند.»

مهران جهانشاهي، همنوع شدن جنگل‌ها را ناشي از نابودي تنوع گياهي مي‌داند و معتقد است كه بايد توجه ويژه‌اي به حفظ پوشش گياهي شود.

رئيس منطقه حفاظت شده جهان نماي گلستان نيز در اين زمينه مي‌گويد: براساس قانون، حفاظت از محيط‌زيست بر عهده مردم بوده و مشاركت مردم در اين امر مهم و ضروري است.
قنبرعلي تمسكني مي‌افزايد: اگر مردم در حفظ محيط‌زيست همكاري نكنند شاهد از بين رفتن گونه‌هاي گياهي خواهيم بود.

‌مهم‌ترين فاجعه زيست‌محيطي

«مهم‌ترين زمينه و اصلي‌ترين عامل تخريب محيط‌زيست اين است كه دغدغه حفظ محيط‌زيست و پايداري از ملاحظات زيستي در سبد اولويت‌هاي دولت جايگاه بالايي ندارد.»
اين را محمد درويش، عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور مي‌گويد.
به اعتقاد اين كارشناس، معمولا ملاحظات اجتماعي و اقتصادي به قدري پررنگ هستند كه ملاحظات زيست‌محيطي در اين ميان ذبح مي‌شوند.

عضو هيات علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، منابع طبيعي و محيط‌زيست را بستر اصلي توليد عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: اگر روند تخريب منابع طبيعي و محيط‌زيست كشور ادامه پيدا كند، ديگر بستر توليدي براي فعاليت در ديگر عرصه‌ها نخواهيم داشت.

درويش با اشاره به اينكه هم‌اكنون نيمي از عمق درياچه اروميه از دست رفته و 30درصد از سطح آن كاسته شده است، مي‌افزايد: با توجه به وضعيت ناهنجار تالاب پريشان، تالاب بختگان، مهارلو، ارژن و درياچه اروميه شايد بتوان گفت كه مهم‌ترين فاجعه زيست‌محيطي كه در كشور رخ داده، مرگ تالاب‌هاست.

« در حال حاضر،خاكي را كه براي تشكيل هر يك سانتي متر مكعب از آن 800 سال زمان لازم است با سرعت 2ميليارد تن در سال از دست مي‌دهيم در حالي كه مي‌دانيم با نابودي اين خاك، هيچ كشوري حاضر نيست حتي با گرفتن ميلياردها تومان ذره‌اي از خاك خودش را به ما بدهد.»

عضو هيات علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، خاطر نشان مي‌كند: حدود 4 سال پيش رتبه ايران از نظر پايداري محيط‌زيست در جهان 132 بود و در حال حاضر اين رتبه با 5 پله سقوط به 137 رسيده است اين يعني در هر سال از اجراي برنامه5 ‌ساله چهارم توسعه يك پله از نظر پايداري محيط‌زيست سقوط كرده‌ايم.

منبع : www.hamshahrionline.ir

 
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 23:28 توسط Moein |

کارشناسان منابع طبیعی با بررسی علم اکولوژی، حل مسائل زیست‌محیطی،‌ ارائه طرح‌های عملی برای حفظ و توسعه پوشش گیاهی، بهره‌برداری صحیح از اراضی مطابق با قابلیت‌ آنها، توسعه فعالیت آبخیزداری و مدیریت آب و خاک، تلاش می‌کنند تا این آرزو را محقق سازند.این رشته در مقطع کارشناسی دارای 5 گرایش محیط‌زیست، مرتع و آبخیزداری، جنگلداری، شیلات و علوم و صنایع چوب و کاغذ است.

الف) محیط زیست:

گرایش محیط‌زیست یک رشته چند بخشی یا بین رشته‌ای است و آمیخته‌ای از علوم بیولوژی، اکولوژی، فیزیک، شیمی، ریاضی، آمار،‌ اکولوژی کاربردی و جغرافیا می‌باشد.

در کشور ما محیط زیست در مقطع کارشناسی یکی از گرایش‌های مهندسی منابع طبیعی است و در آن بیشتر به اکوسیستم‌های طبیعی پرداخته می‌شود، اما استادان محیط‌زیست معتقدند که باید مثل سایر کشورهای دنیا، محیط‌زیست را به عنوان یک رشته مجزا ارائه دهیم و در آن علاوه بر اکوسیستم‌های طبیعی به اکوسیستم‌های شهری نیز پرداخته شود. چون در حقیقت محیط‌زیست به تعامل و ارتباط بین محیط‌های انسانی و طبیعی می‌پردازد و صحیح نیست که این دو را مجزا از یکدیگر بررسی کنیم.(در سال 83 مهندسی محیط زیست به عنوان یک رشته مجزا در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، وابسته به وزارت آموزش و پرورش ارائه شده است.)


موقعیت شغلی در ایران :
در سال 1382 ارزش اقتصادی هر هکتار دریا از نظر تعدیل و تنظیم گازها، کنترل آشفتگی، تنظیم آب، تهیه‌ آب، تصفیه آب، تولید مواد غذایی، تامین مواد خام،‌ ارزش فرهنگی، توریسم و ... 71609310 ریال، هر هکتار ساحل 50244800 ریال، هر هکتار جنگل 12015600 ریال، هر هکتار مرتع 2876800 ریال و هر هکتار تالاب 183334000 ریال محاسبه شده‌ است.متأسفانه بسیاری از این منابع ارزشمند که تجدیدناپذیر یا به سختی قابل تجدید هستند، در کشور ما به دلیل بی‌مبالاتی و بی‌توجهی در معرض نابودی قرار گرفته‌اند. چرا که ما توجه به قوانین و معیارهای محیط‌زیست را یک امر ضروری و اجتناب‌ناپذیر نمی‌دانیم و حتی در نظر برخی از شرکت‌ها و سازمان‌ها،‌ سازمان حفاظت محیط‌زیست، یک سازمان دردسرآفرین است و باید به نحوی از زیر اصول و قوانین آن شانه خالی کرد!و باز به همین دلیل در طرح‌ها و پروژه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما، محیط زیست‌ نه تنها حرف اول را نمی‌زند بلکه در انتها نیز جایگاه مشخصی ندارد! با این همه، چون امروزه مسائل و مشکلات زیست‌محیطی صرفاً به یک کشور، یک منطقه یا یک قاره محدود نمی‌شود و هیچ کشوری نمی‌تواند ادعا کند که انتشار آلودگی و مشکلات ناشی از آن، مختص به کشور متبوعش می‌باشد، حفظ محیط‌زیست به یک ائتلاف جهانی تبدیل شده است و تمام کشورها و جوامع بشری پذیرفته‌اند که باید در توسعه صنعتی با توجه به ارزیابی دقیق زیست‌محیطی، تجدید نظر کرد.
این امر باعث شده است که در کشور ما نیز متخصصان محیط‌زیست در تمام مقاطع تحصیلی بویژه کارشناسی‌ارشد و دکترا در سازمان‌های متعددی از جمله:
سازمان حفاظت محیط‌زیست، شهرداری‌ها، مهندسین مشاور، وزارت کشور،‌ وزارت نیرو، سازمان توسعه و برنامه‌ریزی‌، وزارت صنایع،‌ وزارت نفت حضور داشته باشند. تا جایی که به گفته دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران، هیچ یک از فارغ‌التحصیلان کارشناسی‌ارشد و دکترای محیط‌زیست بی‌کار نیستند.


درس‌های این رشته در طول تحصیل :


دروس مشترک در گرایش‌های مختلف مهندسی منابع طبیعی:
ریاضیات، فیزیک عمومی، زمین‌شناسی، گیاه‌شناسی، اکولوژی،‌ شیمی عمومی، زیست شناسی، آمار و احتمالات، هوا و اقلیم‌شناسی، خاک‌شناسی عمومی، قوانین و مدیریت منابع طبیعی، جامعه‌شناسی روستایی، آشنایی با کامپیوتر، هیدرولوژی عمومی،


دروس تخصصی گرایش محیط‌زیست :
اکولوژی حیات‌وحش، مبانی مدیریت حیات‌وحش، بیولوژی حیوانات شکاری، پرنده‌شناسی، قوانین و مدیریت محیط‌زیست و شیلات،‌ اکولوژی دریاها، فنون مدیریت حیات وحش، آلودگی‌های محیط‌زیست، انسان و محیط‌زیست، پارک‌های ملی، جنگل و پردیس‌ها، طراحی و مهندسی پارک‌های ملی و جنگلی، ارزیابی محیط‌زیست، پارک‌داری، جلسه بحث، پروژه.

 

ب) گرایش مرتع و آبخیزداری:

در گرایش مرتع و آبخیزداری دانشجویان می‌آموزند که با توجه به امکانات آبی، خاکی، اقلیمی، زمین‌شناسی و پوشش گیاهی چگونه می‌توان از عرصه منابع طبیعی، به ویژه از مراتع موجود، بیشترین بهره را برد برای مثال با توجه به پوشش گیاهی یک منطقه، چه مقدار می‌توان دام وارد منطقه کرد و چه مقدار عرصه کشاورزی داشت؟ همچنین به یاری مدیریت آبخیزداری می‌توان از مسائلی مثل سیلاب و خشکسالی که ضررهای هنگفت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد،‌ جلوگیری کرد. به عبارت دیگر، کارشناس این رشته با تقویت پوشش گیاهی، اصلاح آبراهه‌ها و بانکت‌زدن (ایجاد خطوط افقی بر روی دامنه کوه‌ها و تپه‌ها و کاشت نهال) می‌تواند از فرسایش خاک و ایجاد سیلاب جلوگیری کند.اهمیت این مسأله زمانی آشکار می‌شود که بدانیم کشور ما به دلیل پیشروی شن‌های روان به مناطق مرکزی و شرقی کشور، در معرض بیابان‌زایی قرار دارد. همچنین فرسایش خاک، موجب پرشدن مخازن سدها و آسیب‌رسانی جدی به این منابع ارزشمند می‌گردد. به همین دلیل، لازم است به یاری متخصصان مرتع‌ و آبخیزداری، از فرسایش آب و خاک جلوگیری کرد و در جهت اصلاح و توسعه مراتع قدم برداشت.


موقعیت شغلی در ایران :
شرط اول حیات اقتصادی ـ سیاسی هر کشور، ‌استقلال و وجود نیروی انسانی متعهد، متفکر و کاردان است. زیرا نیروی انسانی لایق و کاردان می‌تواند با استفاده از قدرت تصمیم‌گیری و استقلال و برنامه‌ریزی خوب دولت، از عامل دوم؛ یعنی منابع سرشار خدادادی از قبیل آب، خاک، جنگل، مرتع برای بهبود زندگی و رفاه مردم و جامعه بهره‌برداری کند. به عبارت دیگر تعادل این دو عامل، شرط مطلوب و اساسی بهره‌وری بهینه و تداوم حیات یک جامعه است.کارشناسان منابع طبیعی نقش مهمی در ایجاد تعادل بین این دو عامل دارند. زیرا از یک سو، عامل مهمی در حفظ و گسترش منابع طبیعی هستند و از سوی دیگر، نحوه استفاده و بهره‌برداری بهینه از این منابع را می‌دانند.برای مثال، فارغ‌التحصیلان گرایش مرتع و آبخیزداری می‌توانند با برنامه‌ریزی‌های صحیح و نظارت بر حسن اجرای آنها و آموزش به منظور اصلاح و توسعه مراتع، جلوگیری از فرسایش آب و خاک و پر شدن مخازن سدها و تثبیت شن‌های روان، نقش بسیار مهمی در حفظ و گسترش منابع طبیعی از قبیل مرتع، آب و خاک داشته باشند.در کل فارغ‌التحصیل توانمند این رشته، فرصت‌های شغلی مناسبی در شرکت‌های دولتی، خصوصی و نیمه‌خصوصی مرتبط با وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، مؤسسه تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات خاک و حفاظت آبخیزداری، سازمان جنگل‌ها و شرکت‌های مشاوره منابع طبیعی دارد.


دروس تخصصی گرایش مرتع و آبخیزداری :
شناسایی گیاهان مرتعی، ژئو مرفولوژی، زراعت نباتات علوفه‌ای، خاک‌ مناطق خشک و نیمه‌خشک، هیدرولوژی کاربردی، حفاظت خاک، کارتوگرافی، ارزیابی خاک‌های زراعی، اکولوژی مرتع، دامداری، اصلاح و توسعه مراتع، آنالیز و ارزیابی مراتع، جنگل‌کاری در مناطق خشک،‌ آبخیزداری،‌ مقدمات مردم‌شناسی عشایری، جلسه بحث، پروژه.

 


ج) گرایش شیلات:


صنعت شیلات در کشور ما در مقایسه با تحولاتی که در صید و صیادی جهان در 50 سال اخیر روی داده، نسبتاً جوان است و حتی سرانه مصرف ماهی در ایران از 5/4 کیلوگرم فراتر نرفته است؛ رقمی که همردیف سرانه ماهی در کشورهای فاقد ذخایر آبزیان است. این در حالی است که آبزیان، به دلیل کاهش کلسترول خون،‌جلوگیری از بروز بیماری‌های قلب و عروق، وجود انواع اسیدهای آمینه مورد نیاز برای رشد و نمو بدن و داشتن درصد قابل توجهی مواد معدنی و ویتامین، ارزش غذایی بیشتری نسبت به گوشت‌های قرمز و سفید دارند.از سوی دیگر، فعالیت‌های شیلاتی در کشور، صرف‌نظر از تأمین بخشی از مواد پروتئینی، منبع مناسبی برای اشتغال، تأمین ارز و اهرمی برای توسعه و عمران مناطق ساحلی است. در واقع، در برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی‌ و فرهنگی کشور، شیلات جایگاه مهمی دارد.شک نیست که اجرای طرح‌های شیلاتی کشور، به نیروهای کارآمد و متخصص نیازمند است، افرادی که با استفاده از منابع آبی برای تأمین پروتئین مورد نیاز مردم فعالیت کنند.هدف رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش شیلات، پرورش و آموزش کارشناسان و متخصصان در همین زمینه است. در این گرایش، دانشجویان با علوم مختلف بیولوژی جانوری، گیاهی و اکولوژی دریایی به عنوان زیربنای شیلات‌ آشنا می‌شوند ، درباره آبزیان آب‌های داخلی و دریایی، نحوه تکثیر و پرورش آبزیان، صید و صیادی ونحوه عمل‌آوری فرآورده‌های دریایی مطالعه می‌کنند.اهمیت این رشته زمانی‌ آشکار‌تر می‌شود که بدانیم بهره‌برداری صحیح و پایدار از منابع دریایی، حفاظت از منابع و بازسازی ذخایر، تنوع‌بخشی در تولید و افزایش تولید،‌ بهبود و ارتقای کیفیت محصولات شیلاتی از تولید به مصرف، استفاده از فناوری‌های جدید مهندسی ژنتیک در شیلات، تولید فرآورده‌های بیولوژیک، اشتغال و درآمد ارزی، بدون نگرش علمی و متکی بر یافته‌های تحقیقاتی در شیلات، امکان‌پذیر نیست.


موقعیت شغلی در ایران :
آمارهای سازمان کشاورزی و خواروبار جهانی "فائو" نشان می‌دهد که درآمد خالص حاصل از تجارت ماهی (صادرات منهای واردات) کشورهای در حال توسعه، اخیراً به 7/17 میلیارد دلار رسیده است. این رقم بزرگتر از ارزش کل صادرات چای، برنج، کاکائو و قهوه است.در کشور ما نیز صنعت شیلات نقش مهمی در ایجاد اشتغال، بویژه از جهت کیفی دارد. زیرا بخش عمده‌ای از فعالیت‌های شیلات در مناطق دورافتاده و محروم انجام می‌شود؛ مناطقی که حضور فعالیت‌های انسانی از دید سیاسی و امنیتی بسیار مهم است. همچنین، ایفای نقشی که فعالیت‌های شیلاتی در کاهش پدیده بیکاری پنهان در مناطق روستایی و سواحل صیادی دارد، برای کشور حائز اهمیت است. زیرا فعالیت‌هایی که به منظور استفاده از منابع کوچک آبی طبیعی و نیمه‌طبیعی برای پرورش ماهی، صنایع کوچک پشتیبانی، و فرآوری و تعمیر ادوات صیادی انجام می‌شود، در کاهش بیکاری پنهان و افزایش درآمد ساکنان این مناطق، بسیار مؤثر است. همان‌طور که پیش از این گفتیم، برای اجرای برنامه‌های شیلات، پرورش افراد فنی و کارشناس از اهمیت خاصی برخوردار است؛ افرادی که می‌توانند با توسعه فعالیت‌های آبزی پروری، بازسازی ذخایر دریای خزر و منابع آب‌های داخلی، ترویج مصرف آبزیان پرورشی به عنوان غذای سلامتی، بهبود کیفیت عرضه آبزیان پرورشی، ایجاد مزارع انفرادی پرورش آنها و مراکز تکثیر آبزیان، ارائه آموزش‌های مورد نیاز آبزی پروران به منظور تقویت و ارتقای دانش فنی تولید کنندگان، مطالعه وارائه مناسبترین روش‌های تکثیر و پرورش آبزیان ، افزایش راندمان و بهبود کیفیت آبزیان پرورشی، شناسایی و مطالعه اراضی مستعد توسعه پرورش آبزیان و انجام تحقیقات در امر شناخت بیماری‌ها، بهداشت و تغذیه آبزیان، نقش بسیار مهم و اساسی در رشد و ارتقای صنعت شیلات بر عهده داشته باشند.


دروس تخصصی گرایش شیلات :
لیمونولوژی، اصول تکثیر و پرورش آبزیان، تکثیر و پرورش ماهی، تکثیر و پرورش آبزیان، اکولوژی دریاها، اصول تغذیه آبزیان، ماهی‌شناسی عمومی، بیماری‌ها و انگل‌های آبزیان، هیدروتکنیک و طراحی استخرها، ماهی‌شناسی و سیستماتیک، بهداشت و تکنولوژی فرآورده‌های شیلاتی، هیدروشیمی، جلسه بحث،‌ پروژه.

 


د) گرایش جنگلداری:


گرایش جنگلداری مجموعه‌ای از علوم و فنون است که برای شناخت جوامع مختلف جنگلی و آگاهی از کیفیت و کمیّت آنها، تربیت، پرورش و بهره‌برداری مستمر از تولیدات جنگلی، روش‌های مختلف قطع و حمل درختان قطع شده، جاده‌سازی درجنگل و مهمتر از همه، حفاظت،‌ احیا و توسعه مناطق جنگلی به عنوان تعدیل و تنظیم کننده شرایط آب و هوایی و خاکی و منبع تولید کننده چوب به کار گرفته می‌شوند.برای مثال، دانشجویان با مطالعه درس "حمایت جنگل" با عوامل تخریب جنگل آشنا شده و روش‌های بهبود و حفاظت و نگهداری از جنگل را می‌آموزند؛ روش‌هایی که می‌تواند عامل کاهش فرسایش خاک و فراهم ساختن زیستگاه‌هایی برای حیات وحش گردد. همچنین با مطالعه درس‌هایی مثل جنگل‌داری، بهر‌ه‌برداری از جنگل و سیاست‌ جنگل می‌آموزند که چگونه با فراهم ساختن مناطقی برای چرای دام‌ها، می‌توان فشار وارد شده بر زمین‌های جنگلی را کاهش داد یا چگونه می‌توان چوب مورد استفاده برای ساخت وسایل چوبی و سوخت و انرژی را فراهم ساخت تا به این وسیله، هم منافع اقتصادی حاصله از جنگل و هم اکولوژی آن حفظ گردد.


موقعیت شغلی در ایران :
ایران با داشتن 24 تا 25 درصد بیابان از مجموع وسعت کشور، با مشکل مهم و حیاتی فرسایش خاک رو به رو است. این فرسایش، مشکلات اقتصادی بسیاری را در کانون‌های بحرانی کشور ایجاد کرده است و تنها راه مبارزه با آن، احیای پوشش گیاهی مناطق بحرانی و حفظ و صیانت از جنگل‌ها است. به عبارت دیگر، فارغ‌التحصیلان توانمند این رشته چون هم از اطلاعات فنی - مهندسی و هم از علوم طبیعی و اقتصادی و اجتماعی مربوط به مناطق جنگلی برخوردار هستند، فرصت‌های شغلی مناسبی دارند که از آن جمله می‌توان به کارشناس متخصص در تهیه طرح‌‌های جنگلکاری و جنگلداری و سایر طرح‌های مربوط به حفاظت و توسعه جنگل‌ها در سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، وزارت جهاد کشاورزی، شهرداری‌ها، سازمان پارک‌ها و فضای سبز و سازمان محیط زیست‌ اشاره کرد. همچنین همکاری با شرکت‌ها و مؤسسات مجری طرح‌های راه‌سازی در زمینه نقشه‌برداری، طراحی و محاسبه و اجرای راه‌ها و جاده‌های جنگلی، فعالیت در شرکت‌های مشاوره منابع طبیعی به صورت همکاری در طرح‌های جنگلداری خصوصی و شرکت‌های بهره‌برداری از جنگل‌ها از جمله فعالیت‌هایی است که فارغ‌التحصیلان مهندسی منابع طبیعی گرایش جنگلداری می‌توانند در آنها حضور داشته باشند.


دروس تخصصی گرایش جنگلداری:
اندازه‌گیری جنگل، جنگل‌شناسی، جاده‌سازی، جنگلداری، اقتصاد جنگل، بهره‌برداری جنگل، خاک‌شناسی جنگل، اکولوژی جنگل،‌ درخت‌شناسی، شناخت حیوانات شکاری،حقوق وقوانین منابع طبیعی، سیاست جنگل، حمل و نقل چوب، حمایت جنگل، جنگلکاری و نهالستان‌های جنگلی،‌ صنایع چوب، جلسه بحث، طرح جنگلداری.

 


ه) گرایش علوم و صنایع چوب و کاغذ:


علوم و صنایع چوب و کاغذ مجموعه علوم و فنونی است که با فراگیری آنها دانشجویان در زمینه نحوه رویش و تولید چوب و عوامل مؤثر بر آن، اختصاصات ساختمانی و طبقه‌بندی و درجه‌بندی چوب‌ها و کاغذها، خواص فیزیکی، مکانیکی، شیمیایی و کاربردی چوب و کاغذ، تبدیل شیمیایی و مکانیکی و نیز بازرگانی و داد و ستد چوب و کاغذ و تولیدات آنها آگاهی لازم را کسب می‌کنند.


موقعیت شغلی در ایران :
فارغ‌التحصیل علوم و صنایع چوب و کاغذ می‌تواند به عنوان مدیرفنی در بخش‌های دولتی یا خصوصی مجتمع‌های چوب و کاغذ و کارخانجات تولید چوب فعالیت کند یا به عنوان کارشناس در دفاتر فنی سازمان جنگل‌ها و مراتع مشغول به کار گردد.

 
دروس تخصصی گرایش علوم و صنایع چوب و کاغذ :
فیزیک چوب، شیمی چوب، مدیریت صنعتی، چوب‌بری ، روکش و تخته لایه ، استاندارد و درجه‌بندی چوب، صنایع مبلمان، مکانیک چوب، تخته خرده چوب، تخته فیبر، چوب‌خشک‌کنی، تکنولوژی تهیه خمیر کاغذ، حفاظت کار و ایمنی در صنایع چوب، بازار چوب، سازه‌های چوبی، کنترل کیفیت محصول، کاغذسازی، جلسه بحث.


منبع: کتاب آشنایی با رشته های دانشگاهی سازمان سنجش آموزش کشورتالیف خانم فیروزه سودایی ونرم افزار سامان رشته ی سازمان سنجش

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 3:3 توسط Moein |

 

مرتضي ابراهيمي رستاقي *                                       عليرضا اسدي اتوئي **

مقدمه

سرآغاز مديريت دولتي جنگلهاي ايران به سال 1297 هجري- خورشيدي باز مي گردد و تا قبل از آن دولت توجهي به جنگلها اعم از جنگلهاي شمال يا خارج از شمال كشور نداشته است . در سال 1297 دستور تفكيك جنگلهاي دولتي از جنگلهاي اربابي صادر شد . در سال 1299 و در چارچوب وزارت فلاحت و عامه تشكيلات اوليه مديريت جنگلهاي شمال كشور شكل گرفت كه وظيفه آن نقشه برداري و تفكيك جنگلهاي خالصه از جنگلهاي شخصي بود.در سال 1303 تشكيلاتي كه مدتها ساختار اصلي مديريت جنگل بود بوجود آمد .

شرط صدور اجازه قطع درختان, ممنوعيت تفكيك جنگلها به اراضي زراعي, محدوديت سطح قطع درختان, تدوين ضوابط فني قطع درختان, نهالكاري, … از جمله مصوبات تشكيلات مذكور بود . در سال 1317 در اداره امور كشاورزي به رياست آقاي مهندس بيات دايره اي بنام دايره جنگل تأسيس كه تصدي آن در سال 1318 به شادروان مهندس كريم ساعي واگذار گرديد.

در سال 1321 در وزارت كشاورزي جديدالتأسيس اداره كل جنگلها با چهار سازمان براي گيلان, شهسوار, مازندران و گرگان به وجود آمد. در سال 1327 با تصويب دولت بنگاه جنگلها بمنظور حفظ و حراست جنگلها تشكيل و در خارج از شمال نيز در تعدادي از شهرها پاسگاههاي وصول عدايد محصولات جنگلي ايجاد و در استان خراسان سازمان مقدماتي سرجنگلداري شكل گرفت .

تا سال 1338 كه بنگاه جنگلها به سازمان جنگلباني ايران تبديل شد اداره و مديريت جنگلها بر محور حفاظت فيزيكي استوار بوده و در كنار آن به مسائل موردي فني نيز توجه مي شد . از سال مذكور تهيه و اجراي طرحهاي جنگلداري مدون و مصوب در دستور كار قرار گرفت كه در واقع مي بايد اين سال را سرآغاز مديريت علمي جنگلهاي كشور تلقي نمود . طرحهاي جنگلداري در طي قريب به نيم قرن سير تحولاتي داشته كه درادامه در دو بخش جنگلهاي شمال و خارج از شمال كشور به اجمال ارائه مي شود .

 

الف- جنگلهاي شمال كشور

روند تحولات طرحهاي جنگلداري در جنگلهاي شمال يا جنگلهاي خزري در دو دوره زماني 1338 لغايت 1370 و 1370 تاكنون قابل بررسي است .

 

1-     دوره زماني 1338 لغايت 1370

با تصويب قانون الزام بهره برداري جنگل در چارچوب طرح جنگلداري مصوب, نخستين طرح جنگلداري در جنگلهاي شمال در سال 1338 تهيه گرديد. در سال جهت تعيين نظام هاي جنگلداري و شيوه هاي جنگل شناسي شورايعالي جنگل, مرتع و خاك تشكيل گرديد, شوراي پيش گفته با همكاري كارشناسان كشورهاي اروپائي به ويژه كشور فرانسه روش هاي جنگلداري براي مديريت و اداره جنگل ها در چارچوب طرحهاي جنگلداري را مشخص نمودند به طوريكه براي جنگلهاي جلگه اي روش هاي شاخه زاد و شاخه و دانه زاد و جنگلهاي توليدي در اراضي ناهموار تا شيب 40 درجه روش جنگلداري دانه زاد ناهمسال و شيوه جنگل شناسي تدريجي- پناهي و جنگلهاي با شيب 40 تا 60 درجه نظام جنگلداري دانه زاد ناهمسال و شيوه جنگل شناسي تك گزيني و جنگلهاي با شيب بيش از 60 درجه طرحهاي حفاظتي و حمايتي پيشنهاد گرديد .

با توجه به اينكه هدف عمده از اجراي طرحهاي ياد شده برداشت چوب با رويكرد اقتصادي بوده و از طرفي حضور دام و دامداري در عرصه جنگل به عنوان معضل مطرح بوده بنابراين سياست عام جنگلداري در جنگلهاي شمال دانه زاد ناهمسال با شيوه تدريجي- پناهي و دانگ واحد تعيين شده است و تنها در طرح جنگلدراي ناو اسالم جنگلداري دانه زاد نيمه همسال و به ندرت در برخي از طرحهاي جنگلداري نظير دارابكلا و ليوان بنفش تهيه جنگلدراي دانه زاد ناهمسال اعمال شده است .

قابل ذكر است كه با توجه به مشكلات اجتماعي و اقتصادي در اجراي طرحهاي جنگلدراي, پس از پيروزي انقلاب مطالعه بخش اجتماعي و اقتصادي مورد توجه ويژه قرار گرفت .

 

2-     دوره زماني 1370 تاكنون

تجارب طولاني مدت اجراي طرحهاي جنگلداري به روش دانه زاد همسال و شيوه تدريجي- پناهي و ناكامي اين شيوه در اجراي كامل موازين فني آن بدلايل متعدد از جمله شاخص نامعقول شيب به عنوان تنها عامل گزينش روش جنگلداري, شرايط اكولوژيكي و ساختار جنگلهاي شمال مبتني بر وجود اراضي ناهموار با تيپ هاي متنوع خاك, گونه هاي درختي متنوع با خواهش هاي اكولوژيك متفاوت و گاه متضاد با ساختار ناهمسالي طبيعي, وجود معضلات اجتماعي به ويژه حضور دام و جنگل نشينان, ناكافي بودن امكانات فني و مالي مجريان در اجراي بهينه بهره برداري متراكم و متمركز در واحد سطح منجر به تغيير ديدگاه جنگلداري در جنگلهاي شمال كشور گرديده است . مضاف بر اينكه توجه به حفظ ارزش هاي اكولوژيكي و ارجحيت آن بر ارزش هاي اقتصادي, ناكامي جنگلداري كلاسيك در كشورهاي توسعه يافته اروپائي, برداشت متمركز در واحد سطح طي دو قرن موجب تغيير نگرش كارشناسان داخلي و خارجي براساس مديريت علمي متناسب با شرايط اكولوژيكي جنگل ها و شناخت ژرف تر درخصوص اصول و قوانين حاكم بر جنگلهاي بكر گرديد و جنگلداري همگام با طبيعت به مثابه انديشه و ديدگاهي علمي و فني نوين در مديريت جنلگها مطرح گرديد و لذا از ابتداي دهه 1370 طرحهاي جنگلداري شمال كشور با نظام جنگلداري دانه زاد ناهمسال و شيوه هاي مختلف تك گزيني تهيه و يا در طرحهاي فعال در چارچوب روش جديد تجديد نظر گرديد .

تغيير نگرش مبتني بر جهت گيري جنگلداري دانه زاد همسال به دانه زاد ناهمسال موجد ديدگاههاي تكميلي نويني نيز بوده است, تعديل امكان برداشت در طرحهاي جنگلدراي, مطالعه و ارائه برنامه درخصوص خدمات توليدي غيرچوبي جنگل, تقدم دسترسي به قطعات مورد بهره برداري با احداث و توسعه شبكه جاده هاي جنگلي, اولويت تأمين امر حفاظت فيزيكي و فني, تسريع در خروج دام و جنگل نشينان و ارتقاي كيفي جنگلهاي موجود از جمله تدابير فني مكمل بر تغيير نگرش جنگلداري در جنگلهاي شمال كشور بوده است .

 

ب- جنگلهاي خارج از شمال

جنگلهاي خارج از شمال در اصطلاح به جنگلهاي خارج از نيم رخ شمالي رشته كوه البرز شامل جنلگهاي ارسباران, زاگرس, ايران و توراني و خليج و عماني اطلاق مي گردد. از آغاز مديريت دولتي جنگلها نيز جنگلهاي خارج از شمال به دليل غيرتجاري بودن كمتر مورد توجه قرار داشته است تا سال 1338 كه مقارن است با تشكيل سازمان جنگلباني ايران اقدامات انجام گرفته درخصوص جنگلهاي خارج از شمال پراكنده و موردي است از جمله ايجاد پاسگاههاي اخذ عوايد محصولات جنگلي, پيوند درختان پسته و بادام شيرين بر روي گونه هاي بنه و بادامك, گزارشات موردي, … پس از شروع تهيه طرحهاي جنگلداري در شمال كشور با اندكي تأخير تهيه طرح در جنگلهاي خارج از شمال نيز آغاز شد كه تاكنون فراز و فرودهاي قابل ملاحظه اي را شاهد بوده است, سير تحولات تهيه طرح در جنگلهاي خارج از شمال در سه دوره زماني عمده به شرح زير قابل تفكيك و بررسي است .

 

1-      دوره زماني 1342 لغايت 1351

اوايل دهه 1340 سازمان جنگلباني ايران امر تهيه طرح را به جنگلهاي خارج از شمال تسري داد و در شروع تهيه طرح جنگلهاي زاگرس و ارسباران مورد توجه قرار گرفت, از آنجائيكه تهيه ذغال به صورت سنتي در جنگلهاي ياد شده رواج داشته جهت ساماندهي به امر ذغالگيري و افزايش راندمان توليد ذغال، تهيه و اجراي طرحهاي ذغالگيري در دستور كار قرار گرفت و تا لغايت سال 1351 طرحهاي متعدد ذغالگيري در دو منطقه زاگرس و ارسباران تهيه و برخي از طرحهاي تهيه شده به مورد اجرا گذاشته شد . در چارچوب اين طرحها آماربرداري عمدتاً به روش نواري با شدت 5 درصد صورت گرفته و سري مورد عمل به تعدادي برداشتگاه (عموماً ده برداشتگاه) تقسيم و در هر برداشتگاه حدود  موجودي سرپا به شيوه تك گزيني طي دوره دهساله در برنامه بهره برداري قرار گرفت . تهيه و اجراي اين طرحها كه متناسب با جنگلهاي تخريب يافته به ويژه زاگرس نبوده است خوشبختانه از سال 1352 متوقف گرديده است .

 

2-     دوره زماني 1352 لغايت 1374

با توقف طرحهاي ذغالگيري از سال 1352 تهيه طرحهاي جنگلداري قرق و احياء به منظور حفاظت و بازسازي جنگلهاي مخروبه شروع شد, عمليات اساسي تهيه طرح جنگلداري قرق و احياء مشابه جنگلهاي خزري اعمال گرديد و تا سال 1357 بالغ بر 480 هزار هكتار طرح در جنگلهاي خارج از شمال تهيه گرديد . مشكلات حاد اجتماعي و اقتصادي و و ابستگي شديد جنگل نشينان به جنگل و عرصه آن كه دامداري ساختار اصلي اقتصادي مناطق جنگلي را تشكيل مي داده مانع از اجراي كامل و موفقيت آميز طرحها بود به طوري كه معدودي از طرحها آن هم به صورت ناقص به مورد اجرا گذاشته شد . پس از پيروزي انقلاب و از اوايل دهه 1360 مطالعات بخش اجتماعي و اقتصادي, جهت رفع تنگناهاي اجرائي به مطالعات تهيه طرح افزوده شد اما درعمل تغييرات معني داري در ارائه برنامه ها و پروژه هاي اجرائي اعمال نگرديد و لذا اجراي اين طرحها نيز قرين توفيق نگرديد . از سال 1364 در كنار طرحهاي جنگلداري قرق و احياء تهيه طرح بهره برداري سقزاز درختان بنه شروع كه در چارچوب آن برنامه ها احيائي نيز پيش بيني گرديده بود اما دراين طرحها نيز برنامه بهره برداري اجرا ولي عمليات اجرائي ميسر نگرديد .

 

3-     دوره زماني 1357 تاكنون

پس از ناكامي در اجراي طرحهاي برشمرده در سال 1375 توجه سازمان جنگلها و مراتع كشور بيش از پيش معطوف جنگلهاي خارج از شمال گرديد و حتي براي واحدهاي ستادي ذيربط جهت ارائه طرحها و برنامه هاي كارآمد ضرب الاجل تعيين شد . معاونت وقت امور جنگل با بازنگري طرحهاي قبلي, غير اقتصادي بودن اجراي طرحها, پراكنده كاري, اجراي صرف دولتي و عدم دخالت مردم در اجراي طرحها را دلايل عمده ناكامي اجراي طرحها برشمرده و تهيه و اجراي طرحهاي مديريت منابع جنگلي را پيشنهاد نمود, در چارچوب اين طرحها مطالعات جامع حوضه هاي آبخيز جنگلي, شناسائي خدمات توليدي غيرچوبي اكوسيستم جنگلي, اعمال واحدهاي عرفي در تقسيمات ارضي طرح به عنوان واحد برنامه ريزي, واگذاري اجراي طرحها به تشكل هاي مردمي متشكل از ذينفع هاي عرفي و نظارت دولتي بر اجراي طرحها لحاظ گرديده بود . تهيه و اجراي اين طرحها در ‎آغاز با استقبال و اقبال مردمي مواجه بوده و ضمن اينكه در ادامه نيازمند رفع كاستي ها و نواقص به دليل شتابزدگي شروع كار بوده است, متأسفانه با ظهور و محوري شدن طرحهائي نظير طوبي و نهضت سبز طرح مديريت منابع جنگلي مرتعي معوق و سپس به صورت كمرنگ پيگيري شد .

در ادامه فعاليت ها در چارچوب صيانت جنگلهاي زاگرس تهيه طرح جنگلداري چند منظوره در دستور كار مديريت جنگلهاي خارج از شمال قرار گرفت . اهداف و ديدگاههاي كلي طرح جنگلداري چند منظوره مشابه طرح مديريت منابع جنگلي است و اميد مي رود با پيگيري هاي مجدانه اجراي طرحهاي جنگداري خارج از شمال قرين توفيق گردد


*  عضو شورايعالي جنگل، مرتع و خاك

**  كارشناس ارشد جنگلداري دفتر فني جنگلداري

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 2:45 توسط Moein |

 درخت «راش» اولین گونه تجاری جنگل های شمال

درخت «راش» اولین گونه تجاری جنگل های شمال است که به رغم تحقیقات انجام شده و نیز برای گسترش کاشت این درخت در سطح جنگل به حمایت و تحقیقات بیشتری نیاز دارد.راش درختی است پهن برگ از تیره ای به همین نام که 24 درصد تعداد و 30 درصد حجم درختان جنگل های شمال را تشکیل می دهد.

تعداد زیادی از تحقیقاتی که درباره جنگل های شمال انجام می شود مربوط به این گونه است زیرا مرغوب ترین چوب را در کشور دارد و در اغلب نواحی جنگل های شمال می روید.با این حال به گفته کارشناسان آگاهی چندانی از خصوصیات ژنتیکی این درخت وجود ندارد و تحقیقات زیادی باید در این باره انجام شود.
یکی از کارشناسان ارشد جنگلداری درباره این گونه ارزشمند گفت: حدود 13 گونه راش در جهان شناسایی شده که 10 گونه آن مربوط به کشورهای شرق آسیاست.
میثم میرعباسی می گوید: «راش موجود در جنگل های شمال، گونه خزری یا هیرکانی با نام علمی« FagusOrientalis »است.


راش چوبی نیمه سنگین و نیمه سخت به رنگ کرم تا صورتی پررنگ دارد و خوش کار است.»این کارشناس ارشد جنگلداری ادامه داد: ارتفاع راش به 30 الی 40 متر و قطر آن به 5/1 متر می رسد و اغلب در محدوده ارتفاعی 600 الی دو هزار و 200 متری از سطح دریا دیده می شود، تنه آن صاف و استوانه ای است و بیشتر تنه را چوب تشکیل می دهد و مغز چوب آن کم است.
راش درختی است تک پایه و خزان کننده، دارای گل های مخروطی و میوه فندق که با زادآوری طبیعی یا بذرپاشی در پاییز و زمستان تکثیر می شود.
به گفته میرعباسی این درخت هر پنج سال یک بار بذر فراوان تولید می کند و در جوانی «جست» می دهد ولی در سنین بالا جست دهی آن کم می شود.
راش خاک حاصلخیز با گیاه خاک زیاد و مواد معدنی غنی و آب و هوای مرطوب و سرد را می پسندد.نجارها چوب راش را «چوب جنگلی» می نامند و از دید آنان مرغوب ترین چوب در ایران است و در صنایع روکش، تخته لایه، تراورس، مبل و ساختمان سازی کاربرد دارد.این درخت دارای مصارف روستایی بسیار است که از آن جمله می توان به ساخت در، پنجره، تیر، ستون، چهارپایه، کفش چوبی و گهواره اشاره کرد. از بذر این درخت روغنی استخراج می شود که 20 الی 25 درصد آن خوراکی و شامل گلیسریدهایی پالمتیک و اولئیک است.
به گفته کارشناسان راش درختی است سایه پسند با پوست نازک که در نتیجه گرما و تابش شدید آفتاب باعث آفتاب زدگی و سوختگی پوست آن و از بین رفتن کامبیوم می شود البته پوست نازک این حسن را دارد که صاعقه را از خود عبور می دهد و آسیب پذیری درخت بر اثر اصابت صاعقه کم می شود.
یوسف گرجی پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران توضیح می دهد: «از آنجا که این گونه اولین درخت تجاری جنگل های شمال است، در دهه های اخیر تحقیقات زیادی درباره آن انجام شده است.»
این در حالی است که خیلی از گونه های مهم نظیر ون، بارانک و گیلاس جنگلی در جنگل های شمال وجود دارد و چون اهمیت اقتصادی شان به اندازه راش نیست، تحقیقات کمی درباره شان انجام شده است. با وجود این پژوهش های انجام شده درباره راش، کاستی هایی به ویژه در بخش اکوتیپ و تنوع ژنتیکی دارند.
به گفته این پژوهشگر به جز موارد یاد شده تحقیقات زیادی در زمینه های جنگل شناسی، خواص مکانیکی چوب، بذر، تولید نهال و زادآوری راش انجام شده است.
گرجی بحری ادامه می دهد: در جنگل های بکر و طبیعی، زادآوری راش به صورت طبیعی و در سطح کوچک300 الی 400 متر مربعی انجام می شود.
به گفته او در سطح کمتر از هزار متر مربع، جنگل راش خودبه خود احیا می شود ولی اگر سطح بزرگ تر از هزار الی هزار و 500 متر مربع باشد، گونه های علفی غالب می شود، در این حالت باید عرصه را محصور و بعد از ریشه کنی گیاهان ناخواسته، بذرکاری یا نهال کاری کنیم، بهتر است در ابتدا گونه پرستار مانند پلت یا توسکا کاشته شود و تا حد امکان اجازه دهیم بذر راش به طور طبیعی، مستقر شود زیرا بذرکاری و نهال کاری راش به دلایل نه چندان مشخصی، چندان موفقیت آمیز نیست، اگر سطح خیلی بزرگ باشد، بذرکاری کپه ای یا خطی یا پلت یا توسکا انجام می دهیم و با ایجاد اشکوب نهال، بعد از سه سال، بذر یا نهال راش کاشته می شود.
به گفته کارشناسان راش در جنگل های شمال با گونه های متعددی همچون کوله خاس، سیاه گیله، آسپرولا، لوزولا، کارکس، خلر، شمشاد، ممرز و سرخدار تشکیل جامعه گیاهی می دهد و حضوری چشمگیر و تعیین کننده در گستره وسیعی از این جنگل ها دارد.
با توجه به ارزش فراوان چوب این درخت در صنایع چوب، انجام یافتن هر تحقیقی که ویژگی های آن را روشن تر کند، در افزایش ارزش افزوده محصولات راش تاثیر دارد.
جنگل های شمال 8/1 میلیون هکتار وسعت دارد و حدود 300 گونه درختی و درختچه ای در آن شناسایی شده است.
*مسوول روابط عمومی سازمان جنگل ها و مراتع

منبع : www.sarmayeh.net

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 23:17 توسط Moein |

درختان در جلوگيري و كاهش آلودگي هوا و پراكنده شدن ذرات نقش اساسي دارند. به طور مثال يك درخت 100 ساله راش با 5/2 تن وزن (وزن چوب خشك)‌ در طول عمر خود بيش از يك هزار ميليون مترمكعب گاز كربنيك هوا را جذب كرده است تا بتواند اين مقدار چوب را توليد كند.

 همچنين كارشناسان معتقدند، درختان باعث مي‌شوند باد حامل ذرات ريز را شانه كنند و مي‌توانند در هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند. اين موضوع براي مناطق بياباني و شهرهايي كه مورد تهاجم ريگ روان قرار مي‌گيرند، بسيار حائز اهميت است؛ چون با ايجاد كمربند سبز مي‌توان از ورود گرد و غبار به داخل شهر جلوگيري كرد. همگام با شانه كردن گرد و غبار هوا، جنگل مقدار زيادي از باكتري‌ها و ميكروب‌هاي معلق در هوا را در لاي شـاخ و بـرگ خود رسوب مي‌دهد. چراكه مقدار باكتري‌هاي موجود در هواي جنگل به مراتب كمتر از مناطق غيرجنگلي است. طبق بررسي‌هاي دانشمندان روسيه درختان كاج، چارمغز، پيسه‌آ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوكاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشك و داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي‌كنند كه باعث از بين رفتن بسياري از باكتري‌ها و قارچ‌هاي تك‌سلولي و برخي از حشرات مضر مي‌شود.

تحقيقات نشان داده است كه اهميت جنگل فقط در تصفيه هوا از گرد و غبار نيست، بلكه در ضدعفوني كردن هوا هم نقش موثري دارد و اين مساله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستان‌ها، مدارس و اماكن عمومي را به خوبي گويا مي‌سازد. در روزهايي كه توفان گرد و غبار شهر را فرا مي‌گيرد انبوهي از خاك در منازل و معابر مي‌نشيند و همه جا‌ آلوده مي‌شود. در چنين هوايي تنفس دشوار مي‌شود و امكان فعاليت‌هاي روزمره در فضاي آزاد براي مردم دشوار است به طوري كه كارشناسان از مردم مي‌خواهند كه از منزل خارج نشوند.

خـســارت بــه مـحـصـولات كـشـاورزي بـخـشـي از اثـرات گرد و غبارها بويژه در مناطق مرزي است، با توجه به فصل باروري نخيلات، توده‌هاي خاك روي درختان خرما در مناطق جنوبي كشور مي‌نشيند و با آلوده كردن آنها به توليد محصول آنها خـسـارت مـي‌زنـد. بررسي‌ها نشان داده است كه صيفي و سبزي‌هاي خوراكي نيز از خاك در امان نيستند و با نشستن لايه‌اي از گرد و غبار روي اين محصولات برگ آنها به زردي مي‌گرايد و از بين مي‌رود. پديده گرد و غبار از تامين هواي مورد نياز براي عمل فتوسنتز گياهان جلوگيري مي‌كند و تاثير زيادي بر كاهش عملكرد محصولات زراعي دارد و همچنين باعث ايجاد عوارض گوناگون تنفسي در دام‌ها مي‌شود.

به اين ترتيب كاشت درختان يكي از عواملي است كه مي‌تواند ضمن كنترل پراكنده شدن گرد و غبارها نفس زمين را براي تصفيه برخي آلاينده‌هاي هوا تازه كند. از اين رو توسعه فضاي سبز شهري يكي از شاخص‌هاي توسعه‌اي است كه مديران شهري بايد به آن توجه كنند

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 0:59 توسط Moein |

 

نبود فضاي سبز مناسب در شهرهاي بزرگ موجب به وجود آمدن مشکلات روحي و رواني و جسمي فراواني شده است. آلودگي هاي زيست محيطي نيز مشکل هميشگي محيط هاي شهري بوده و در کنار آن تامين انرژي از مهم ترين چالش هاي جهان کنوني است؛ به همين دليل استفاده از فضاي سبز غيرهم سطح براي بالابردن سرانه فضاي سبز شهرها در بسياري از نقاط جهان مرسوم شده است. توجه جدي به اين نوع از فضاي سبز در دنياي امروز مي تواند راهکاري عملي و مقرون به صرفه براي حل بسياري از مشکلات محيط زيستي شهرها به حساب آيد.

رامين عرفانيان رئيس کارگروه کميته محيط زيست مرکز مطالعات شهر تهران درباره فضاي سبز غيرهم سطح مي گويد؛ «شکل اول فضاي سبز غيرهم سطح، در بدنه خارجي ساختمان و به صورت عمودي است؛ به بيان ديگر در اين شکل، فضاي سبزي را که قبلاً در سطح افقي کار مي کرديم؛ با استفاده از تکنولوژي و دانش روز به شکل عمودي اجرا مي کنيم.» وي شکل دوم فضاي سبز غيرهم سطح را «بام هاي سبز» معرفي مي کند؛ «هميشه از بام ساختمان ها به عنوان جزاير گرمايي ياد مي شود. به تعبيري ديگر، بام ها بيابان هاي شهر تلقي مي شوند. وقتي بتوان اين بيابان ها را سبز کرد، مطمئناً بسياري از مشکلات زيست محيطي شهر مرتفع خواهد شد.»

عرفانيان مهم ترين کارکرد فضاي سبز غيرهم سطح را «ذخيره انرژي» مي داند و مي گويد؛ «زماني که سطوح کدر و خشن (نظير سطح بتون و عايق هاي رطوبتي) به وسيله گياهان پوشيده شوند، کاهش جذب انرژي خورشيد در تابستان و فرار نکردن گرما از داخل ساختمان در زمستان را به دنبال خواهد داشت. سطوح سبز باعث مي شوند انرژي لازم براي خنک کردن ساختمان در تابستان، 50 درصد کاهش يابد؛ همچنين اين سطوح در هر سال قادرند مصرف نفت را براي هر متر مربع (از مساحت ساختمان) تا دو ليتر کاهش دهند.» وي با بيان اين نکته که مصرف انرژي در ساختمان هاي کشور ما شش برابر استاندارد جهاني و معادل يک کشور 850 ميليون نفري است، مي گويد؛ «از آنجا که در جهان استفاده از انرژي هاي جايگزين هنوز با صرفه اقتصادي چشمگير همراه نيست، بهترين و کم هزينه ترين روش براي صرفه جويي در مصرف انرژي استفاده از فضاي سبز غيرهم سطح است.» عرفانيان کارکرد ديگر سطوح سبز را «کاهش آلودگي هاي زيست محيطي» مي داند و اين سطوح سبز را براي کاهش آلودگي صوتي نيز مناسب عنوان مي کند؛ «يک ديواره 12 سانتيمتري سبز قادر است تا 40 دسي بل از ورود صدا جلوگيري کند؛ همچنين يک ديواره سبز به قطر 20 سانتيمتر مي تواند تا 50 دسي بل جلوي ورود آلودگي صوتي به ساختمان را بگيرد.» اين کارشناس فضاي سبز همچنين به مساله حفظ تنوع زيستي اشاره دارد و معتقد است؛ «زمين هايي که در حال حاضر شهرها در آنها واقع شده اند، پيش از اين زيستگاه موجودات زنده بوده است. در واقع ما در محل زندگي جانوراني نظير کرم خاکي، پرندگان، پستانداران و... خانه سازي کرده ايم و باعث حذف کامل اين موجودات طبيعي شده ايم. تک تک اين موجودات نقش موثري در چرخه هاي زيستي دارند و ما مي توانيم با ايجاد اين فضاهاي سبز شرايط مساعدي را براي بازگشت موجودات زنده فراهم کنيم. بازگشت موجودات زنده در اصل ترميم سيکل طبيعي حيات است که ما خود آن را بر هم زده ايم.» رئيس کارگروه کميته محيط زيست مرکز مطالعات شهر تهران، درباره ديگر کارکردهاي موثر فضاي سبز غيرهم سطح اينچنين مي گويد؛ «بسياري از کشورهاي جهان از بام هاي سبز براي جلوگيري از سيلاب هاي شهري استفاده مي کنند. اين بام ها رطوبت را جذب و از جاري شدن آب باران در ناودان ها جلوگيري مي کنند. به علاوه ايجاد فضاي سبز باعث افزايش طول عمر بام ها مي شود. زيرا بامي که از نفوذ مستقيم باد و باران و اشعه آفتاب درامان است، عمر بيشتري دارد. در بعضي مناطق دنيا اين روش باعث افزايش عمر بام ها به دو برابر شده است.» ممکن است در نگاه اول، استفاده از فضاي سبز غيرهم سطح با مشکلاتي نظير رطوبت، وزن و تامين آب روبه رو باشد. عرفانيان درباره اين مشکلات مي گويد؛ «منابع آب سيستم هاي طراحي شده کاملاً تجديدپذير هستند؛ به شکلي که اين سيستم ها معمولاً مخزني در پايين دارند که آب را جمع آوري کرده و به طرف بالا پمپاژ مي کند و پس از آبياري، دوباره آب به داخل مخزن باز مي گردد. از طرف ديگر معمولاً اين سيستم ها قابليت استفاده از فاضلاب ساختمان و آب باران را دارند. به علاوه گياهان استفاده شده در اين سيستم ها نياز آبي چنداني ندارند و نمي توان تامين آب را به عنوان يک محدوديت در اين سيستم دانست. به علاوه برخي تصور مي کنند استفاده از سطح سبز در ديواره ساختمان باعث نفوذ رطوبت در ساختمان مي شود؛ در صورتي که سيستم هاي طراحي شده با ديوار فاصله دارند و رطوبت خود را به ديوار منتقل نخواهند کرد. در بام هاي سبز نيز عايق بندي چند لايه و حساب شده يي از نفوذ رطوبت به ساختمان جلوگيري مي کند.» عرفانيان هزينه هاي اجراي فضاي سبز عمودي را در حال حاضر بالا مي داند ولي معتقد است با توجه به مزاياي اين طرح اجراي آن در بلند مدت مقرون به صرفه است؛ «اگر استفاده از اين سيستم در طراحي اوليه ساختمان در نظر گرفته شود با حذف هزينه هاي اجراي نماي ساختمان، اين سيستم مقرون به صرفه خواهد بود. اگر اين تکنولوژي در کشور بومي شود و به توليد انبوه برسد، هزينه هاي اجراي آن در حد قابل قبولي کاهش خواهد يافت.» رئيس کارگروه کميته محيط زيست مرکز مطالعات شهر تهران از حمايت شوراي شهر پايتخت از اجراي طرح «ايجاد فضاي سبز غيرهم سطح» خبر مي دهد؛ «شوراي اسلامي شهر تهران مصوبه يي در جهت جلب مشارکت شهروندان در خصوص اجراي فضاي سبز غيرهم سطح را دارد. اين مصوبه در معاونت حقوقي و شهرسازي شهرداري تهران در دست پيگيري است تا چارچوبي تعريف شود که ساختمان هايي که اين سيستم در آنها اجرا مي شود، در بهاي خدمات شهري و عوارض نوسازي و... تخفيف بگيرند؛ به علاوه بودجه يي نزديک به دو ميليارد تومان براي سازمان پارک ها و فضاي سبز شهرداري تهران در نظر گرفته شده است تا قطعاتي از اين طرح به عنوان نمونه اجرا شود.»

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 2:10 توسط Moein |

اشعه فرابنفش انرژی الکترومغناطیسی است که طول موج کوتاه و انرژی زیادی دارد و برای چشم انسان نامرئی است و در طیف الکترومغناطیسی ، بین اشعه ایکس و نور مرئی قرار دارد. وجود این اشعه در نور خورشید باعث آفتاب سوختگی پوست بدن می‌شود. این اشعه طول موجی بین 0.0144 میکرومتر و 0.39 میکرومتر را دارد.


گستره اشعه فرابنفش


اشعه فرابنفش بین طول موجهای 0.0144 میکرومتر و 0.39 میکرومتر است. اشعه فرابنفش را به سه منطقه تقسیم می‌کنند:


ماورا بنفش با طول موج بلند یا ماورا بنفش A : این اشعه بین طول موجهای 0.39 و 0.315 میکرومتر قرار دارد. نسبت این اشعه در نور آفتاب ، قوس الکتریکی زغال و چراغهای الکتریکی معمولی زیاد است.


ماورا بنفش با طول موج متوسط یا ماورا بنفش B : این اشعه بین طول موجهای 0.315 و 0.28 میکرومتر است. این اشعه در نور چراغ بخار جیوه و قوسهای الکتریکی با الکترودهای فلزی وجود دارد، تاثیر آنها در پوست شدید است.


ماورا بنفش با طول موج کوتاه یا ماورا بنفش C : این اشعه شامل طول موجهای کوتاهتر از 0.28 میکرومتر است و فقط در قوس الکتریکی جیوه وجود دارد.

 


جذب اشعه فرابنفش


از شیشه معمولی فقط اشعه فرابنفش A عبور می‌کند. در صنعت شیشه‌هایی با ترکیبات مخصوص می‌سازند که طول موج 0.26 یعنی ماورا بنفش B و A و قسمتی از C را نیز عبور دهد.


شفافیت کوارتز خیلی بیشتر از شیشه است و فقط طول موجهای کوتاهتر از 0.18 میکرومتر در آن جذب می‌شود. به همین سبب حبابهای چراغهای مولد اشعه فرابنفش را از کوارتز تهیه می‌کنند.


آب خالص برای اشعه فرابنفش ، شفاف‌ترین مایعات است و طبقات نازک آن امواج بلندتر از 0.2 میکرومتر را از خود عبور می‌دهند.


گازها معمولا برای اشعه فرابنفش ، شفاف هستند و طول موجهای بلندتر از 0.18 میکرومتر از لایه‌های نازک هوا بخوبی عبور می‌کنند.


منابع اشعه فرابنفش


منابع اشعه فرابنفش خیلی زیاد است. تعدادی از آنها عبارتند از:


قوس الکتریکی زغال
نسبت اشعه فرابنفش در قوس الکتریکی زغال نسبتا کم است، ولی اگر اکسیدهای فلزی به الکترودهای زغالی اضافه کنند، مقدار این اشعه افزایش می‌یابد. برای این کار الکترودهایی می‌سازند که در آنها یک غلاف زغالی دور اکسید فلزی را گرفته است. قوسهایی که الکترود آنها از فلز خالص ساخته شده باشند، نیز به نسبت زیاد اشعه فرابنفش دارند.

چراغهای بخار جیوه
مهمترین و متداولترین منابع اشعه فرابنفش چراغهای بخار جیوه هستند که با مصرف کم نیروی الکتریکی ، مقدار زیادی اشعه فرابنفش تولید می‌کنند. قسمت اساسی لامپ از لوله‌ای از جنس کوارتز ساخته شده است که در دو طرف آن دارای دو مخزن جیوه است.

اندازه گیری اشعه فرابنفش
اساس اندازه گیری اشعه فرابنفش متکی به خواص فیزیکی و شیمیایی آن است. وسایلی که برای اندازه گیری اشعه فرابنفش وجود دارد، اکتی نومتر (Actinometer) نامیده می‌شود و به سه دسته تقسیم می‌شود:



پیل ترموالکتریک : جسمی را که کلیه اشعه را جذب می‌کند، در معرض تابش اشعه قرار داده و حرارت حاصله را اندازه گیری می‌کنند.


اکتی نومتر فیزیکی : مهمترن این نوع اکتی نومترها سلول فوتوالکتریک (Photoelectric) است که از یک حباب از جنس کوارتز که به خوبی تخلیه شده است، تشکیل شده و نیز شامل دو الکترود است.


اکتی نومتر شیمیایی : املاح نقره در اثر تابش اشعه فرابنفش احیا شده و چون نقره آن آزاد می‌گردد، املاح سیاه رنگ می‌شود. اکتی نومتری که متکی به خاصیت فوق است، اکتی نومتر بوردیه (Bordier) است.


خواص فیزیکی و شیمیایی اشعه فرابنفش



خواص فیزیکی اشعه فرابنفش


خاصیت فوتوالکتریک
اگر اشعه فرابنفش به فلزات بتابد، از آنها الکترون جدا می‌کند، ولی جدا شدن الکترون در کلیه فلزات به یک اندازه نیست و حساسیت کادمیوم بیش از همه می‌باشد. مقدار الکترونی که از فلز جدا می‌شود، متناسب با مقدار انرژی اشعه‌ای است که به آن می‌تابد.


خواص شیمیایی اشعه فرابنفش


خاصیت فلوئورسانس
یکی از خواص مهم و جالب اشعه فرابنفش خاصیت فلوئورسانس آن می‌باشد. اگر در مقابل اشعه فرابنفش و یا یک چراغ بخار جیوه ، اجسامی از قبیل گچ و کولوفان (Colophan) و محلول سالسیلات دو سود یا آنتی پیرین و یا بعضی از سنگهای معدنی را قرار دهند، ملاحظه می‌شود که هر یک به نسبت جذب اشعه به رنگهای مختلف درخشندگی پیدا می‌کند. این خاصیت نیز بستگی به طول موج و شدت جذب اشعه دارد. بعضی اجسام در مقابل اشعه فرابنفش با موج بلند این خاصیت را ندارند و به عکس در مقابل اشعه فرابنفش با موج کوتاه خاصیت فلوئورسانس پیدا می‌کند.

خاصیت فوتو شیمیایی
اشعه فرابنفش باعث تعداد زیادی فعل و انفعالات شیمیایی می‌شود و این خاصیت در اشعه با موج کوتاه 0.3 میکرومتر شدیدتر است. از جمله مانند نور مرئی که املاح نقره را تجزیه و فلز آنها را آزاد می‌سازد و این خاصیت در اشعه با موج کوتاه بیشتر است. مدتها برای اندازه گیری مقدار اشعه فرابنفش از این خاصیت استفاده می‌کردند.


کاربرد اشعه فرابنفش


برای ضد عفونی کردن آبها
تحریک پذیری شدید روی اعضای حسی سطحی
تخریب نسوج
تخریب باکتریها



 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 20:33 توسط Moein |

1- محمد حسین جزیره ای (1358)

2- یحیی نظیری (1359-1358)

3- عباسعلی زالی (1359)

4- سید محمد میرمحمدی (1361-1359)

5- محمود زارع زاده(1366-1362)

6- علی فضیلتی (1367-1366)

7- جلال رسول اف ( 1369-1367)

8 – ربیع فلاح (1376-1370)

9- سید حمید کلانتری (1380-1376)

10- محمد صمدی(1384-1380)

11- خدا کرم جلالی (1386-1384)

12- فرود شریفی (1386)

تیرماه 1388 دومین سال رئیس دوازدهم به پایان رسید و وارد سال سوم شد .

راستی ، چه کسی می تواند عملکرد این سروران را ارزیابی کند و چگونه؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 3:48 توسط Moein |

باد جريان هوايي است كه از مراكز فشار زياد به طرف مراكز كم فشار به حركت در مي‌آيد. هر چه شيب فشار (تفاوت فشار) بين دو نقطه بيشتر باشد شدت جريان هوا نيز بيشتر خواهد بود. تفاوت فشار دو نقطه را گراديان فشار مي‌گويند.

1- بادهاي آليزه (تجارتي) : اين بادها در نيمكره‌هاي شمالي و جنوبي به ترتيب از شمال‌شرقي به جنوب‌غربي و از جنوب‌شرقي به شمال‌غربي در حال وزشند بادهاي تجارتي در زبان‌هاي اسپانيولي‌ـ ايتاليايي و فرانسوي به ترتيب Alisios و Alisei و Alizes در زبانهاي آلماني تحت عنوان Passat مي‌نامند تمام اين اسامي فاقد منشاء شناخته شده‌ايي مي‌باشند. اين بادها در بين منطقه پرفشار جنب حاره و همگرايي ميان حاره‌ايي در بخش اعظمي از اين مناطق در تمام طول سال مي‌وزد. و با ثبات‌ترين بادهاي كره زمين مي‌باشند. در نيمكره‌ جنوبي به علت مداومت فشار زياد جنب حاره، بادهاي تجارتي به طور منظم وزيده و طوقه‌ايي را تشكيل مي‌دهند. از اينرو تجارتي‌هاي سطحي در نيمكره شمالي حالات منظم‌تر و قويتري دارنده وسعت نفوذ كمربند تجارتي‌ها در نيمكره شمالي در حدود 2500 كيلومتر و در نيمكره جنوبي در حدود 3000 كيلومتر است. در سطح فوقاني كمربند حاره در حدود 10 كيلومتري از سطح زمين، بادهايي با جهت مخالف تجارتي‌ها مي خورند، كه آنها را آنتي‌تريد (ضد تجارتي) مي‌گويند.

  2- بادهاي موسمي : كلمه موسم داراي ريشه عربي است و به معني فصل مي‌باشد به بادهايي كه در فصول متضاد سال با جهات مخالف مي وزند موسمي‌ها گفته مي‌‌شود. اين بادها در زمستان، به صورت جريان سردي از خشكي به دريا و در تابستان به صورت جريان هواي مرطوب و گرمي از دريا به خشكي مي‌وزند. در تابستانها، قاره آسيا گرم شده و به علت تشكيل كم‌فشارهاي حرارتي گسترده در خليج فارس و آسياي مركز و دشت راجستان هند، از اقيانوس هند و آرام بادهايي به جهت اين مراكز كشيده مي‌شوند اين شرايط همزمان با استراليا و توأم با تشكيل يك آنتي‌سيلكون در روي آن مي‌باشد. كه بادهاي خروجي از آن، ضمن عبور از استوا با جهت جنوب غربي به جهت آسيا كشيده مي‌شوند و موسمي‌هاي تابستاني در آسيا را بوجود مي‌آورند.
بادهاي غربي : در گستره جهاني اغلب در عرض هاي ميانه و بين حدود 35 تا 65 درجه عرض جغرافيايي و يا به عبارت ديگر از پر فشار جنب حاره به مناطق كم فشار جنب قطب شيوع دارند.
اين بادها از نظر جهت و استمرار داراي خصوصيات متغيرند در سرعت و جهت حركت آنها جريانات موجي بويژه سيلكون‌هاي سيار و آنتي سيلكون‌هايي كه در منطقه نفوذ اين بادها از غرب به شرق حركت مي‌كنند اثر عمده‌اي دارند از اينرو ممكن است بادهاي مذكور ضمن وزش از غرب به شرق خصوصيات طوفاني هم داشته باشند در زمستان‌هاي نيمكره شمالي توسعه آنتي‌سيلكون‌هاي قاره‌ايي و بعضاً حتي سيكلون‌‌ها از توسعه بارز بادهاي غربي ممانعت به عمل آورده و بدين جهت بادهاي مزبور به نحو بارزي بر روي اقيانوس‌ها توسعه مي‌يابند ولي چون در عرض‌هاي ميانه نيمكره جنوبي، شرايط قاره‌ايي تقريباً حاكميتي ندارد. بادهاي غربي هم تقريباً حالت كمربند جهاني بخود گرفته‌اند.

بادهاي محلي : اين بادها منطقه كوچكي را در برگرفته و معمولاً منحصر به لايه‌هاي بسيار پايين اتمسفر است.

1- نسيم درياو خشكي : اين بادها حاصل تفاوت روزانه درجه حرارت بين درياها و خشكي‌ها مي‌باشد به هنگام روز، ميزان فشار هواي درياها در مقايسه با خشكي‌هاي همجوار به علت پايين بودن نسبي درجه حرارت بيشتر است از اينرو جريان هوايي از طرف دريا به طرف خشكي برقرار مي‌گردد و شب هنگام خشكي‌ها سرد شده و به علت افزايش فشار هواي سطوح آنها جريان بادي از خشكي به سوي دريا مي‌وزد.

  2- بادهاي كوه و دره : اين بادها در اتمسفر آزاد، در نتيجه تفاوت گرماي حاصله بين دره‌ها و دشت‌ها كه منجربه اختلاف فشار بين نواحي ياد شده مي‌گردد بوجود مي‌آيند.
3- فون (Foehn) : باد گرم و خشكي است كه در سمت پشت به باد يك پشته كوهستاني بروز مي‌كند و اين نام منشاء خود را از آلپ گرفته است.
زماني كه هواي نسبتاً مرطوبي بر پشته كوهي صعود مي‌كند سرد شده، تراكم حاصل از اين امر به صورت بارندگي در جهت رو به باد ظاهر مي‌شود و چنانچه در ارتفاعات ذخيره‌ايي از هواي سرد انباشته نباشد جريان هوا ضمن گذر از پشته كوهستاني بتدريح در شرايط بي‌دررو، در داخله پشت به باد گرم و خشك مي‌گردد به طور كلي، در زمان جريان اين باد، ميزان نم نسبي به طور ناگهاني پايين مي‌آيد بارندگي قطع مي‌گردد. در زمان حداكثر شدت باد، درجه حرارت به حداكثر خود مي‌رسد و عموماً از ميزان فشار هوا كاسته مي‌شود. ذوب برف‌هاي زمستاني، خشكي و سوزاندن مزارع و ايجاد شرايط مساعد براي حريق جنگل‌ها از ديگر نشانه‌هاي بروز بادهايي با خصوصيات باد «فون» مي‌باشد.

منبع:  http://www.cloudysky.ir/ 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Earth_Global_Circulation.jpg

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 3:28 توسط Moein |

فرسایش خاک ایران 5 برابر کشورهای آسیایی
ایران، سالانه 2 میلی متر باریك‌تر می شود
سالانه 2 میلی‌متر از سطح رویی خاك كشور فرسایش یافته و روانه خلیج فارس و خزر می‌شود. به گزارش شبکه خبر، رئیس مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی مازندران با اعلام این خبر افزود: فرسایش خاك، در ایران، روند صعودی داشته، به طوری كه فرسایش خاك در كشور، 5 برابر متوسط كشورهای آسیایی است. "محمد امینی" اضافه كرد: 125 میلیون هكتار، از 163 میلیون هكتار وسعت كشور، در معرض فرسایش آبی است. در گزارش های غیر رسمی تاكنون بارها ایران از نظر شدت و حجم فرسایش خاك، دومین كشور آسیب پذیر جهان اعلام شده است. با وجود این تاكنون نهادهای مربوط، از انتشار هر گونه گزارش جامعی در این باره خودداری كردند.
فرسایش خاك در بخش های زیادی از طبیعت، باعث گسترش بیابان زایی و فقر می‌شود.

منبع : پایگاه ملی داده های علوم زمین

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 3:25 توسط Moein |

آيا ريشه كن كردن درختان جنگل‌هاي آمازون كه به ظاهر موجب توسعه اقتصادي شده و به كسب و كار رونق بخشيده سرانجامي طلايي دارد؟

نتيجه مطالعات يك گروه محقق بين‌المللي شامل كارشناساني از دانشگاه كمبريج و كالج سلطنتي لندن در مورد جنگل‌هاي آمازون بيانگر اين واقعيت است كه تهي كردن جنگل‌ها از درخت براي ساختن الوار و مسطح كردن آن براي كشت محصولات كشاورزي و امور دامداري گرچه ممكن است در كوتاه مدت باعث افزايش ثروت و بهبود وضع زندگي در بخش‌هايي از برزيل شود اما اين توسعه پايدار نبوده با گذشت زماني نه‌چندان طولاني شرايط زندگي مردم به حالت اوليه خود كه پايين‌تر از سطوح شناخته شده بين‌المللي است باز خواهد گشت.

به گفته اين گروه محقق، از سال‌2000، حدود 155‌هزار كيلومتر مربع از جنگل‌هاي بارانزاي آمازون در كشور برزيل دستخوش تجاوز و تعدي عده‌اي فرصت‌طلب و سود‌جو قرار گرفت و اين تخريب به حدي است كه به‌طور متوسط سالانه بيش از يك ميليون و 800هزار ‌هكتار (تقريباً به اندازه مساحت كشور كويت) از جنگل‌ها به مراتع و چراگاه و مزارع كشاورزي تبديل مي‌شوند.

تيمي كه اين گروه محقق را پشتيباني مي‌كند تجزيه و تحليلي روي زندگي افرادي كه در 286 قصبه آمازون ساكنند انجام داده و به اين نتيجه رسيده است كه اين مناطق اگرچه ابتدا توسعه زيادي داشته‌اند ولي در نهايت سرانه درآمد اين جوامع محلي نيز سطح معيشت و سواد‌شان تنزل داشته است.

آمازون يكي از مناطقي است كه كمترين توسعه را در برزيل داشته است، اگر چه فرض بر اين است كه جايگزيني جنگل‌ها با مزارع غلات و مراتع براي چراي دام‌ها و الوار‌كردن چوب درختان ممكن است به پر كردن جيب‌ها بينجامد و شرايط زندگي را دگرگون سازد اما در دراز‌مدت اين درآمد‌ها پايدار نمي‌ماند.كيفيت زندگي مردم با توجه به سطح درآمد، ميزان سواد و طول عمر افراد سنجيده مي‌شود اما در آمازون شرايط بدين گونه نيست چون درآمد بالا به گسترش علم و دانش، كيفيت بهداشت و عمران و آباداني كمك چنداني نكرده است.

آندرو فورد، سرپرست گروه تحقيق معتقد است كه جنگل‌هاي آمازون در جهان به خاطر ارزش‌هاي طبيعي، تنوع زيست بوم و نوع آب و هوا منحصر به فرد است و اگر به همين وضع از جنگل‌ها بهره كشي شود زمان زيادي نمي‌گذرد كه گسترش جنگل زدايي تا مرز زمين‌هاي لم‌يزرع پيش خواهد رفت.

تبديل جنگل‌هاي آمازون به بيابان

به گفته وي، برداشت بي‌رويه از چوب درختان و چراي بي‌وقفه در مراتع و كاشت محصولات كشاورزي در مناطق آمازون به سرعت زمين‌ها را تضعيف كرده آنها را به زمين‌هايي غيرقابل كشت تبديل مي‌كند. به‌عنوان مثال يك سوم از مناطقي كه به‌عنوان چراگاه از اوايل سال‌1990 مورد استفاده قرار گرفته‌اند در حال حاضر به بيابان تبديل شده و قابل استفاده نيستند. وي هشدار مي‌دهد كه با توجه به هجوم جمعيت مهاجري كه به‌عنوان گله دار، زنبوردار، دهقان، معدنچي، نجارو زمين‌خوار به منطقه سرازير مي‌شوند بايد منتظر فجايعي خطر‌ناك در آمازون باشيم.

آندرو فورد ياد آور مي‌شود، به همان اندازه كه بهره‌برداري از اين مناطق براي عده‌اي سودجو خوشايند است صدها برابر براي محيط‌زيست خطرناك است و جلو‌گيري از اين كار به سود مردم منطقه و جهان خواهد بود. البته اين كار بسيار دشوار است و همت جهاني را مي‌طلبد.

Science news  

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 1:3 توسط Moein |

دكتر پيمان يوسفي*:
سياست‌هاي حفاظت از جنگل‌ها و به طور كلي منابع طبيعي در حال تغيير سريع هستند و هر روز استراتژي نويني پا به عرصه مديريت اين بخش مي‌گذارد.

مهم‌ترين چالش حفاظت از جنگل‌ها، امروزه در جوامع جهان سوم بروز كرده است و اصولا سياست‌هاي مديريت جنگل و نحوه حفاظت از اين منابع، بيشتر دربرگيرنده جوامع جهان سوم و عقب‌مانده مي‌شود. در اين جوامع و كشورها علل اصلي تخريب جنگل‌ها به يك عامل ريشه‌اي به نام فقر برمي‌گردد. پايين بودن درآمد سرانه به سبب نداشتن شغل‌هاي مناسب باعث شده است كه طيف گسترده‌اي از جوامع ساكن در اين كشورها، براي گذران زندگي، به منابع طبيعي وابسته باشند. اين جوامع حتي براي تامين زندگي روزمره خود نيز وابستگي شديد و غيرقابل باوري به اين منابع دارند. عدم توسعه‌يافتگي و فقدان اولي‌ترين و بديهي‌ترين لوازمات اوليه زندگي از جمله راه‌هاي ارتباطي، آب آشاميدني، سوخت مناسب و... باعث شده است كه جوامع ساكن در عرصه‌هاي منابع طبيعي به‌شدت براي تامين نيازهاي خود اين منابع را تحت فشار قرار دهند.

 

كمتر كسي است كه در اين عرصه‌ها زندگي كند و بيش از 70درصد نيازهاي زندگي خود را از اين عرصه‌ها تامين نكند. يك جامعه محلي براي تامين زمين كشاورزي، غذا، سوخت، فراهم‌كردن سرپناهي براي محل زندگي و حتي پوشاك خود به‌شدت از اين منابع استفاده مي‌كند. شغل جامعه بزرگي از كشور را دامداري يا كشاورزي توأم با دامداري تشكيل مي‌دهد كه هر‌دوي اين فعاليت‌ها مستقيما در عرصه‌هاي منابع طبيعي صورت مي‌گيرند و تنها درآمد ممكن براي جامعه بزرگ روستايي و عشايري كشور را فراهم مي‌كنند.

جنگل‌ها و مراتع، زمين لازم را براي كشاورزي و هر نوع فعاليت ديگر عمراني تامين مي‌كنند كه خود نوعي از تغيير كاربري در اين عرصه‌هاست. در مقابل اين چالش بزرگ يعني تغيير كاربري مراتع و جنگل‌ها، دامداري نيز به صورت مستمر و مستقيم از عرصه‌هاي جنگلي و مرتعي بر اين عرصه‌ها فشار مضاعفي وارد مي‌كند كه خود نوع ديگري از تنزل كمي و كيفي اين عرصه‌ها را باعث شده است. البته بايد اذعان كرد كه دولت هيچ‌ گزينه ديگري غير از 2 شغل بالا را عملا براي اين جامعه فراهم نياورده است و شايد به‌جرأت بتوان گفت فقدان سياست‌هاي درازمدت و اصولي در اين موضوع، خود يك چالش بزرگ‌تر به شمار مي‌آيد.
برخي از مطالعات انجام‌يافته در جنگل‌هاي زاگرس نشان مي‌دهد كه يك روستايي در بيش از 70مورد زندگي خود به اين جنگل‌ها وابسته است.

استفاده از چوب براي تامين سوخت زمستان و پخت‌وپزهاي روزانه، ساختن خانه و حصار مزارع استفاده از شاخ و برگ درختان به عنوان علوفه دام، استفاده از بذر و برگ درختان جنگلي به عنوان غذا و دارو، درست كردن انواع ظروف از چوب و... تنها نمونه‌هايي اندك از وابستگي جامعه بزرگي از كشور به اين جنگل‌هاست و شايد بتوان هزاران نمونه از اين وابستگي‌ها را ذكر كرد.

آنچه تاكنون انجام داده‌ايم

در خصوص فعاليت‌هاي دولت در خصوص رهايي از اين وضعيت در طول دهه‌هاي گذشته، اقدامات انجام‌گرفته عملا پاسخگوي رفع مشكل و جلوگيري از روند تخريبي جنگل‌ها نبوده است. گذشته از آنكه ساختارهاي تشكيلاتي سازمان‌هاي مرتبط با حفاظت جنگل، پاسخگوي اقدامات وسيع در عرصه‌هاي گسترده جنگلي كشور نبوده و نيست و افزون بر آن نيز اعتبارات و امكانات لازم براي اقدامات احيايي و حفاظتي هم، در هيچ برهه‌اي از زمان در اختيار متوليان امر قرار نگرفته است- كه از مقوله اين نوشتار خارج است و در مجالي ديگر به آن پرداخته خواهد شد- سياست‌هاي اجرايي و استراتژي تنظيم‌شده در اين بخش نيز ناكارآمد بود يا اگر نيم‌نگاهي به بحث مشاركت و تغيير معيشت داشته عملا به مرحله ايجاد درنيامده است.

سياست‌هاي نوين جهاني

در بسياري از كشورهاي دنيا سياست‌هاي نوين حفاظتي مبتني ‌بر تغيير معيشت و كاهش وابستگي به جنگل‌ها از طريق كاهش و قطع اين وابستگي، ايجاد اشتغال‌هاي جايگزين و تغيير نوع استفاده‌هاي جاري از سرزمين در حال اجراست كه نتايج بسيار موفقي هم در كشورهاي مختلف آسيايي و آفريقايي در پي داشته اما آنچه در كشور ايران اتفاق افتاده، در حد تدوين اسناد و استراتژي‌هاي كتابخانه‌اي غيراجرايي مسكوت مانده و ساختارهاي قانوني و مقرراتي مالي و اداري تاريخ‌گذشته سازمان‌هاي متولي، اجازه بروز و ظهور اين سياست‌هاي نوين را نداده است.

بسياري از سياست‌هاي حفاظتي نوين در بخش جنگل‌ها مبتني بر اصل مشاركت مردم محلي در مديريت و اداره جنگل‌هاست. در اين ديدگاه مردم محلي نه‌تنها در مديريت جنگل‌ها كنار گذاشته نمي‌شوند و به آنها به چشم بيگانگاني كه دائما در حال تخريب جنگل‌ها هستند نگاه نمي‌شود بلكه صاحبان اصلي جنگل تلقي شده و اصلي‌ترين نقش در مديريت اين عرصه‌ها به آنها داده مي‌شود. در اين ديدگاه مردم فقير و به‌اصطلاح كم‌سواد محلي اصلي‌ترين و مهم‌ترين مديران و برنامه‌ريزان جنگل هستند و در يك كلام آنها هستند كه براي چگونگي حفاظت، بهره‌برداري و احياي جنگل برنامه مي‌دهند و دولت، تنها نقش تدوين استراتژي‌هاي كلان و نظارت را برعهده دارد.

چنين ديدگاهي براي اجرايي‌شدن، سازوكارهاي اجرايي و قوانين متناسب لازم خود را مي‌طلبد كه با ساختارهاي فعلي و تشكيلات كنوني سازمان‌هاي متولي، به هيچ عنوان همخواني ندارد؛ چرا كه ساختارهاي تشكيلاتي و همچنين قوانين و مقررات اداري و مالي مربوط به اين سازمان‌ها عملا مربوط به 40-30سال گذشته است كه بستر و شرايط لازم را براي اجراي اين سياست‌هاي نوين نمي‌دهد و لذا لزوم تجديدنظر جدي در اين خصوص به‌شدت احساس مي‌شود. جهت روشن شدن مطلب، مثالي از اين دست آورده مي‌شود:

يكي از جديدترين سياست‌هاي حفاظتي، واگذاري مديريت جنگل‌ها به مردم محلي است به گونه‌اي كه جوامع ساكن بايد تمامي كارهاي حفاظتي و احيايي و مديريتي منطقه جنگلي را برعهده بگيرند و تمامي هزينه‌ها و درآمدهاي آن بايد توسط خود ساكنان عرصه مديريت شود؛ مثلا فردي به جاي دامداري‌كردن در عرصه‌هاي جنگلي مسئوليت جنگل‌كاري و احياي جنگل و توليد نهال آن را عهده‌دار شود و بدين‌ترتيب تغيير شغل صورت مي‌گيرد ولي درآمد جامعه محلي ساكن در جنگل نيز آسيب نمي‌بيند.

اما به لحاظ قوانين اداري مالي واگذاري چنين امري به مردم محلي عملا غيرممكن است چرا كه دارابودن صلاحيت‌هاي مالي و فني بسيار پيچيده‌اي كه زاييده دستگاه‌هاي نظارتي مختلف در كشور است يكي از شروط لازم به شمار مي‌رود كه بايد از طريق مزايده‌هاي گوناگون پردرسر احراز شود كه درنهايت برنده چنين فرايند عجيب و غريبي، نه جامعه محلي ساكن در دورافتاده‌ترين روستاها، كه شركت‌هاي بزرگ پيمانكاري خواهند بود كه دردي از مديريت جنگل را دوا نخواهند كرد و اين سياست راهگشا نيز در ايران به بن‌بست انجاميده است.

لذا در چنين شرايطي براي همگام‌شدن با حركت شتابان سياست‌هاي نوين جهاني در عرصه مديريت و حفاظت از جنگل لزوم تجديدنظر اساسي در ساختارها و قوانين و مقررات سازمان‌هاي متولي به‌شدت احساس مي‌شود.

*مديركل دفتر امور منابع جنگلي

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 0:57 توسط Moein |

محوطه سازی سبز و طراحی باغ و فضای سبز آنچه حرف اول را می زند آشنایی طراح با گیاهان متنوع و خصوصیات گیاهان مختلف برای منظورهای خاص می باشد . در اینجا به تعدادی از گیاهانی که برای طراحی مناسب می باشند اشاره شده است . اطلاعات بر اساس جزوات درسی و جزوات کنکور کارشناسی ارشد طراحی محیط  همچنین از جزوه های اموزشی سازمان پارکها و فضای سبز جمع اوری شده است.

درختان سایه انداز و پوشاننده : عرعر- بیدمجنون- چنار-داغداغان-پائولونیا-شاه بلوط هندی-توت امریکایی- درخت لاله-ابریشم-افراسیاه-نارون 

 درختان سریع الرشد:سرو نقره ای-عرعر-دم موشی- زیتون تلخ-چنار-سدروس-افرا سیاه-اقاقیا-پائولونیا-توت امریکایی-لاله-ابریشم- 

درختان مقاوم به گرد خاک: عرعر- زالزالک-ژنکیو-چنار-لیلکی امریکایی-ماگنولیا-بیدمجنون-اقاقیا-داغداغان 

گیاهان میوه وحشی (زینتی ) برای پارکها: گلابی –آلو-آلوچه-سیب – پسته –مو-فندق-گوجه- زیتون –انجیر-گیلاس-انار-ازگیل-آلبالوتلخ-زالزالک-شیرخشت 

گیاهان جاذب پرنده:یاس وحشی –زیتون-زغال اخته – امین الدوله- پیروکانتا- خاس-اسپیره –یاس خوشه ای – انگور زینتی 

مناسب خاک اهکی: زیتون معمولی – زربین –سروخمره ای – چنار- زبان گنجشک 

مناسب آب و هوای مدیترانه ای: زربین – زیتون معمولی- برگ بو- انجیر 

دارای بافت خشن : عرعر-ماگنولیا-انجیر –خرمالو-نخل زینتی –شاه بلوط هندی 

دارای بافت نرم: ابریشم – لیلکی- ابریشم مصری- بید

درختان آشغال ریز: زیتون تلخ –زیتون معمولی – اقاقیا-توت امریکایی

گیاهان معطر: سرو ناز-برگ بو –گل یخ –گل سنجد –یاس خوشه ای- اقاقیا-نمدار- پائولونیا-ماگنولیا 

درختان آبدوست: چنار –توسکا-بیدمجنون- درخت لاله -

درختان جنگلی :سرو نقره ای – افرای سیاه –زبان گنجشک –اقاقیا- توسکای قشلاقی- ارغوان – کاج سیلوستر- بلوط- گز- شاه بلوط – سدروس- عرعر 

درختان بادشکن: توت امریکایی – سرو نقره ای – سرو خمره ای- اقاقیا – زالزالک- نمدار- سدروس - گردو 

 گیاهان دارای رشد کم: کریپتومریا-زیتون معمولی – ماگنولیا – برگ بو- انجیر – زالزالک- سوفورا 

گیاهان دارای رشد متوسط: پر – ژنکیو- درخت چینی – توری- داغداغان 

گیاهان مناسب خاک اسیدی: عرعر- لیلکی امریکایی – توسکا قشلاقی – اقاقیا

گیاهان مقاوم به سرما:سرو نقره ای- کریپتومریا – چینی – به ژاپنی – ابریشم مصری- ماگنولیا 

درختان دارای ریشه سطحی: ابریشم –  آیلان – سرو نقره ای 

 گیاهان مناسب کاشت در شیبها: ار غوان - سنجد 

گیاهان مناسب جلوگیری از فرسایش خاک : توسکا قشلاقی- چنار- بید مجنون – اقاقیا – توت امریکایی – سرو نقره ای 

 گیاهان طویل عمر: زیتون معمولی- شاه بلوط هندی گل سفید- سرو ناز 

 گیاهان دارای عمر کوتاه: زیتون تلخ – اقاقیا – افرای سیاه 

درختان بر گ قرمز: افرای چناری برگ قرمز- گوجه گل- فندق – زرشک – انجیلی در پاییز- توری در پاییز- افاری ژاپنی 

 گیاهانی که در زمستان جلوه دارند: بید مرجانی- بید فری- فندق- گیلاس- سوزنی برگان مانند سرو کوهی رونده – سرو سیمین – انواع کاجها و سروها – پهن برگان همیشه سبز ماند ماگنولیا تابستانه و آکاسیا- گل یخ – یاسمن زمستانی 

گیاهان رنگی که با گل و میوه و برگ تولید رنگهای متنوع میکنند : ارغوان – سیب گل – مموزا – طاووسی – توری- ماگنولیا زمستانه – ماهونیا – پیراکانتا - دوتسیا-انجیلی

گیاهان پوششی مناسب کاشت در زیر درختان: سالوی وحشی- قاصدک – شنگ ترشک شبدری- پوتنتیلا 

در ختان مناسب بلوار ها و کوچه ها:  سرو خمره ای – ژنکیو- افرا – شاه بلوط هندی – توس – ارغوان – زبان گنجشک – درخت لاله  سیب – پاولینا – چنار- لرگ – گلابی - بلوط  

درختان مقاوم به سایه:سرخدار- دوگلاس – سکویا – نوئل – ممرز- هدرا - راش 

درختان مقاوم به بادهای دریایی و آب شور: کلیه کاجها – ایلان – گل ابریشم – زبان گنجشک –توت – صنوبر وسپیدار – اقاقیا – گز – سنجد. 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 20:55 توسط Moein |

شمس ا… شريعت نژاد* مجيد سيف اللهيان**

مقدمه

مطالعه چشم انداز جنگلداري (Forestry Outlook Study) براي آينده يكي از برنامه هاي فائو (FAO) ميباشد كه با همكاري كشورهاي مختلف براي مناطق مختلف جهان و كشورها تهيه شده يا در حال انجام است . در اين رابطه اولين سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه هدف مطالعه چشم انداز جنگلداري چيست؟ هدف مطالعه چشم انداز جنگلداري تعيين گزينه هاي مختلف براي جنگلداري در آينده است . گزينه هاي آينده براي جنگلداري در اين مطالعه براساس آينده نگري به روش تهيه سناريوهاي كمي- كيفي است كه از نتايج اين مطالعه در درجه اول بخش جنگلداري در تهيه راهبرد استفاده بعمل ميآورد . البته مطالعه چشم انداز جنگلداري براي تصميم گيران اقتصادي و اجتماعي, برنامه ريزان, مؤسسات علمي و تحقيقاتي, بخش خصوصي, جوامع مدني و افراد علاقمند هم كاربرد دارد . مطالعه چشم انداز جنگلداري با همكاري فائو, كشورها و بعضي از نهادهاي بين المللي تاكنون براي كشورهاي آسيا و اقيانوسيه, آمريكاي لاتين و درياي كارائيب, افريقا و اروپا انجام شده است . اما براي كشورهاي غرب آسيا و آسياي ميانه از سال 2004 تا سال 2005 تهيه مي گردد . اصولاً چشم انداز جنگلداري در سطح ملي, منطقه اي و جهاني تهيه مي شود، بطوريكه بعد از اتمام چشم انداز جنگلداري غرب آسيا و آسياي ميانه چشم انداز جنگلداري جهان تا سال 2020 ميلادي تهيه خواهد شد .

1-     چشم انداز جنگلداري درغرب آسيا و آسياي ميانه

موضوع مطالعه چشم انداز جنگلداري در غرب آسيا و آسياي ميانه اولين بار در سال 2002 ميلادي در اجلاس كميسيون جنگلداري خاور نزديك در سودان از طرف كشورهاي عضو اين كميسيون از جمله ايران مطرح گرديد . به همين جهت در خرداد ماه سال 1383 در كشور لبنان يك كارگاه آموزشي با شركت كشورهاي عضو كميسيون جنگلداري خاور نزديك با همكاري فائو برگزار گرديد كه در اين كارگاه نمايندگان سازمان جنگلها, مراتع و آبخيزداري هم شركت نموده بودند . البته در اين كارگاه كشورهاي آفريقائي عضو كميسيون  جنگلداري خاور نزديك حضور نداشتند زيرا چشم انداز جنگلداري آفريقا بطور مستقل تهيه شده بود . دراين كارگاه آموزشي اهداف, روش هاي مطالعه چشم انداز جنگلداري توسط كارشناسان فائو به بحث و گفتگوگذاشته شد كه بعد از آن كشورها با همكاري فائو مشغول مطالعه آن شدند. در ايران در سال 1383 براي مطالعه چشم انداز جنگلداري تا سال 2020 ميلادي يك گروه كارشناسي از بخش هاي مختلف زير نظر شورايعالي جنگل, مرتع و خاك تشكيل و نسبت به آن اقدام نمودند كه نتيجه آن در فروردين ماه سال 1384 در يك كارگاه آموزشي در دمشق (سوريه) با شركت كشورهاي منطقه به بحث و گفتگو گذاشته شد. از مجموعه بحث ها و گزارش هاي ارائه شده چشم انداز جنگلداري براي كشورهاي غرب, آسيا و آسياي ميانه توسط فائو مطالعه و تهيه خواهد شد .

 

2-     علل مطالعه چشم انداز جنگلداري

مطالعه چشم انداز جنگلداري يك آينده نگري يا آينده پژوهي براي بخش جنگلدراي است و علت آن تغييرات شديد در جهان, افزايش پيچيدگي ها و مسئوليت داشتن در برابر ساختن آينده بخش جنگلداري است . براي موفقيت در آينده نگري بخش جنگلداري نياز به افزايش دانش، آگاهي, كارگروهي، پيش بيني آينده و در نظر گرفتن آينده در تصميمات و سياستگذاري است . آينده نگري كار گروهي است و كار انفرادي نتيجه بخش نيست . براي آينده نگري هر فرد يا سازمان به داشتن نگرش جديد و پويا, آمادگي براي مواجهه با عدم اطمينان ها و ظرفيت سازگاري براي آينده متفاوت و غير قابل پيش گوئي را نياز دارد .

3-     روش آينده نگري مورد استفاده

در جهان كنوني براي پيش بيني آينده از روش هاي مختلفي استفاده بعمل ميآيد كه هر كدام از اين روشها دقت لازم خود را بر اساس نحوه نگرش به آينده را دارند . متداول ترين اين روشها عبارتند از :

1-3- روش استنتاج از روندهاي گذشته

2-3- روش استفاده از رگرسيون

3-3- روش استفاده از الگوهاي چرخه اي

4-3- روش دلفي (Delphi)

5-3- روش تهيه سناريو

روش استفاده از روندهاي گذشته چندان مطلوب نيست، زيرا درآينده روندهاي گذشته و حال دقيقاً اتفاق نمي افتند. روش استفاده از رگرسيون هم بيشتر توسط اقتصاد دانان و غيره براي پيش بيني آينده استفاده ميشود. ولي اين روش به عدم اطمينان ها در آينده توجهي ندارد . روش استفاده از الگوهاي چرخه اي يا سيكلي معمولاً توسط اقليم شناسان بكار مي رود كه بروز سيل و بارندگي را معمولاً چرخه اي ميدانند . روش دلفي يا استفاده از عقايد جمعي هم نياز به افراد خبره و آينده نگر دارد .

روش بكار رفته در مطالعه چشم انداز جنگلداري روش تهيه سناريو است . اين روش كمي- كيفي با مطالعه روندهاي جاري و نيروهاي پيشران (Driving Forces) تغييرات حاصله را مدنظر قرار ميدهد و انواع سناريو يا داستان را كه احتمال وقوع آنها در آينده وجود دارد پيش بيني مي كند . بايد توجه نمود كه سناريوها ادامه روندهاي فعلي نيستند . سناريو فقط يك تصوير از آينده نيست بلكه چندين تصوير و تصور از آينده است و در صورت وجود شرايط لازم ممكن است اتفاق افتد . در ضمن سناريوها براي تهيه راهبرد (استراتژي) لازم و ضروري ميباشند .

 

4-     نيروهاي پيشران كليدي (Key Driving Forces)

سناريوها در بخش جنگلدراي از تغييرات يا بعبارتي از نيروهاي پيشران بيروني و خارج از بخش جنگلداري ناشي ميشوند . در چشم انداز جنگلداري نيروهاي پيشران كليدي يا تغييرات مؤثر بر جنگلداري عبارتند از :

-         تغييرات جمعيتي

-         تغييرات اقتصادي

-         تغييرات علمي و فن آوري

-         تغييرات در علائق زيست محيطي

-         تغييرات تشكيلاتي و سياست جنگل

تغييرات مذكور كه در خارج از بخش جنگلداري اتفاق مي افتند دربخش جنگلداري تأثير فراوان دارند . نكته مهمي كه بايد مدنظر قرار گيرد اين است كه اين تغييرات معمولاً تأثير توامان (Synergic) و افزاينده دارند و از طرفي ممكن است اين تغييرات تأثير مستقيم يا مستقيم و مثبت يا منفي بر جنگلداري داشته باشند . آثار اين اثرات در جنگلداري در آينده بوضوح مشخص ميگردند .

 

نتيجه گيري

مطالعه چشم انداز جنگداري در جهان كنوني با تغييرات شديد وغيرقابل پيش بيني يك مطالعه ارزنده و سودمند براي بخش جنگلداري است و اين بخش را براي مقابله و سازگاري با تغييرات آماده ميسازد, نتايج حاصله از اين مطالعه قابل اتكاء و اطمينان است، زيرا مطالعه چشم انداز براساس روش جديد يعني روش تهيه سناريو با بررسي نيروهاي پيشران كليدي صورت ميگيرد.



* - رئيس شورايعالي جنگل, مرتع و خاك

** - عضو شورايعالي جنگل, مرتع و خاك

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 16:55 توسط Moein |

معيارها (Creteria) و شاخص (Indicators) ابزاري براي تعريف, پايش و ارزيابي حركت به طرف جنگلداري پايدار محسوب ميشوند . اصلاح و مفهوم معيار نشاندهنده اصول يا شرايط اصلي براي پايداري است كه بر طبق آنها توان توليدي و نقش هاي حفاظتي و اجتماعي جنگلها مورد قضاوت واقع ميشود . هر معيار هم داراي چندين شاخص كمي و كيفي براي
اندازه گيري و پايش است كه بطور منظم و متوالي مورد اندازه گيري قرار مي گيرند، تا اثرات مديريت جنگل مشخص و معين شود . معيارها و شاخصهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي ممكن است بر سياست و قوانين جنگل و تشكيلات بخش جنگل تأثير گذار باشند . در شرايط كنوني در سطح جهاني تقريباً همه كشورها در مناطق مختلف اكولوژيكي معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در سطح ملي را كه قبلاً با همكاري فائو و ساير ارگانهاي بين المللي تهيه شده است پياده و اجرا مي نمايند . معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار براي هفت منطقه مختلف جهان از جمله فرايند كشورهاي اروپائي, فرايند مونترال, مناطق خشك افريقا, جنگلهاي استوائي, فرايند تاراپوتو و فرايند كشورهاي خاور نزديك تهيه گرديده است . تعداد و نوع معيارهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي تقريباً براي همه مناطق اكولوژيكي جهان يكسان است . اما تنوع و تعداد شاخص هاي آنها در مقايسه با يكديگر متفاوت هستند . شاخص ها ماهيتاً كمي, كيفي و حتي تشريحي هستند و با تناوب مختلف (يكساله- پنج ساله و غيره) در سطح ملي مورد اندازه گيري منظم قرار مي گيرند كه به پايش و ارزيابي جنگلداري پايدار منجر ميگردد. پايش و ارزيابي معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار هم به تصميم گيران, برنامه ريزيان و سياستگذاران ملي و بخش جنگلداري و غيره كمك مي نمايد كه در جهت رسيدن به جنگلداري پايدار بطور صحيح قدم بردارند. زيرا جنگلداري پايدار در نهايت ضامن توسعه پايدار در اكثر كشورها محسوب مي شود . تعريف دقيق جنگلداري پايدار در سطح ملي يك امر مشكلي محسوب ميشود, به همين جهت فعلاً كليه ابتكارات و فرايندهاي جنگل در سطح جهاني براي جنگلداري پايدار بر روي هفت معيار ذيل اتفاق نظر دارند كه اين معيارهاي انتخاب شده نياز به تشريح و توضيح بيشتري دارند .

معيارهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي



1- وسعت منابع جنگلي Extent of forest resources
معيار وسعت منابع جنگلي يك آرزو و آرمان براي كليه كشورها است . بطوريكه همگان خواستار جنگل و منابع جنگلي از جمله درختان خارج از جنگل در سطح وسيع به منظور تأمين نيازهاي اجتماعي, اقتصادي و زيست محيطي هستند . حتي بعضي از كشورها و جوامع آرزوي داشتن جنگلهاي خاصي براي اهداف ويژه از جمله نقش هاي حفاظتي آن مي باشند . به همين خاطر كليه كشورها خواستار كاهش جنگلزدائي, تخريب جنگل و احياء جنگلهاي مخروبه مي باشند . هر چه وسعت منابع جنگلي و درختان خارج از جنگل بيشتر باشد توليدات جنگل, خدمات جنگل, ميزان ترسيب كربن و تنوع زيستي بالاتر خواهد بود . بنابراين براي رسيدن به جنگلداري پايدرا بايد اين منابع حفظ و احياء شوند .

2- تنوع زيستي Biological diversity
معيار تنوع زيستي در ارتباط با حفظ و مديريت تنوع زيستي در اكوسيستم هاي جنگلي است . بطوريكه بايد تنوع زيستي در سطح تنوع گونه اي, تنوع ژني و تنوع اكوسيستم ها حفظ شوند . بر طبق اين معيار حتي بايد اكوسيستم هاي حساس هم در مناطق حفاظت شده مورد حمايت و نگهداري قرار گيرند تا ميزان تنوع زيستي در سطح و ميزان بالاتري حفظ و بتوان در شرايط فعلي يا آينده از ارزش هاي تنوع زيستي استفاده بعمل آورد . البته بايد توجه نمود كه اصلاح جنگل از نظر ژنتيكي يك وسيله مناسب براي بالابردن ميزان توليد آن است كه مواد اوليه لازم آن را ميتوان از همان جنگلهاي طبيعي بدست آورد .

3- سلامتي و زنده ماني جنگل Forest health and vitality
براساس معيار سلامتي و زنده ماني جنگلهاي موجود, مديريت جنگل بايد بصورتي انجام شود كه خطر عوامل تخريب از قبيل آتش سوزي جنگل, آلاينده ها در هوا, طوفان ها, گونه هاي مهاجم, آفات و امراض و غيره افزايش نيابند . اين عوامل تخريب ميتواند بر روي ابعاد و نقش هاي اجتماعي, اقتصادي و زيست محيطي جنگلها اثرات منفي داشته باشند .

4- عملكرد توليدي منابع جنگلي (Productive functions of forest resources)
جنگلها و درختان خارج از جنگل انواع كالاهاي چوبي و غيرچوبي توليد ميكنند . نگرش و خواست اكثر ذينفعان خصوصاً بخش جنگلداري اين است كه جنگلها در حد بالايي از توان توليدي خود با كيفيت و ارزش زياد حفظ و مديريت شوند تا همزمان نه تنها نيازهاي فعلي بلكه نيازهاي نسل هاي آينده را بطور پايدار تضمين گردد .

5- عملكردهاي حفاظتي منابع جنگلي(Photective functions of forest resources)
اين معيار اثرات تعديل كننده جنگل و درختان خارج از جنگل بر روي خاك, هيدرولوژي و سيستم هاي آبي را مورد توجه قرار ميدهد كه شامل توليد آب پاك بوسيله جنگلها و درختان خارج از جنگل براي انسانها, وجود ماهيان سالم، كاهش خطر يا تأثير بر سيل, بهمن, فرسايش و خشكي ميگردد. نقش و عملكرد حفاظتي جنگلها و منابع جنگلي به حفظ ساير اكوسيستم ها هم كمك مي نمايد . به همين جهت اين نقش منابع جنگلي جنبه فرابخشي دارد و براي بخش كشاورزي و زندگي روزمره مناطق روستائي سودمند است . در سراسر جهان شواهد زيادي دال بر سودمندي جنگل براي ساير بخشها وجود دارد .

6- عملكردهاي اقتصادي- اجتماعي Socio-Economic-functions
معيار عملكردهاي اقتصادي- اجتماعي منابع جنگلي به نقش و سهم جنگل ودرختان خارج از جنگل در اقتصاد ملي كشورها بعنوان مثال ايجاد اشتغال, ارزشي افزوده كالاهاي چوبي و غيرچوبي از جنگلها, انرژي، تجارت و سرمايه گذاري در بخش جنگلداري توجه دارد . اين معيار به اهميت منابع جنگلي در حفظ رويشگاهها و چشم انداز كه ارزش هاي فرهنگي, معنوي, تفرجي دارند و همچنين مالكيت زمين, سيستم هاي مديريتي جوامع بومي, محلي و دانش بومي را مورد توجه قرار مي دهد .

7- چارچوب قانوني, سياسي و تشكيلاتي Legal,policy and institutional frame word
موضوع اين معيار ترتيبات و وضعيت قوانين, سياست و تشكيلات بخش جنگلداري است كه بايد شش معيار قبلي را مورد حمايت قرار دهد . از طرفي اين معيار مسئله تصميم گيري مشاركتي, حكميت, تقويت قوانين جنگل و پايش و ارزيابي را در بر مي گيرد . همچنين جنبه هاي وسيع اجتماعي جنگلداري از قبيل استفاده خوب و با رعايت عدالت اجتماعي از منابع جنگلي, تحقيقات علمي, آموزش جنگلداري, زيرساختها, انتقال تكنولوژي, ظرفيت سازي, اطلاع رساني و ارتباطات در اين معيار بررسي مي شوند .



شاخص ها Indicators
شاخص ها معمولاً جنبه هاي كمي و يا وضعيت كيفي معيارها را اندازه گيري يا بررسي مي كنند . شاخص ها متغيرهائي هستند كه براي ارزيابي جنگلداري پايدار اهميت فراوان دارند و از طرفي اندازه گيري يا بررسي آنها آسان و كم هزينه است . تغييرات شاخص ها در طول زمان مورد اندازه گيري, پايش و ارزيابي قرار مي گيرند و نشاهنده جهت گيري و روندهاي موجود در زمينه جنگلداري ميباشند . شاخص ها ميزان انحراف يا نزديكي به طرف حالت ايده ال يا جنگلداري پايدار را مشخص مي كنند . بايد توجه نمود كه ارزش كليه شاخص ها برعكس معيارها نسبت به همديگر يكسان نيستند . ولي بطور كلي شاخص ها بايد خصوصياتي از قبيل شفافيت, انعطاف پذيري, امكانپذير بودن از نظر عملي‌, قابل اجرا بودن, محدوديت هاي كشوري, سازگار بودن و قابل انعطاف بودن با شرايط اقتصادي, اجتماعي, سياسي و اكولوژيكي هر كشور را داشته باشند . هر چه تعداد شاخص هاي انتخاب شده بيشتر باشد امكان اجرا و پياده كردن آنها مشكلتر و پرهزينه خواهد بود .

پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار
ايران عضو كميسيون جنگلداري خاور نزديك است و براي جنگلداري پايدار در خاور نزديك 7 معيار و 67 شاخص تعيين شده است كه توسط كشورهاي منطقه پياده مي گردند .
پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در سطح ملي يك اقدام فرابخشي با مديريت و هدايت بخش جنگلداري است . از آنجائيكه شاخص ها متنوع و گاهي در حيطه و شرح وظايف خارج از بخش جنگلداري از قبيل مؤسسه تحقيقات جنگل, مراكز آموزشي و محيط زيست ميباشند به همين جهت همكاري و مشاركت آنها و كليه ذينفعان در پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار الزامي است . لازم به ذكر است كه در شرايط كنوني در ايران آمار و اطلاعات در مورد بعضي از شاخص هاي جنگلداري پايدار موجود هستند ولي بعضي از اطلاعات خام ميباشند كه بايد پردازش شوند . ضمناً براي اندازه گيري تعدادي از شاخص ها نياز به مطالعه, بررسي و حتي تحقيقات ميباشد . تعدادي از شاخص ها هم با شرايط ايران مناسب نيستند و نيازي به بررسي و اندازه گيري ندارند

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 16:48 توسط Moein |



گروهي از فعالان محيط زيست در دو کشور مالزي و اندونزي در بيانيه يي تهديد کرده اند که حمايت از اجراي طرح افزايش بهره برداري از درختان نخل اين کشورها، با هدف افزايش حجم صادرات روغن نخل را متوقف خواهند کرد. به عقيده آنها افزايش بهره برداري از جنگل هاي استوايي دو کشور مالزي و اندونزي به شدت به اکوسيستم اين منطقه آسيب مي رساند.

گروه دوستداران زمين کشور مالزي و اندونزي به دولت هاي اين دو کشور هشدار داده اند که هر چه زودتر برنامه افزايش بهره برداري از جنگل هاي استوايي اين دو کشور را متوقف کنند. به نظر دوستداران زمين، هدف اصلي اين طرح افزايش توليد روغن نخل نيست.

گردهمايي هفته آتي سران کشورهاي اندونزي و مالزي در کوالالامپور نشان داد هدف اصلي از افزايش بهره برداري از جنگل هاي استوايي اين دو کشور، راهي براي کاهش نياز به انرژي است.

شنيده ها حاکي از آن است که اين دو کشور تلاش مي کنند تا با پيوستن انگليس به اين طرح، اجراي اين طرح را حتمي کنند. به نظر مي رسد به دليل عدم حضور فعالان محيط زيست به ويژه گروه دوستداران زمين دو کشور مالزي و اندونزي در اين نشست، طرح افزايش بهره برداري از درختان نخل جنگل هاي استوايي اين دو کشور با شکست روبه رو شود.

ادي متواز سرپرست يکي از گروه هاي فعال محيط زيست معتقد است نشست هفته آتي اين دو کشور براي وضع قوانين جديد براي جلوگيري از آسيب به محيط زيست و اکوسيستم جنگل هاي استوايي نيست. در حقيقت مالزي و اندونزي بدون توجه به آسيب هايي که به منابع زيست محيطي وارد مي کنند، طرح افزايش بهره برداري از درختان نخل جنگل هاي استوايي را به اجرا مي گذارند. وي در ادامه مي گويد؛ «اگر کناره گيري گروه هاي فعال محيط زيست به ويژه گروه دوستداران زمين نتواند مانع از اجراي اين طرح شود، طي يک يا حداکثر دو سال آينده، آسيب هاي شديدي به جنگل هاي استوايي اندونزي و مالزي وارد خواهد شد. به همين دليل بايد تلاش کرد تا با کناره گيري گروه هاي فعال محيط زيست، طرح به اجرا درنيايد.»

آمارها نشان مي دهد اندونزي و مالزي مالک 4 درصد از جنگل هاي استوايي جهان هستند که نزديک به 85 درصد از پوشش گياهي اين جنگل ها را درختان نخل تشکيل مي دهد. هر چند هر دو کشور قوانين مدوني براي جلوگيري از آسيب به جنگل هاي استوايي دارند، اما فعالان محيط زيست معتقدند اجراي اين طرح خط بطلاني بر همه اين قوانين است.

توسعه يا تخريب

آمارها نشان مي دهد کشور مالزي حدود 3/19 ميليون هکتار جنگل استوايي دارد که غالب اين جنگل ها غني از زغال سنگ نارس (تورب) و درخت کرنا هستند که 78 درصد از آن قابل بهره برداري براي توليد محصولات مختلف است. بخش عمده يي از اين جنگل ها در جزيره برونئي قرار دارند که مالزي و اندونزي به طور مشترک مالک اين منابع غني هستند. علاوه بر ويژگي هاي اقتصادي اين جنگل ها، وجود ديگر گونه هاي گياهي و حيواني مانند اوارانگوتان را مي توان از ديگر امتيازات و ويژگي هاي اين جنگل ها دانست.

بررسي ها نشان مي دهد بالاترين حجم بهره برداري از درختان نخل در استان ساراواک در جزيره برونئي است. اين برداشت مستقيماً تحت کنترل کشور مالزي است. پژوهش هاي فعالان محيط زيست در استان ساراواک نشان مي دهد طي 5 تا 10 سال آينده، هجوم شرکت هاي توليد و صادرکننده روغن نخل به حدي خواهد رسيد که جنگل هاي غني از درختان نخل به شدت آسيب خواهند ديد.

افزايش بهاي روغن نخل نيز يکي ديگر از عوامل تاثيرگذار روي افزايش بهره برداري از منابع جنگلي غني از درختان نخل است. به اين معني که کشور مالزي قصد دارد تا 4 ميليون هکتار به زمين هاي زيرکشت درختان نخل خود بيفزايد. در حال حاضر بهره برداري از يک ميليون هکتار از جنگل هاي غني از درختان نخل جزيره برونئي متعلق به کشور مالزي است.

کشور اندونزي نيز از اين قافله عقب نمانده است. در حال حاضر اندونزي صاحب شش ميليون هکتار از منابع جنگلي غني از درختان نخل است، اما اين کشور قرار است با افزودن سالانه 300 هزار هکتار به اين مقدار، حجم اين منابع جنگلي را چند برابر کند.

بررسي هاي جديد نشان مي دهد اين دو کشور قصد دارند با از بين بردن درختان کرنا، به بهانه تاثير آنها بر افزايش دماي زمين، درختان نخل را جايگزين کنند. اما فعالان محيط زيست معتقدند با حذف درختان کرنا از اکوسيستم جنگل هاي استوايي دو کشور مالزي و اندونزي، نه تنها ميزان دي اکسيد کربن از حالت تعادل خارج خواهد شد بلکه تنوع زيستي گونه هاي گياهي اکوسيستم جنگلي نيز به شدت آسيب خواهد ديد. به اين ترتيب فعالان محيط زيست در تلاش هستند با جلوگيري از اجراي طرح افزايش بهره برداري از درختان نخل جنگل هاي استوايي دو کشور مالزي و اندونزي، محيط زيست اين دو کشور را از آسيب محافظت کنند.

www.reuters.com
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 15:37 توسط Moein |

زنده ياد ساعي اولين استاد علم جنگل شناسي در دانشگاه تهران بود. او اولين کتاب و اثر علمي خود درباره «جنگل هاي کشور» را در دو جلد به رشته تحرير درآورد که به تصديق استادان و متخصصان فن هنوز يکي از منابع مستند و معتبر در رشته جنگل شناسي به شمار مي رود. زنده ياد ساعي براي شناسايي و طبقه بندي جنگل هاي ايران مسافرت هاي پي در پي علمي به نقاط مختلف کشور انجام داد و مساحت جنگل هاي ايران را در آن زمان 18 ميليون هکتار ارزيابي کرد (مساحت جنگل هاي کنوني به 12 ميليون هکتار تقليل يافته است) و شمار بسياري مقاله درباره جنگل هاي ايران در مجلات داخلي و خارجي به چاپ رسانيد. استعداد شگرف، دانش عميق در جنگل، مهندسي و رياضيات، ادب و هوش سرشار دکتر ساعي به او شخصيت بين المللي داده بود به طوري که در همان سال هاي تحصيل در فرانسه به دليل موفقيت هاي کم نظيري که کسب کرده بود، مجله معروف علمي تخصصي Revuedubios با چاپ عکس و زندگينامه ساعي او را به عنوان يکي از نوابغ و نوادر علمي معرفي کرد. در واقع او اولين کسي است که براي جنگل کاري و توسعه فضاي سبز در تهران گام هاي موثر برداشت. پارک ساعي تهران و چنارهاي رشيد و سر به فلک کشيده خيابان ولي عصر يادگار فراموش نشدني و آثار ماندگار اين بزرگمرد ميدان علم و عمل است. او معتقد بود تا چند سال آينده مناطق مسکوني و صنعتي توسعه يافته و درختان به عنوان ريه هاي شهر هاي آلوده باقي مي ماند.زنده ياد کريم ساعي در سال 1289 در شهر مشهد به دنيا آمد. در سال 1310 با درجه مهندسي از دانشکده فلاحت فارغ التحصيل شد. براي ادامه تحصيل به همراه اولين گروه دانشجويان ايراني راهي کشور فرانسه شد و در کنکور انستيتو اگرونوميک پاريس که از مراکز معروف و معتبر علمي جهان است قبول شده، دوره چهار ساله انستيتو را هم با همان درخشندگي و درجه ممتاز به پايان برد و از همان جا به امريکا اعزام شد. دوره مهندسي جنگل را در دانشگاه برکلي ايالت کاليفرنيا به اتمام رسانيد و به اخذ درجه فوق ليسانس نائل آمد و سرانجام در سال 1316 با کوله باري از دانش، تجربه و عشق به وطن مراجعه کرد. اولين تشکيلات منسجم جنگل باني ايران توسط استاد ساعي پايه گذاري شد و در سايه جديت و پيگيري هاي مستمر ايشان و تني چند از همکارانش تشکيلات جنگل باني با سازماندهي جديد گسترش و صورت موسسه يي با مقررات بازرگاني پيدا کرد. اين استاد بزرگوار که همواره به تحقيق و تفحص مشغول بود سرانجام حين انجام يک ماموريت علمي در روز چهارم دي ماه 1331 هنگام بازگشت از سفر شيراز بر اثر سانحه سقوط هواپيما دعوت حق را لبيک گفت و به وصيت خودش در دانشکده منابع طبيعي دانشگاه تهران که همان جا روزگاري داشتند و روزگاري مدرس بود به خاک سپرده شد.بدون ترديد نام بلند آوازه اين استاد بزرگ، محقق کم نظير و مدير مدبر به خاطر علم و جهاد و کوشش و ايثار و خدمات برجسته علمي و فرهنگي و سازندگي براي همه دوران ها و نسل هاي اين سرزمين همچون ستاره يي درخشان بر تارک تاريخ علوم منابع طبيعي ايران تابناک خواهد ماند.

نامش زنده و راهش پر رهرو باد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 15:4 توسط Moein |

                                 

نويسنده : مريم کريمپورـ عضو هیات علمی گروه محیط زیست دانشگاه چمران اهواز

اکوتوريسم بيش از تاسيسات رفاهي و اقامتي به منابع انساني نياز دارد به همين دليل نيازي به جذب سرمايه گذاري هاي سنگين ندارد و مي تواند فرصت هاي شغلي فراواني ايجاد کند. اکوتوريسم در برنامه ريزي توسعه ملي توريسم در ايران نقشي محوري داشته و با توجه به اهميت اين شاخه از صنعت گردشگري، تدوين طرح هاي جديد براي جذب گردشگران طبيعت گرد از نيازهاي اصلي اين صنعت به شمار مي رود. اکوتوريسم در ايران که به عنوان يکي از پنج کشور برخوردار از بيشترين تنوع اقليمي در جهان ( يکي از 10 کشور تاريخي و فرهنگي) و يکي از ذخيره گاه هاي متنوع زيستي کره زمين است از مزيت نسبي افزون تري نسبت به ديگر شاخه هاي توريسم برخوردار است. توريسم فرهنگي و تاريخي، با آنکه تا کنون به طور غالب نقش محوري در صنعت توريسم ايران داشته و داراي مزيت هاي فراوان و غيرقابل جايگزين است، اما از بازار محدودتري نسبت به ديگر شاخه  هاي توريسم برخوردار است و بسترسازي براي جذب گردشگران طبيعت گرد مي تواند در رونق سريعتر اين صنعت در کشور نقش بسزايي را ايفا کند. توريسم فرهنگي عمدتا اقشار نخبه و متخصص جامعه ( مانند باستان شناسان و ...) را به خود جذب مي  کند و مخاطبان عام تري ندارد. توريسم تفريحي، شاخه ديگري از بازار بزرگ توريسم در جهان است که بنا به ملاحظات اخلاقي، اجتماعي، مذهبي و سياسي در ايران قابليت رشد ندارد و بسياري از آنچه که به عنوان پيامدهاي منفي توسعه توريسم از آن ياد مي شود مربوط به اين شاخه از توريسم است. اما اکوتوريست ها، همچون توريست هاي فرهنگي، اغلب توريست هايي هستند که در مقابل هنجارهاي اجتماعي و مذهبي کشور ميزبان قرار نگرفته بلکه آنها را رعايت مي کنند. از نگاه ديگر، توسعه اکوتوريسم نيازمند سرمايه گذاري گسترده براي امکانات زيربنايي مثل هتل و جاده نيست. اکوتوريسم بيش از تاسيسات رفاهي و اقامتي نياز به منابع انساني دارد به همين دليل شايد نيازي به جذب سرمايه گذاري هاي سنگين نداشته باشد در حالي که از سوي ديگر مي تواند با ايجاد حجم انبوه تري از فرصت هاي شغلي، منافع آن را به طور مستقيم متوجه مردم بومي و اقشار تهيدست جامعه سازد. همچنين اکوتوريسم از بنيان هاي توسعه پايدار جوامع و راهي براي حفظ چشم اندازها و ذخاير طبيعي است. اکوتوريست ها عموما داراي گرايش زيست محيطي هستند و مي توانند نقش موثري در پالايش آلودگي ها، حفاظت محيط زيست و تبليغ و گسترش فرهنگ زيست محيطي در بين مردم داشته باشند. با گسترش اکوتوريسم امکانات ايجاد کاربري اقتصادي براي چشم اندازهاي طبيعي و درنتيجه تامين اعتبارات لازم در جهت حفظ آنها فراهم مي شود. مجموعه گسترده اي از منابع طبيعي و فرهنگي با ارزش، داشته  هاي اکوتوريسم ايران را تشکيل مي دهند که متاسفانه بسياري از آنها پراکنده و ثبت نشده است و کمتر مستنداتي نظير گزارش،  عکس و فيلم هاي قابل ارائه و استاندارد درباره آنها موجود است. اين داشته ها طيف متنوعي از چشم اندازها و آثار و ذخاير طبيعي را شامل مي شود. بررسي جغرافياي طبيعي ايران و همچنين امکان سنجي هر کدام از جاذبه هاي اکوتوريستي قابل سرمايه گذاري در کشور، حاکي از آن است که اکوتوريسم در ايران يک منبع اقتصادي کم نظير و بسيار مستعد اما متاسفانه رها شده به حال خود است. ايران يکي از پنج کشور بهره مند از تنوع زيستي کامل ( داشتن چهارفصل و زيست گونه هاي اصلي گياهي و جانوري) به شمار مي آيد و افزون بر اين وجود بزرگترين درياچه جهان در شمال کشور، خط ساحلي هزار و 200 کيلومتري با خليج فارس، وجود 50 درياچه در داخل کشور که از ميان آنها 18 درياچه در شمار درياچه هاي کنوانسيون بين المللي رامسر قرار دارند و نيز درياچه اروميه به عنوان يکي از 59 ذخاير زيستي کره زمين شناخته شده است. وجود بازمانده هاي جنگل هاي هيرکاني در شمال غرب مازندران که مربوط به 10 هزار سال پيش است (بر اساس برخي مستندات از کرانه  هاي مديترانه تا خراسان بزرگ يا افغانستان کنوني را در بر مي گرفته که بعد از آخرين دوره يخبندان از بين رفته است. جنگل هاي کنوني اروپا بعد از اين دوره ساخته شده است)، بيابان ها و کويرهاي ايران با مناظر بديع، وهم انگيز و بي همتا مانند کلوت ها در حاشيه غربي بيابان لوت که به بزرگترين شهر کلوخي جهان مشهور است، تالاب هاي بين المللي ( مانند شبه جزيره ميانکاله و خليج گرگان ، درياچه پريشان در فارس و ...) غارها، آبشارها، چشمه  هاي آب معدني، روستاهايي با جاذبه هاي ويژه مانند کندوان، ماسوله و روستاي سرآقاسيد (در چهارمحال بختياري) و بالاخره مردم شناسي ايران، اقوام گوناگون با فرهنگ هاي خاص شعر و موسيقي و آداب و سنن و ... کوچ نشينان و جوامع ايلي همه و همه از جاذبه ها و ظرفيت هاي بي نظير اکوتوريسم در ايران و برخي از آنها از قطب هاي بين المللي اکوتوريسم در جهان، به شمار مي روند. علاوه بر موارد ياد شده، مناطق حفاظت شده، پارک هاي ملي، پناهگاه هاي حيات وحش و آثار ملي طبيعي کشور جز» جاذبه هاي اکوتوريستي ايران هستند.
پارک ملي گلستان 
اين پارک در استان گلستان و خراسان و سمنان با جنگل هاي انبوه، زيستگاه بسياري از گونه  هاي کم نظير گياهي و جانوري است است. اين پارک از معدود مناطقي است که با نامدارترين پارک هاي ملي مشابه خود در دنيا برابري مي کند. اين منطقه شناخته شده جهاني که از عنوان بين المللي ذخيره گاه زيست کره نيز برخوردار است تقريبا از تمام معيارهاي لازم براي احراز عنوان پارک ملي و ساير عناوين جهاني برخوردار بوده و کاملا با تعريف جامع و کلاسيک اتحاديه بين المللي حفاظت از طبيعت و منابع زنده همخواني دارد.
پارک ملي کوير
پارک ملي کوير با چشم اندازهايي نظير درياچه نمک، سياه کوه و کارونسراهايي چون قصربهرام و عين الرشيد نيز محل زيست گونه هايي همچون يوزپلنگ آسيايي و ببر است و يکي از زيباترين عرصه هاي طبيعي کشور.
سوسن چلچراغ
سوسن چلچراغ يکي از گل هاي زيباي ايراني است که اثر ملي محسوب شده و در روستاي داماش گيلان مي رويد. اين گل نوعي ليليوم است که در دنيا همتا ندارد. چشمه هاي گل فشان در سيستان و بلوچستان، جنگل هاي حرا، (در قشم پديده اي بي نظير است که در آن انبوهي از درختان با جزر و مد آب به زير آب فرو رفته و و ديگر بار سر بر مي آورند.)، منطقه حفاظت شده گنو در هرمزگان،  پناهگاه حيات وحش شبه جزيره ميانکاله در مازندران،  منطقه حفاظت شده گاندو در سيستان و بلوچستان از ديگر جاذبه هاي اکوتوريستي ايران هستند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 3:47 توسط Moein |

محققان و دانشمندان اعلام کردند اين امکان وجود دارد که جنگل ها در کاهش انتشار گازهاي گلخانه يي اثربخش نباشند، به گزارش ايسنا به نقل از شبکه خبري بي بي سي، سازمان بين المللي تحقيقات جنگل ها و مراتع طي بيانيه يي اعلام کرد؛ اين امکان وجود دارد که جنگل ها در کاهش انتشار گازهاي گلخانه يي نقشي نداشته باشند و حتي باعث بروز تغييرات جوي نيز شوند. در اين بيانيه همچنين آمده است؛ جنگل ها مقادير بسيار زيادي کربن منتشر مي کنند که اين مقدار مي تواند دماي هوا را تا 5/2 درجه سانتيگراد بالا ببرد . اين تحقيق که توسط 35 دانشمند جنگل شناس به انجام رسيده، مشخص مي کند جنگل ها دماي هوا را با انتشار دي اکسيد کربن افزايش مي دهند. پروفسور «آندره فيشلين» يکي از محققان اين پروژه تحقيقاتي گفت؛ ما در گذشته کاملاً مطمئن بوديم که جنگل ها و درختان موجود در آنها در تصفيه هوا و جلوگيري از افزايش گرماي کره زمين نقش دارند، اما با اين يافته هاي جديد، تمامي اطلاعات ما دگرگون شده است. وي افزود؛ با توجه به افزايش دماي هوا که طي چند دهه اخير نيز با روند رو به رشدي مواجه بوده، امکان اين مساله وجود دارد که جنگل ها به «قاتلين زمين» بدل شوند چرا که گرم شدن هوا، آتش سوزي در جنگل ها را در پي دارد که اين مساله باعث انتشار کربن موجود درون درختان مي شود. اين در حالي است که بر اساس معاهده بين المللي تغييرات جوي سازمان ملل متحد، جنگل ها جزء مناطق تحت پوشش اين سازمان قرار داشته و تخريب آنها غير قانوني است. انتشار گازهاي گلخانه يي به ويژه کربن، علاوه بر افزايش دماي هوا، باعث بروز خشکسالي، تغييرات جوي ناخوشايند و از بين رفتن گونه هاي زيستي جانوري مي شود.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 3:17 توسط Moein |

لستر براون

ترجمه و تلخيص؛ ميترا اسدنيا

با توجه به خسارت هاي سنگين اقتصادي ناشي از جنگل تراشي طي سال هاي گذشته، چندي است که مقامات چين، تايلند و فيليپين از سود اقتصادي قطع و صدور درختان صرف نظر کرده اند.

به گزارش موسسه سياست زمين، در پي بروز سيل هاي مهيب مخرب و زيان مالي ناشي از اين سيلاب ها پس از نابودي جنگل در منطقه اطراف رود يانگ تسه، برآورد خسارت هاي اقتصادي اين اقدامات، مقامات چين را واداشت از سود اقتصادي قطع و صدور درختان صرف نظر کنند. بر اين اساس دولت چين از اين پس اعمال مقررات شديد ممنوعيت قطع درختان را جايگزين برنامه هاي درختکاري مي کند. به گزارش سبزپرس، «لستر براون»يک متخصص محيط زيست در اين زمينه يادآور شده است که هرچند ممنوعيت قطع درختان احتمالاً در عمل اقدامي ناموفق مي نمايد اما عوارض و واقعيت هاي زيست محيطي مشخصي سبب شده است سه کشور تايلند، فيليپين و چين ناگزير به اعمال کامل يا موردي ممنوعيت قطع درختان در اين سه کشور شوند.

به گفته وي در هر سه مورد سيلاب هاي مهيبي از گل هاي لغزان که بر اثر قطع درختان منطقه سرازير شد، سبب انصراف مقامات دولتي از منافع قطع و صدور درختان شدند. طبق همين گزارش زيان هاي ناشي از حرکت سيلي که هفته ها بي وقفه ادامه داشت و تمام حوزه رودخانه يانگ تسه را درنورديد، توجه پکن را به اين نکته جلب کرد که وقتي سياستي را در بهره برداري از جنگل ها اعمال مي کنند، نه تنها منافع افراد و گروه هاي کوچک بلکه منافع يا عوارض اقتصادي جنگل تراشي را در يک کليت وسيع مد نظر قرار دهند.

اين رويکرد به سادگي سبب شد پکن صرفه اقتصادي چنداني در ادامه برنامه هاي جنگل تراشي و صدور درختان نبيند. نکته مهم آن است که اکنون مقامات چين مي گويند منافع اقتصادي حاصل از خدمات کنترل سيلاب که درختان در منطقه ارائه مي کنند به ميزان سه برابر بيشتر از قطع درختان براي هر مصرف ديگر است.

با در نظر گرفتن اين نکته، پکن در رويکردي غيرمنتظره، افراد و گروه هاي قطع درختان را به کاشت مجدد درختان واداشت.

نکته مهم آن است که کشورهاي ديگري چون تايلند و فيليپين نيز که در اقدام مشابهي از منافع اقتصادي حاصل از قطع و مصرف درختان چشم پوشي کرده اند، پيشتر با خسارت هاي زيست محيطي ناشي از نابودي جنگل ها نظير سيلاب و رانش زمين مواجه شده بودند.

بي توجهي به عوارض همه جانبه قطع درختان و توجه صرف به منافع آني براي گروه هاي کوچک، علاوه بر اين زيان هاي بزرگ زيست محيطي، زيان هاي هنگفتي نيز به اقتصاد اين کشورها تحميل کرده که آثار نامتجانسي بر زندگي بيشتر جماعت هاي فقير و بومي که عمدتاً وابستگي شديدي به گياهان و اکوسيستم هاي طبيعي دارند، داشته است. از آنجا که جنگل تراشي در سرزمين هاي محل اقامت گروه هاي قومي اغلب با معيشت اين بوميان ارتباط مستقيم دارد، اين وضعيت سبب شده حتي اين افراد نيز بدون اينکه درباره سرنوشت سرزمين هايشان از آنها نظرخواهي شود، غالباً به زور و اجبار وادار به کار يا تامين امکانات براي نابودکنندگان درختان شوند. در بخش ديگر زمين نيز شرايط مشابهي در اقتصاد اين کشورها قابل مشاهده است. اگر کاهش جنگل هاي آمازون در برزيل همچنان ادامه يابد اين وضعيت ممکن است به کاهش ميزان رطوبت تا حد خشک شدن کامل هوا در منطقه ادامه يابد و اين به معني مستعد شدن منطقه در برابر خطر آتش سوزي و تشديد روند نابودي جنگل هاست. اگر جنگل هاي آمازون به همين سرعت ناپديد شوند طبيعتاً بياباني بزرگ جايگزين آن خواهد شد و ظرفيت جنگل هاي باراني در چرخه آب و حفاظت از منابع آب براي مصرف در کشاورزي و... به کلي از دست خواهد رفت. از اين منظر کاملاً روشن است که بروز يک بلاي عظيم زيست محيطي در سطح منطقه چگونه مي تواند به يک فاجعه اقتصادي مسلم مبدل شود زيرا با سوختن جنگل هاي آمازون ميلياردها تن کربن به اتمسفر راه خواهد يافت که اين امر گرمايش زمين را به شدت تشديد خواهد کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 3:15 توسط Moein |

نویسنده: نرسی نصیرآبادی(بیولوژیست)

دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- دانشکده پزشکی- گروه میکروبشناسی

 

جنگلهای دریایی مانگرو، پوشش گیاهی غالب مردابهای گرمسیری رادراراضی بین جزرومدی تشکیل می دهند.این رویشهای ساحلی که یک اکوسیستم انتقالی بین خشکی و دریا را ایجاد میکنند،از نظر خصوصیات ساختمانی، نیازمندیهاو توانهای اکولوژیک، نحوه تجدیدحیات و جانوران وابسته به زنجیره غذایی خود،از اجتماعات گیاهی مستقر در خشکی جدا می شوند.محدود بودن گونه ها ،مساحتکم و همچنین ارزشهای زیستگاهی انها که پشتیبانی برای زنجیره غذایی دریا میباشد،یلعث گردیده این تشکیلات گیاهی که هنگام مد کاملا" در تسلط آب قرار دارند درردیف مناطق حساس ساحلی یا منطقه حفاظت شده درآیند .فلور اصلی جنگلهای مانگرو راتنها 63 گونه تشکیل می دهند که این تعداد با حدود 40 گونه علفی همراهی میشوند.جدول شماره(1)تمامی گونه های موجود در جنگلهای مانگرو جهان را فهرست نموده است.دراین جدول گیاهان جنگلهای مانگرو در دو گروه عمده،گون های اصلی و گونه های همراه مشخص گردیده اند.دراین بین مهمترین خانواده های مانگرو عبارتنداز:

Rhizophoraceae,Avicenniaceae,Meliaceae,Sonneratiaceae,Combertaceae که بیشترین جنسها و گون های مانگروهای جهان رادرخود جای داده اند.رویشهای مانگرو با مساحتی بالغ بر 16 میلیون هکتار ،پوشش درختی غالب در اکوسیستمهای ساحلی رادرناحیه بین جزرومدی 65 کشور گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان شامل میشوند.

جدول شماره(1) فهرست کشورهای مزبورکه دارای تنوع گونه ای مانگرو دریایی رادارندرانشان می دهد.همچنین در جدول شماره(2) جامعه پوششی مانگروهای خلیج فارس را نشان میدهد. با توجه به مطالعات صورت پذیرفته IUCN کشورهای پاکستان،هندوستان،تایلند،مالزی،مکزیک،پاناما،کاستاریکا از مانگروهای خود استفاده درمانی می کنندکه دراین بین تنها سنگال بهروری انبوه دارد.

مقاله حاضر جهت بررسی جایگاه مهم اکولوژی و خواص درمانی آین درختان دریایی درمناطق جزرومدی خلیج فارس ودریای عمان انجام گرفت.

 

گونه های مختلف طبی درختان دریایی مانگرو  :

 از بین گونه های مختلف مانگروهای مختلف دردنیا گونه های ذیل استفاده های طبی دارند که مختصرا" عبارتنداز:

گونه های Acanthus ilicifolius,A.ebrateatus :

از میوه این دو درخت جهت پاکیزه نمودن خون و زخم بندی و رگها کاربرد پزشکی داشته و همچنین برگهای گیاهان فوق در تسکین دردهای روماتیسمی دارند.

 گونه Avicennia spp. :

از این درختان کلا" صمغ و روغن دانه گونه های مختلف جنس حرا جهت زخم معده و تومورها به کار می رود.همچنین پوست این گیاه جهت درمان انگلهای پوستی و زخمهای قانقاریایی استفاده می شود. همچنین به تازگی دردرمان سوختگیها بکار گرفته می شود.

 گونه Avicennia ofricana  :

پوست  این درخت در درمان انگلهای پوستی و زخمهای قانقاریایی استفاده پزشکی دارد.

 گونه Avicennia germinas  :

این درخت در درمان زخم معده،بواسیر،اسهال و تومورها کاربرد پزشکی دارد.

 

گونه های Bruguiera gymnorrhiza,B.sexangula :

میوه این دو درخت در چشم پزشکی مورد مصرف  دارد.

گونه های Cerbera manghas,C.odollam :

مالش دادن میوه این درختان در تسکین روماتیسم مصرف دارد.همچنین دانه این درختان حاوی روغن با خواص دارویی است.شیره این گیاه هم با داشتن ماده خاص اثر مسهلی دارد.

گونه Ceriops tagal :

عصاره پوست این درخت جهت متوقف نمودن خونریزی کاربرد پزشکی دارد.

گونه Excoecaria agallocah  :

شیره گیاه و چوب این درخت به عنوان مسهل مصرف پزشکی دارد.

گونه Heritiera littoralis   :

دانه های خرد شده این گونه دردرمان اسهال مورد استفاده قرار می گیرد.

گونه Lumnitzera spp.  :

جوشانده برگهای درختان این جنس در درمان برفک (Thrush) کاربرد پزشکی دارد.

 گونه Rhizophora mangle  :

پوست این درخت سرشار از تانن بوده لذا، جهت توقف خونریزی به کار می رود.همچنین به علت قابض بودن در رفع اسهالهای ساده موثر واقع می گردد.درافریقای غربی ازاین درخت دررفع التهابهای گردن و اسهال خونی استفاده درمانی می کنند.شیرابه سفت شده این گیاه هم در بعضی نقاط دنیا به صورت جویدن دررفع عوارض اسکوربوت مورد استفاده قرار می دهند.

 

جنگلهای مانگرو درمنطقه خلیج فارس ودریای عمان :

در مناطق جزرومدی سواحل یا Littoral خلیج فارس ودریای عمان در جوار شمالی ترین مدار پراکنش این گیاهان مساحتی حدودا" 20000 هکتار از سواحل سه استان ساحلی ایران را تحت پوشش اجتماعات مانگرو است.مناطق دارای جنگلهای دریایی مانگرودرهریک از استانهای ساحلی عبارتنداز :

الف) استان بوشهر :

1-       منطقه پوزه ماشه در حوالی روستای یله گونزه و مقابل جزیره ام الکرم

2-       خور بردستان،مجاور بندردیر

3-       خور گرم و پزم در خلیج نایبند

 

ب) استان هرمزگان  :

1-  خورخوران،مقابل ودر مجاور بندر خمیر واقع در شمالغرب جزیره قشم از مصب رودخانه مهران تا مقابل روستای طبل و لافت

2-  در حوزه کولغان درخورهای جلابی،حسن لنگی و مصب رودخانه شور

3-  درحوزه تیاب و کلاهی درخورهای مشدر،بهینه و کرگان

4-  درحوزه سیربک در خورهای نخل زیارت ،گارندوهو،زیارت ،کناری و کرتان

5-  درحوزه جاسک در خورهای گابریک ،جگین و مصب رودخانه های شهر نو ،سواحل روستای لاش ،یکدار،سورگان و همچنین در ماندابهای رودخانه کاشی

 

ج) استان سیستان و بلوچستان  :

در خلیج گواتر در مصب رودخانه باهوکلات دو گونه حرا(Avicennia marina) و چندل (Rhizophora mucronata)  تنها درختان مانگرو ایران می باشند.

گونه حرا(Avicennia marina) از تیره Avicenniaceae می باشد.جدول شماره 3 بیانگر جایگاه حرا رادرطبقه بندی گیاهان رانشان می دهد.جنس منحصر به فرد آن دارای یازده گونه و چند واریته است. این درخت که نسبت به سایر مانگروها بیشترین تحمل رادربرابر شوری دریا رادارد(شوری خلیج فارس 45-30 گرم برلیتر متغیرمی باشد) .گلهای زرد این درخت با شرایط موجود درخلیج فارس از اواسط اردیبهشت تا اواخر تیرماه ظاهر شده تا به تدریج تبدیل به میوه می شوند(تصویر 2 ). میوه بادامی شکل حرا معمولا" در نیمه اول شهریور به رسیدگی کامل و تولید دانه می رسد(تصویر شماره 2 ). تجزیه شاخ وبرگ حرا،میزان پروتئین آنرا معادل 8/10% ،چربی5/2% ،کلسیم 4/.%وفسفراین اندامهای درخت 13/.% تعیین نموده است.درختان حرا به سه صورت تولید مثل می نماید.اول تولید نشاء یا زنده زایی (Vivipary) ازخود گیاه برروی درخت،دوم ایجاد دانه وسوم هم ایجاد پاجوش از خود گیاه مادرمی گیرد(تصاویر 3و1).حراها فقط در جاهایی زیست می کند که دوراز اثرشدیدوکوبنده امواج دریاباشد،اولین شرط مناسب جهت رویش آنها مناطقی است که حرکات آب حداقل باشد.از طرف دیگر وجود چنین شرایط آرامی باعث میشود که رسوبات دانه ریز(عمدتا" ماسه ]رس وشنی)قادر به رسوب کردن برروی بستر این مناطق باشنددرنتیجه ،جمع شدن گل ولای در طول زمان در کف دریا بوده واز این جهت بستر باتلاقی حرایی (Mangrove swamps) معمولا" گلی است.در چنین بسترهایی دانه ریزی ،نفوذ اکسیژن بسیار کم بوده و درعمق خاک شرایط بی هوازی حاکم است وبدین خاطر ریشه ها جهت جذب اکسیژندرسطح قراردارندویادارای پنوماتوفور میباشند.ازانجا که دررسوبات دانه ریز مواد آلی به راحتی گرفتار می شوندلذا،بقایای پوسیده برگها وقطعات حرا به تدریج تبدیل به مواد آلی شده ودر داخل کف بستر انباشته میشوندکه درنتیجه میزان درصد مواد آلی رسوبات این منطقه بالارفته ودرنتیجه بستری مناسب جهت زیست انواع سخت پوستان کوچک ، لارو ماهیان ومیگوها بویژه گونه Penaeidae,Panulirus lobster گل خورک یا ماهی Mudskipper)) که از جنس Periophitalmus ،خرچنگها وغیره .. می شوند.عوامل محیطی محدود کننده ناحیه بندی حراها،دامنه جزرومداست.در مناطقی با حداقل دامنه جزرومدی،عرض پهنه جزرومدی نیز اندک گردیده وبالنتیجه رویش حراها نیز محدود می شود.از اینجهت متراکم ترین حراها در پهنه هایی می رویندکه دامنه جزرومد در آنها بسیار زیاد می باشد.

اکوسیستم جنگلهای دریایی حرا جهت صید آبزیان و حتی آبزی پروری وتعلیف دام وکاه وهمچنین سوخت روستایی بهره گرفته می شود.

فواید درمانی گونه حرا(Avicennia marina) :

براساس مطالعات انجام شده برروی اندامهای مختلف این درخت نتایج ذیل بدست آمده است که عبارتنداز:

با مصرف مقادیر کم پوست درخت،میزان ادرار افزایش می یابد.از محاسن بارز آن هیچگونه تاثیر سویی برروی قلب ندارد،ولی اگر بامقادیر زیاد به کار رود،ایجاد قی و عوارض دیگر نظیر سرددهای شدید میکند.

بررسیهاو مطالعات نشان داده که یرروی باسیل (Hansen) تاثیر قطعی داردومیتواند در مداوای بیماری جذام درصورتیکه در مراحل اولیه بیماری باشد تاثیر دارد.

بررسیهاو مطالعات نشان داده که برروی بیماری آبله موثر است.همچنین پوست درخت به عنوان قابض نیز مورد مصرف قرار دارد.درخت حرا دارای 17% تانن،11% نشاسته ویک ماده چرب ونوعی ماده رزینی به نام ماناوا(Manawa) ومقداری گلوکوزیدبوده که ماده اخیر در مجاورت مواد قلیایی ابتدا به رنگ قرمز گیلاسیوسپس زرد تبدیل شده که با اسیدها نیز رسوب می دهد.همچنین از پوست تنه این درخت ماده ای زردرنگ به نام لاپاکول(Lapachol) به دست آمده است که خواص مدر،قابض ،ضد جذام وضد آبله این گیاه رابه آن نسبت می دهند.

بررسیهاو مطالعات دیگر نشان داده که اندامهای مختلف این درخت دردرمان سوختگیها تاثیر مثبت دارد.

 

گونه درخت چندل (Rhizophora mucronata)  :

این درخت به تیره Rhizophoraceae یکی از معروفترین و پرتراکم ترین خانواده گیاهی مانگرو تعلق داشته که دارای 4 جنس و 16 گونه می باشد.پراکندگی این گونه سواحل گرمسیری آسیای شرقی وجنوبی،افریقاو استرالیا وآمریکا رادربرمی گیرد.درایران اجتماعات درختان چندل در مساحتی  محدود در حدود 20 هکتار دررویشگاه سیریک وجودداردوبا جامعه حرا،تودهای  درهم را ایجاد کرده اند.تنه این درختان صاف و پوست آن واجد برجستگیهاوشیارهای طولی وسطحی استوبرگهای آن ضخیم ،چرمیوچند ساله بوده که پس از خزان جای آن برروی شاخه باقی می ماند.گلها در گیاه مجتمع ودرانتهای شاخه دیده می شود.میوه چندل مخروطی ،چوبی ،ناشکوفا وحامل یک دانه است .چوب این درخت به علت سرشاربودن از تانن،قرمزرنگاست.باتجزیه برگ این درخت میزان پروتئین آن7/4% ،چربی 7/2% ،فیبر 3/11% ،پتاسیم62/.% ومقدار سدیم5/3% تعیین گردیده است. 

فواید درمانی گونه درخت چندل (Rhizophora mucronata)  :

عصاره  پوست درخت چندل دررفع خون مردگی ،اسهال خونی و جذام مورد استفاده قرار می گیرد.

 

منابع:

 

- Nybakken,J.W. 1988. Marine Biology.An ecological approach.

 

-  Baird, Ian, Quarto, Alfredo, "The Environmental and Social Costs of Developing Coastal Shrimp Aquaculture in Asia", Earth Island Institute, 1994

- www.earthisland.org.

- Tomlinson, P.B., 1986. The Botany of Mangroves. Cambridge University Press. Cambride Tropical Biology Series. 413 pp.

-Baldwin, R, and A. Al Kiyumi. 1999. The ecology and conservation status of sea turtles of Oman. Pages 89-98 in M. Fisher, S. A Ghazanfar, and J. A. Spalton, editors. The natural history of Oman: A Festschrift for Michael Gallagher. Leiden, Backhuys Publishers.

- www.nhmi.org-Mangrove –Ecology  Mangrove .

- بررسیها ومطالعات جنگلهای مانگروهای ایران(مجری نگارنده)- از سال 1380 تا 1385

جدول شماره (1 ) : فهرست تنوع گونه ای جنگلهای دریایی مانگرو وگونه های همراه آنها در جهان را نشان

 می دهد.

 

 

Acanthaceae:

                                                                                                       

                         Acanthus ebracteatus Vahl.                                                                     

                         A. ilicifolius L.

                         A. volubilis Wall.

Apocynaceae :

                         Cebera floribunda                           

                         C. manghus

                         C. odollam

                         Rhabdadenia biflora

Areaceae :

                         Nypa fruticans

                         Mauritia flexuosa

                         Oncosperma filamentosa

                         O. horridum

                          Phoenix palundosa

                          Ph. reclinata

Avicenniaceae :

                          Avicennia Africana

                          Av. alba

                          Av. balanophora

                          Av. bicolor

                          Av. eucalyptifolia

                          Av. germinans

                          Av. lantana

                          Av. marina

                          Av. officinalis

                          Av. schaueriana

                          Av. tonduzii

Barringtoniaceae :

                           Barringtonia racemosa

 

Batidaceae :

                           Batis maritime

 

Bignoniaceae :

                           Amphitecna latifilia

                           Anemopaeqma chryoleucum

                           Dolichandrone spathacea

 

 

 

 

Bombacaceae :

                           Comptostemon philippinensis

                           C. schuttzii

 

Casealpinaceae :

                            Cynometra iripa

                            C. manii

                            C. raniflora

                             Intsia bijuga

Celastraceae :

                            Cassine viburnifolia

                            Maytenus emarginata

 

Combretaceae :

                           Conocarpus erectus

                           Laguncularia racemosa

                           Lumnizera littorea

                           L .racemosa

                           L. rosea

Compositae :

                          Pluchea indica

                          Tuberostylis axilanis

                          Tu. rhizophorae

 

Convolvulaceae :

                           Lopmoea macrantha

 

Euphorbiaceae :

                          Exoecaria agallocha

 

Leguminosae :

                         Dimorphandra oleifera

                         Pterocarpus lifficinalis

 

Loranthaceae :

                        Amyema gravix

 

Lythraceae :

                        Pemphis acidula

 

Malvaceae :

                       Hibiscus hamabo

                       H. tiliaceus

                       Thespesica acutiloba

                       Th. Populnea

                       Th. Populneoides

 

Meliaceae :

                      Xylocarpus australasicus

                      X. gangeticus

                      X. granatum

                      X. mekongensis

                      X. moluccensis

                      X. parvifolius

 

 

Myristicaceae :

                       Myristica hollrungii

 

Myrsinaceae :

                       Aegiceras coniculatum

                       A. floridum

 

Myrtaceae :

                       Osbornia octodonta

 

Papilionaceae :

                         Derris heptaphylla

                         D. heterophylla

 

Pellicieriaceae :

                         Peliciera rhizophora

 

Plumbaginaceae :

                         Aegialitis annulata

                         A. rotundifolia

 

Pteridaceae :

                         Acrostichum aureum

                         A. danaefolium

                         A. spesiosum

 

Rhizophoraceae :

                          Bruguiera cylindrical

                          B. exaristate

                          B. gymnorrhiza

                          B. hainesii

                          B. parviflora

                          B. sexangula

                          Ceriops decandra

                          C. tagal

                          Kandelia candel

                          Rhizophora apiculata

                          Rh. Harrisonii

                          Rh. Lamarkii montrouz

                          Rh. Mangle

                          Rh. Mucronata

                          Rh. Racemosa

                          Rh. Stylosa

 

Rubiaceae :

                         Sonneratia alba

                         S. apetala

                         S. caeseolaris

                         S. griffithi

                         S. orata

 

Sterculiaceae :

                         Heritiera fomes

                         H. littoralis

 

Tiliaceae :

                        Brownlowia argentata

                        B. lanceolata

                        B. tersa

 

Verbenaceae :

                        Clerodendrum inerume                                                        

 

                      

جدول شماره(2) : مناطق رویشگاه مانگروهای دریایی ایران را نشان می دهد.                     

                           

مناطق

گونه

تراکم

جیگن، گابریک

Avicennia marina

متوسط

شهر نو

Avicennia marina

پراکنده

جاسک کهنه

Avicennia marina

انبوه

سیریک، زیارت

Avicennia marina, Rhizophora mucronata

متوسط

تیاب، کلاهی

Avicennia marina

پراکنده

جلالی، حسن لنگی

Avicennia marina

پراکنده

قشم، بندر خمیر

Avicennia marina

انبوه

خلیج نایبند

Avicennia marina

متوسط

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره (3) : جايگاه گونه حرا يا Avicennia marina در طبقه بندي گياهان نشان مي دهد.

Classification:
Avicennia marina (Forsk.) Vierh. Var. resinifera (G. Forst.) Bakh.

 

 

 

 

    Kingdom

Plantae – Plants

       Subkingdom

Tracheobionta – Vascular plants

          Superdivision

Spermatophyta – Seed plants

             Division

Magnoliophyta – Flowering plants

                Class

Magnoliopsida – Dicotyledons

                   Subclass

Asteridae

                      Order

Lamiales

                         Family

Verbenaceae – Verbena family

                            Genus

Avicennia L. – mangrove

                               Species

Avicennia marina (Forsk.) Vierh. – gray mangrove

                                  Variety

Avicennia marina (Forsk.) Vierh. Var. resinifera (G. Forst.) Bakh. – gray mangrove

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:54 توسط Moein |

maysam

آمازون، نام جنگل بسیار بزرگی در امریکای جنوبی است. جنگلهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می‌باشند. متوسط درجه حرارت، در مرکز آمازون، در حدود ۳۰ درجه سانتیگراد (۸۶ درجه فارنهایت) غربی‌ترین بخش این منطقه، در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد (۷۶ درجه فارنهایت) می‌باشد. تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می‌بارد.

جنگل هاى بارانى آمازون در خطرند

طرفداران محيط زيست رفع ممنوعيت فروش محصولات اصلاح ژنتيكى شده در برزيل را تهديد جدى براى جنگل هاى بارانى آمازون مى دانند. در قانون جديد، عرضه و كشت محصولات اصلاح ژنتيكى شده به ويژه سويا براى صادرات تاييد شده است. شركت هاى بيوتكنولوژى و كشاورزان بزرگ برندگان اين قانون جديد محسوب مى شوند. هرچند اين اقدام و همچنين قانونى شدن تحقيقات بر روى سلول هاى بنيادى جنين انسان از ديد مردم برزيل حركتى به سوى برزيل نوين است، اما طرفداران محيط زيست مى گويند جنگل هاى بارانى و كشاورزان كوچك بازنده ماجرا هستند. طرفداران محيط زيست نگران هستند محصولات اصلاح ژنتيكى شده، گونه هاى بومى را نابود كند، در زنجيره غذايى اختلال به وجود آورد و امكان ورود اين محصولات به مناطق جديد مانند جنگل هاى پاكسازى شده آمازون را فراهم سازد. تخريب بزرگ‌ترين جنگل بارانى جهان طى دو سال گذشته براى دومين بار به بالاترين حد خود رسيد. سال گذشته بخشى از جنگل آمازون به وسعت ۲۳ هزار كيلومتر مربع نابود شد. طرفداران محيط زيست مى گويند دامداران و چوب برها درختان جنگل هاى بارانى و علفزارهاى استوايى را نابود مى كنند و كشاورزان زمين هاى خالى شده از درخت را به كشتزار تبديل مى كنند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:51 توسط Moein |

 
هرگونه سوال شما در مورد علم جنگل اعم از : جنگل شناسی،جنگلکاری،اندازه گیری جنگل،قوانین منابع طبیعی،اکولوژی و ...را پاسخگو می باشم. سوالات خود را در قسمت نظرات یا به email من مطرح کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:49 توسط Moein |

افزایش روز افزون جمعیت و متعاقب آن ازدیاد نیازهای انسان از یک سو و کاهش روز افزون منابع طبیعی کشور از سوی دیگر , اهمیت و جایگاه جنگل کاری را به خوبی روشن می سازد. اهمیت جنگل کاری به منظور تعدیل آب و هوا , افزایش نزولات آسمانی , جلوگیری از فرسایش , ایجاد محصولات چوبی صنعتی و نیز مسئله گردشگاه جنگلی , بر کسی پوشیده نیست و در چنین شرایطی است که می توان با حفظ گونه های موجود و وارد کردن گونه های جدید اقدام به جنگل کاری نمود.

در کشوری همچون ایران که دارای اقلیم خشک و شکننده ای است توسعه سطح جنگل ها از طریق جنگلکاری یکی از اهداف عمده محسوب می شود.

گزینش گونه برای جنگل کاری خواه در عرصه باز یا برای پر کردن نقاط خالی جنگل یا برای جبران فقدان یا کمبود زادآوری طبیعی چه از گونه های بومی یا بیگانه امر دشوار و بسیار حساس می باشد. به عنوان یک اصل کلی هر گونه ای که برای جنگل کاری انتخاب می شود , باید متناسب با شرایط محیطی آن منطقه باشد , به عبارت دیگر باید بتواند با وضع اقلیمی و خاکی آن محل خود را تطبیق داده و با عوامل زنده موجود در آن سازگاری پیدا کند.

هر طرح جنگلکاری شامل عناصر زیر است :

1- شناخت محیط :این امر دربرگیرنده ی حدود و وسعت حوزه ی عمل ، مختصات زمین شناسی، وضع کامل خاک ، شرایط اقلیمی ، وضع پوشش گیاهی که عرصه ی موردنظر را فراگرفته و حیات وحش موجود در آن، امکان دسترسی به منابع آب سطحی و تحت الارضی، وضع آبادیهای مشرف به منطقه ی عمل از نظر وجود نیروی انسانی در رشته ها، موارد و از منه ی مختلف به کار گرفت، امکان تامین سوخت وسایل مکانیزه و تعمییرگاه برای مرمت آنها و غیره است.

 2- تشریح عملیات فنی : شرح عملیات فنی که باید با ذکر جزیئات توسط طراح تعیین و در طرح درج گردد، شامل نکات زیر خواهد بود :

1-2- گزینش گونه : گونه یا گونه های اصلی که باید در عرصه مورد نظر کاشته شوند با توجه به شرایط اقلیمی و وضع خاک تعیین می گردند. باید توجه داشت که شرایط اقلیمی از این نظر نقش بسیار مهمی ایفا می کنند که انسان در تغییر یا تعدیل آن روی هم رفته نا توان است . در مورد خاک، توجه به ژرفا و وضع فیزیکی آن بسیار حائز اهمیت است، اما این امر بدان معنی نیست که نسبت به وضع شیمیایی خاک بی اعتنا یا کم اعتنایی شود،چرا که عامل قلیائیت یا شوری خاک در موارد زیادی نقش محدود کننده ای از نظر گزینش گونه دارد.

2-2- تعیین تکنیک کار : منظور از تکنیک کار ،تعیین سن نهال،فاصله کاشت ،زمان کاشت(آغاز و پایان)، شیوه و فاصله(دفعات)آبیاری و میزان آبی که به هر نهال در هر سال باید داد و طول مدت آبیاری در سنوات بعد از سال کاشت، نیاز به کود دهی و نوع، مقدار ، زمان و دفعات پخش کود و تمهیدات خاصی که احیانا" در این مورد باید به کار بست، احتیاج یا عدم احتیاج به کاشت گونه های پرستار یا یاور ، لزوم یا عدم ضرورت برداشت توده های رستنی موجود ،احتیاج به مبارزه با رستنی های ناخواسته پس از نهالکاری (آزادسازی) و تنک کردن و هرس نهالها و زمان و شدت آن، واکاری و اقدامات دیگراز قبیل تسطیح زمین، زهکشی و ... است.

3-2- برنامه زمان بندی : منظور از برنامه زمان بندی آن است که هر کاری در چه زمانی از سال باید به اجرا درآید که البته ذکر حجم کار و آغاز و پایان تاریخ انجام آن کار باید هر دو معین و در برنامه که می تواند نوشتاری یا ترسیمی باشد گنجانیده شود.

4-2- بودجه و توجیه اقتصادی : هزینه های اجرای طرح تا پایان مرحله کاشت به تفکیک موارد و موضوعات،که سرمایه گذاری ثابت یا اولیه است،و از آن پس به صورت سالانه،که هزینه نگهداری است و به آن عنوان هزینه های جاری داده می شود، باید دقیقا" تعیین و در طرح قید گردد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:48 توسط Moein |

 

نام خود و درخت تان را ثبت کنيد

زمين در حال گرم شدن است و هنوز علت آن به طور قطع مشخص نشده است. عده يي معتقدند فعاليت هاي انساني و انتشار گازهاي گلخانه يي ناشي از اين فعاليت ها مقصر اصلي هستند. در نقطه مقابل نيز عده يي انگشت اتهام را به طرف کهکشان و فعاليت هاي کيهاني نشانه مي روند. بالطبع، دسته اول گرم شدن زمين را پديده يي غيرطبيعي و در عين حال قابل کنترل دانسته و راه حل آن را در تغيير الگوي مصرف و کنترل انتشار گازهاي گلخانه يي مي دانند. ولي طرفداران نظريه دوم، انسان را در ماجراي افزايش دماي زيست کره بي تقصير مي دانند و معتقدند اين پديده از کنترل بشر خارج است. هر چند نظريه هايي وجود دارد که انسان را حتي در تغييرات کيهاني و تغيير موقعيت کره زمين در فضا نيز بي گناه نمي داند مثلاً در مقدمه کتاب رودهاي خاموش (نوشته پاتريک مک کالي ترجمه فاطمه ظفرنژاد) سدها و درياچه حاصل از احداث آنها يکي از عوامل تغيير زاويه محور زمين معرفي شده است اما به طور کلي طرفداران نظريه دوم، گرم شدن جهاني را اتفاقي طبيعي مي دانند که همان گونه که انسان نقشي در به وجود آمدن آن ندارد، قادر به رفع آن هم نيست. پرداختن به اين موضوع که کدام دسته درست مي گويند و کدام دسته اشتباه مي کنند، در حال حاضر بي نتيجه است، چرا که دانشمندان هر دسته، استدلال ها و دلايل مختلفي را براي اين موضوع برمي شمارند و البته هيچ يک موفق به متقاعد کردن گروه مقابل نشده اند. اما از آنجا که احتياط شرط عقل است، توجه به انتشار گازهاي گلخانه يي اهميت زيادي دارد زيرا ممکن است نظريه نقش داشتن انسان در پديده گرم شدن جهاني صحت داشته باشد و به همين خاطر تلاش در جهت کنترل گازهاي گلخانه يي اجتناب ناپذير است. آنچه ما به عنوان يک شهروند در راستاي مهار گرمايش زمين قادر به انجام آن هستيم چند مورد کوچک ولي موثر است که در ادامه مي آيد.

از سوخت هاي فسيلي کمتر استفاده کنيم

سوخت هاي فسيلي نظير نفت، گاز طبيعي و بنزين همگي از ترکيبات هيدروژن و کربن پديد آمده اند. حاصل احتراق اين سوخت ها، اکسيدهاي کربن (دي اکسيدکربن و منواکسيدکربن) به همراه بخار آب است که همگي جزء گازهاي گلخانه يي هستند و به پديده گلخانه يي دامن مي زنند. کافي است نگاهي گذرا به زندگي روزمره خود داشته باشيد و محل هاي استفاده از سوخت هاي فسيلي را بيابيد. مهم ترين کاربرد اين سوخت ها در زندگي روزمره، توليد گرما و حمل و نقل است. با کمي دقت مي توان از مصرف خارج از اندازه آنها جلوگيري کرد و در نهايت انتشار گازهاي گلخانه يي را کنترل کرد. به راحتي مي توان با انجام چند کار ساده در منزل، دماي داخل اتاق را در حد مطلوب نگه داشت و از سوخت استفاده بهينه کرد. مثلاً انسداد ورودي کانال هاي کولر و درز پنجره ها يا استفاده از لباس گرم به جاي بالا بردن درجه وسيله گرمايشي و... در مورد وسايل نقليه نيز راحت ترين کار، استفاده از سامانه حمل و نقل عمومي است. هر چند افراد مختلف در واکنش به اين پيشنهاد، اعتراضي قديمي مبني بر اتلاف وقت و ناکارآمد بودن حمل و نقل عمومي را عنوان مي کنند، اما دست کم مي توان با همسفر شدن با ديگران در مسيرهاي مشترک، تعداد خودروهاي تک سرنشين را کاهش داد. به علاوه تنظيم موتور و معاينات فني خودرو نيز در کاهش انتشار گازها بسيار موثر است.

به رژيم غذايي گياهخواري بيشتر توجه کنيم

در معده نشخوارکنندگان باکتري هايي وجود دارد که در هضم غذا نقش اساسي دارند. حاصل عمل اين باکتري ها در معده حيوان، انتشار گاز متان است. گاز متان از مهم ترين گازهاي گلخانه يي است چرا که هر مولکول آن 25 برابر يک مولکول دي اکسيدکربن، انرژي حرارتي خورشيد را جذب مي کند. با افزايش تبعيت افراد از رژيم گوشتخواري و در ادامه آن توليد بيشتر گوشت، انتشار گاز متان به شکل سرسام آوري بالا رفته است. مثلاً در 1989 طبق يک برآورد، تعداد گاوهاي پرورش داده شده در دامداري هاي جهان نزديک به 5/1 ميليارد راس تخمين زده شده بود. اين تعداد گاو سالانه 100 ميليون تن متان توليد مي کردند. در ادامه اين پژوهش آمار جالبي ارائه شده است. همبرگرهايي که رستوران مک دونالد در يک هفته مي فروشد گوشت بيش از 16 هزار راس گاو است. البته امروزه با گذشت قريب به دو دهه، تعداد گاوهاي جهان و تعداد شعبه هاي مک دونالد و ساير رستوران هاي زنجيره يي جهان بسيار بيشتر از اين رقم است. پس کنترل پديده گلخانه يي فقط به خودرو و سوخت مربوط نمي شود. حتي رژيم غذايي ما نيز مي تواند عامل مهمي در گرم شدن زمين باشد. توصيه مي کنيم اگر علاقه يي به گياهخواري نداريد، حداقل کمتر از گوشت گاو مصرف کنيد.

درختي بکاريم

زماني که اولين سازمان غيردولتي زيست محيطي ايران در سال 1368 شکل گرفت، يکي از وظايف اعضايش را کاشت حداقل يک درخت در سال تعيين کرد. شايد بتوان کاشت درخت را مهم ترين فعاليت در زمينه حفظ محيط زيست دانست چرا که درخت ها علاوه بر تلطيف هوا، تثبيت خاک و رطوبت و تامين چوب، نقش مهمي در جذب دي اکسيدکربن به عنوان يکي از گازهاي گلخانه يي دارند. هر کس مي تواند با توجه به توان خويش، سالانه يک يا چند درخت بکارد. از سال گذشته نيز برنامه محيط زيست ملل متحد (UNEP) با هدف جلوگيري از روند رو به افزايش گرمايش زمين، اقدام به برگزاري پويش (کمپين) کاشت يک ميليارد درخت کرد که پيش از رسيدن به موعد يک ساله، تعداد درخت هاي کاشته شده در سراسر جهان از مرز يک ميليارد گذشت. امسال نيز در ادامه اين فعاليت، UNEP قصد دارد کاشت هفت ميليارد اصله درخت را انجام دهد. پس اگر درختي کاشتيد، به نشاني www.unep.org برويد و نام خود و درخت تان را در اين ليست ثبت کنيد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:45 توسط Moein |

بي بي سي؛ به گفته مقامات برزيل سرعت از بين رفتن جنگل هاي استوايي آمازون از چهار سال گذشته تاکنون براي اولين بار افزايش يافته است. تصاوير ماهواره يي نشان مي دهد 11 هزار و 968 کيلومتر مربع از جنگل آمازون از جولاي سال 2007 تا جولاي امسال از بين رفته که نشان دهنده افزايش چهار درصدي جنگل زدايي در مقايسه با سال قبل است.

دولت برزيل مي گويد اگرچه اين آمار نگران کننده است ولي چنانچه اقدامات لازم عليه قطع غيرقانوني درختان صورت نمي گرفت، وضعيت مي توانست به مراتب بدتر باشد. ظاهراً بالا بودن بهاي چوب سبب شده کشاورزان انگيزه بيشتري براي قطع درختان پيدا کنند. در سه سال گذشته ميزان قطع درختان در برزيل کاهش يافته بود ولي طبق آمار جديد اکنون اين روند متوقف شده است.

گيلبرتو کامارا، يکي از کساني که در تهيه اين آمار دست داشته، مي گويد در نيمه دوم سال 2007 آتش سوزي هاي زيادي رخ داد که مي توانست موجب افزايش بيشتر جنگل زدايي شود و از جهاتي سطح از بين رفتن جنگل ها در ابعاد نگران کننده يي نيست. گري دافي، خبرنگار بي بي سي در سائوپائولو، مي گويد در اواخر سال 2007 و اوايل سال 2008 با توجه به احتياج به زمين براي چراگاه و نيز کشت سويا، به نظر مي رسيد جنگل زدايي يک بار ديگر در حال افزايش است. دولت در واکنش به اين موضوع تدابيري را براي جلوگيري از قطع غيرقانوني درختان جنگل ها به اجرا درآورد از جمله ماموران پليس و بازرسان محيط زيست را مامور جلوگيري از قطع غيرقانوني درختان کرد. کارلوس مينک، وزير محيط زيست برزيل، مي گويد بدون چنين تدابيري، از بين رفتن جنگل ها مي توانست گسترده تر باشد. کارلوس مينک مي افزايد بسياري انتظار داشتند جنگل زدايي 30 تا 40 درصد افزايش يابد ولي اقدامات دولت زيان وارده را محدود کرد. گروه هاي طرفدار محيط زيست از نزديک وضعيت جنگل هاي آمازون را تحت نظر دارند تا مطمئن شوند اراده و امکانات مالي لازم براي حفاظت از منطقه آمازون وجود دارد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:43 توسط Moein |

يک عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور درباره اهميت درخت ها و درختچه هاي جنوب ايران گفت؛ گياهان سواحل خليج فارس غالباً انحصاري ايران بوده و در صورت تخريب، هرگز احياي مجدد نخواهند شد.مهندس محمد درويش در واکنش به خبر تخريب هزاران هکتار از جنگل هاي کهور و کنار در استان بوشهر با هدف احداث تاسيسات نفتي و گازي پارس شمالي با بيان اين مطلب که بيشتر اين گونه ها صرفاً در مناطق و سواحل رويشي خليج فارس وجود دارند و فقط در شرايط اقليمي و جغرافيايي ايران رشد مي کنند، به سبزپرس گفت؛ « اين درختان همانند يک نسخه خطي يگانه مطرح هستند و توان کپي و چاپ کردن آنها وجود ندارد، بنابراين ذکر اين نکته که پنج درصد بيشتر تراکم ندارند و مي شود در آن مکان تاسيسات نفت و گاز احداث کرد، منطقي نبوده و از ابعاد فاجعه و اهميت موضوع نمي کاهد.»او درباره امتياز ايران به خاطر دارا بودن اين گونه ها گفت؛ «درختان فوق که در سواحل خليج فارس رشد مي کنند، جزء امتيازات تنوع زيستي ايران محسوب مي شوند.»اين پژوهشگر يادآور شد؛ «در موارد مشابه در کشورهاي ديگر، هنگامي که بحث «تنوع زيستي» به ميان مي آيد، هر اولويتي در مرحله بعد از آن قرار مي گيرد؛ به اين صورت که اگر قرار است در نقطه يي نفت اکتشاف شود، نبايد منجر به قطع حتي يک درخت شود.»

درويش درباره اينکه آيا آنچنان که وزارت نفت به سازمان جنگل ها متعهد شده، مي توان در صورت احداث تاسيسات گاز و نفت در مناطق، از درختان و جنگل هاي همجوار آنها حفاظت لازم را به عمل آورد، گفت؛ «شايد در برخي موارد اين شکل حفاظت امکانپذير باشد، اما لازمه آن اين است که پيش از آغاز هر پروژه، منطقه و گونه هاي گياهي آن و تعداد اصله هاي درختان در هر هکتار بررسي و ثبت شود و قوانين آسيب ديدگي درختان و مجازات متخلفان، نحوه جبران خسارت ها و همچنين مسوول پروژه پايش و... به طور شفاف در آن لحاظ شود.»اين عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور با يادآوري تجربه عسلويه به عنوان يک پروژه آسيب رسان به جنگل هاي جنوب گفت؛ «اکنون در اثر احداث و راه اندازي تاسيسات عسلويه، رويشگاه پارک ملي ناي بند به شدت آسيب ديده است. چنانچه بنده در سال 1385 در بازديد از منطقه، شاهد خشک شدن 30 درصد از جنگل هاي مانگرو در پارک ملي ناي بند بودم که حتي اجساد فلامينگوها و ديگر پرندگان دريايي در آن مکان، خشک شده و پراکنده بود.»
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:42 توسط Moein |

 

۱-اگر به شدت انسان گرا هستيد، اگر انسان را محور عالم و آدم مي دانيد، اگر محيط زيست برايتان امري تزييني است، اگر فرهنگ را امري مستقل از اقليم مي دانيد و اگر معتقديد يک محقق حتماً بايد در قبال موضوع تحقيق کاملاً بي طرف باشد، حتماً ادامه اين يادداشت را نخوانيد.

2- ايران پس از چين يک ميليارد و 200 ميليون نفري بزرگ ترين تخريب کننده انساني محيط زيست در آسياست. دقت کنيد انساني، يعني تخريب هايي که مستقيماً توسط انسان و به صورت فيزيکي صورت مي گيرد نه از طريق آلودگي منابع آب و هوا و... آن هم در شرايطي که روش هاي جايگزين به جاي آن متد تخريبي وجود دارد.

3- حالا اصل مساله؛ جنگل هاي تالش به عنوان منابع غني زيست محيطي در منطقه کوهستاني استان هاي گيلان و اردبيل قرار دارد.

محال است به آنجا رفته باشيد و سحر جنگل و کوه و مه افسون تان نکرده باشد. هيچ نوشته و عکسي نه قادر به بيان زيبايي اين جنگل ها است نه قادر به بيان جفا و تخريبي است که در حق اين منطقه مي رود. فقط بايد از نزديک ديد تا متوجه شد که حداکثر تا يکي دو دهه آينده چيزي از اين معجزه بزرگ طبيعت باقي نخواهد ماند. جاده پشت جاده، خانه هاي نوساز فراوان، ماشين الي ماشاالله.

4- کارشنا سان محيط زيست عامل انساني را مهم ترين عامل تخريب اين منطقه مي دانند منطقه يي که سکونتگاه تاريخي قوم کهن تالش است. همين کارشنا سان مهم ترين راه نجات جنگل هاي اين منطقه را خروج ساکنان تاريخي و ديگر ساکنان تازه از راه رسيده آنجا مي دانند.

5- حرف هاي مخالفان طرح؛ قرن ها است که تالشي ها ساکن اين جنگل ها هستند و با درخت و کوه و ساير عناصر اين منطقه به سازگاري کامل رسيده اند و در واقع ساکنان طبيعي جنگل تالش محسوب مي شوند. به علاوه پاکسازي- واژه يي که خود تالشي ها از آن استفاده مي کنند - اين قوم از جنگل و اسکان آنها در نقطه يي به غير از زيستگاه طبيعي شان باعث نابودي تدريجي فرهنگ، نژاد و تمام دستاوردهاي تاريخي آنها مي شود. بماند آنکه آن تعداد از تالشي ها که کوچ داده شده اند هم اکنون دچار چه مشکلات روحي و اخلاقي و حتي معيشتي شده اند.

6- حرف هاي موافقان و البته نگارنده؛ ساده انگاري است اگر تصور کنيم همه جوامع و انسان ها به خصوص طي يکي دو دهه اخير دچار تغيير شده و الگوي زيست و مصرف شان دچار تحول شده اما قوم تالش در همان وضعيت چند دهه پيش است. واقعيت آن است که قوم تالش هم مثل همه جوامع ديگر چه از نظر شکل زندگي، شکل سکونتگاه، ميزان و الگوي مصرف، ارتباطات و از همه مهم تر خواسته هايشان ديگر شباهت چنداني با تالشي هاي دهه هاي پيشين ندارند. اگر هم به فرض چنين باشد آيا کسي هست که بتواند آنها را از حق داشتن راه، مدرسه، بهداشت، آب و برق و ساير امکانات رفاهي محروم کند ياکسي از اين قوم را مي شناسيد که اينها که برشمرديم جزيي از مطالباتش نباشد؟ و آيا مي دانيد کشيدن هر کيلومتر راه، خطوط انتقال نيرو، لوله هاي آب و گاز مستلزم نابودي چه مقدار از جنگل هاي نحيف و محدود ايران است؟

7- انتخاب سختي است. يک ملت يا يک قوم،حال يا آينده، درخت يا انسان؟ من به درخت و آينده و ايران راي مي دهم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:42 توسط Moein |

حوزه آمازون كه جنگل مملو از درختان پهن‌برگ و خزان‌پذیر آمازون در آن واقع شده، مساحتی معادل 7 میلیون كیلومترمربع دارد. این جنگل پرباران حدود 5/5 میلیون كیلومتر مربع این حوزه را اشغال كرده است.

جنگل آمازون متعلق به 9 ملت مختلف است كه برزیل به تنهایی مالكیت 60 درصد از این گنجینه را در دست دارد. آمازون بیش از نیمی از جنگل‌های پرباران باقیمانده زمین را در خود جای داده و تنوع گونه‌‌های گیاهی و جانوری آن با هیچ جای دیگر قابل مقایسه نیست. كارشناسان گیاه‌شناسی تعداد گونه‌های درختی این جنگل را در هر 5/2 جریب (هر جریب معادل 4050 مترمربع) 700 گونه اعلام كرده‌اند. این در حالی است كه تعداد گونه‌های گیاهی در چنین مساحتی دوبرابر این رقم است. نكته‌ای كه باید به آن توجه داشت دانسیته بسیار بالای درختان است.

 

ارتفاع بسیاری از این درختان به 130 متر می‌رسد آنچنان كه جنگل در روز نیز همانند شب تاریك به نظر می‌رسد. تاج پوشش این درختان خانه هزاران گونه حشره و پرنده ناشناخته است. راجع به اركیده‌هایی كه روی این درختان می‌رویند چندان چیزی نمی‌دانیم. درباره مگس‌ها، سوسك‌ها، پروانه‌ها و هزاران حشره‌ای كه لابه‌لای شاخ و برگ این درختان زندگی می‌كنند، اطلاعات ما تقریبا هیچ است. به سختی می‌توان باور كرد كه این درختان در خاك تقریبا تهی از تركیبات مغذی، این چنین بالیده‌اند. اگر لیستی از مواد غذایی موجود در خاك آمازون را به یك كارشناس گیاهی نشان بدهید، احتمالا خواهد گفت كه چیزی جز كاكتوس در این خاك نخواهد رویید.

 

پس این همه تنوع گیاهی از كجا آمده است. خاك جنگل پرباران آمازون تنها 20 درصد از تركیبات مغذی را در خود نگه داشته و 80 درصد باقیمانده در پیكره گیاهان و درختان پنهان شده است. تبیین این موضوع آسان است. منطقه آمازون دارای دو فصل خشك و پرباران است. در فصل باران سطح آب رودخانه آمازون به طرز چشمگیری بالا می‌آید.

 

در بعضی جاها ارتفاع آب به 15 متر بالاتر از چیزی كه در فصل خشكی است می‌رسد و این یعنی اینكه در فصل باران بخش‌های بزرگی از جنگل غرقاب می‌شود. آب در اینجا مانند یك مكانیسم سترگ برای مبادله و جابه‌جایی مواد غذایی كه برای جنگل حیاتی است، عمل می‌كند. وظیفه خاك در جنگل پرباران شبیه به اسفنج است.كافی است تا رسیدن فصل باران بعدی، مقداری از مواد غذایی را برای سرپا نگه داشتن درختان در خود حفظ كند.

در جنگل آمازون تنها بیش از 2700 گونه گیاهی متعلق به تیره بروملیاد وجود دارد. مشهورترین گونه این خانواده همان آناناسی است كه می‌خوریم.این گونه‌ها به رنگ‌های متنوع آبی، ارغوانی، قرمز و نارنجی به خوبی خودشان را با محیط سازش داده‌اند و آنها را در همه جای آمازون از روی زمین گرفته تا روی صخره‌ها و تنه سایر گیاهان و درختان می‌توان به فراوانی دید. این گیاهان می‌توانند رطوبت مواد غذایی را از طریق هوا جذب كنند به همین خاطر اینچنین بسط یافته‌اند. برخی كارشناسان می‌گویند گاه وزن بروملیادهای دارزی روی شاخه یك درخت آنقدر بالا می‌رود كه باعث شكستن شاخه می‌شود. برگ‌های گونه‌های مختلف آناناس نیز خود دنیای دیگری است.

 

این برگ‌ها به خاطر همپوشی كه با هم دارند، باعث جمع شدن آب باران در وسط خود می‌شوند و بدین ترتیب اكوسیستم‌های كوچكی به وجود می‌آید كه زیستگاه جانوران ذره‌بینی، حشرات و حتی قورباغه‌ها، سمندرهای كوچك و حلزون‌هاست. برخی از این جانوران تمام عمرشان را در این دریاچه‌های كوچك گیاهی می‌گذرانند. 

شاید لازم نباشد درباره اركیده‌های بی‌همتای آمازون چیزی بگوییم. این گل‌های فریبنده با تقلید از ظاهر حشرات و بوی تندی كه در فضا می‌پراكنند، حشرات گرده‌افشان را به سوی خود جلب می‌كنند. سوسن آبی كه بزرگترین گل جهان است و قطر آن به دو متر می‌رسد نیز در آب‌های راكد آبگیرها یا در بخش‌های ساكن رودخانه‌های آمازون به حیات خویش ادامه می‌دهد: این گل اگرچه بسیار بزرگ به نظر می‌رسد اما بسیار ظریف و سبك است و به راحتی روی آب شناور می‌ماند. در آمازون دریاچه‌هایی را می‌توان یافت كه مملو از این گل‌هایند و چنین به نظر می‌رسد كه كسی سطح آب را با سوسن‌ها مفروش ساخته است.

درخت كاپوك كه بزرگترین درخت جنگل‌های آمازون است، 60 متر بلندی و تنه آن تا 5/3 متر قطر دارد. این درخت غول‌پیكر، زیستگاه بسیاری از حشرات، قورباغه‌ها، پرندگان و گیاهان دارزی است. یكی دیگر از بازدیدكنندگان همیشگی كاپوك، خفاش‌ها هستند كه وظیفه گرده‌افشانی این درخت را نیز برعهده دارند. تقریبا هزار گونه خفاش در جنگل‌های آمازون حضور دارند كه یكی از آنها خفاش خون‌آشام است كه تنها خفاش خون‌آشام حقیقی جهان محسوب می‌شود.

 

تنوع گونه‌های جانوری ساكن آمازون خیره‌كننده است. طبق گزارش آكادمی ملی علوم، هر چهار مایل مربع جنگل پرباران آمازون دارای 125 گونه پستاندار، 400 گونه پرنده، 100 گونه خزنده، 60 گونه دوزیست و 150 گونه مختلف پروانه است. درباره قارچ‌ها و اغلب موجودات كوچك چیزی نمی‌گوییم. تنها در اندكی از خاك آمازون می‌توان 5 هزار نوع باكتری یافت كه درباره آنها هم مطلقا چیزی نمی‌دانیم؛ این یعنی حیات‌وحش كامل.

«تاپیر» این بزرگترین علف‌‌خوار جنگل‌‌های آمازون با آن ظاهر عجیب و دماغ خرطوم‌مانندش خاطره پستانداران باستانی را زنده می‌كند. اما افسوس كه اكنون انقراض، سخت در كمین‌اش نشسته است. جگوار نیز كه بزرگترین گربه آمریكا و شكارچی قدرتمند راس هرم غذایی است قربانی آزمندی سیری‌ناپذیر انسان و چشمداشت ناپاك او به پوست زیبایش شده است.

 

این گربه باشكوه در چشم برهم زدنی از درخت بالا می‌رود و لابه‌لای شاخه‌ها خود را از چشم نامحرمان پنهان می‌كند. جگوار به كمك پنجه و آرواره قدرتمندش می‌تواند شكارهای بزرگی مانند تاپیر، میمون‌ها و گوزن‌ را از پا درآورد. گاه اگر مجبور شود سراغ خزندگان و لاك‌پشت‌ها هم می‌رود. اكنون این جانور استثنایی در بسیاری از بخش‌ها در خطر انقراض قرار گرفته است.

سلطان آب‌های آمازون انگار كه اوضاع بهتری دارد. آناكوندا كه از بزرگترین و سنگین‌ترین مارهای جهان است از سم بی‌نیاز است. این هیولای غول‌پیكر در كمین قربانی می‌نشیند و بعد خود را به دور او حلقه می‌كند. آناكوندا از چنان قوای عضلانی برخوردار است كه می‌تواند تمام استخوان‌های قربانی را خرد كند.

 

او می‌تواند به آرامی یك گاو تنومند را درسته قورت دهد. یك وعده غذایی اینچنینی تا یك سال او را سیر نگه می‌دارد. بهتر است درباره تنوع مورچه‌های آمازون چیزی نگوییم. نتایج یك بررسی نشان داده كه در هر مترمربع از لاشبرگ‌های كف جنگل، بیش از 50 گونه مورچه پیدا می‌شود. به راستی جنگل پرباران مبهم و دست‌نیافتنی است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:38 توسط Moein |

 
1ـ كنترل آبهای سطحي و تغذيه آبهای زيرزمينی

 

عرصه جنگلها و مراتع در اثر فعاليت جانوران وريشه دواندن گياهان و درختان به داخل آن دارای منافذ متعددي است وقادرست مقدارزيادی آب را درخود نفود داده و ذخيره كند. ميزان آب نفوذی برحسب نوع جنگل 500  تا 2000 مترمكعب  درسال ودرهرهكتاربرآورد میشود كه اين  مقدار به مراتب بيشتراززمينهاي غيرجنگلي است.

 

2- اثرجنگل درتعديل آب و هوای يك منطقه

 

وجود  رسنتی ها،  بخصوص  جنگل  د رتعديل حرارت محيط موثراست وحرارت فعلي و وزانه سطح زمين را متعادل میكند و باعت اعتدال آب و هوا مي گردد، زيرا در تابستان  قسمتي از انرژي حرارتي  خورشيد را جذب  نموده  و باعث  تقليل حرارت  زمين می‌گردند  و در زمستان به  منزله  روپوشي براي آن به شماررفته  و مانع ا زدست دادن  حرارت  آن مي گردند.  بنا  به اصل  فوق پوشش  يك  جنگل  با مقايسه نقاطی كه عاري از درخت ميباشد باعث پايين آوردن حداكثرحرارت وبالا بردن حداقل آن مي گردد وچون دردوجهت مخالف صورت  ميگيرد، درمعدل  كلي  حرارت تغييري حاصل نمي شود، بلكه آب و هواي محيط را متعادل مي سازدازاين گذشته تبخيرناچيزو بالا بودن رطوبت نسبي هوا در جنگل  نيز به اين امر كمك می كنند.

3ـ نقش جنگلها ومراتع درمبارزه با آلودگی هوا

 

آلودگي هوا چه درمناطق  شهري بوسيله  وسايل دود زا وكارخانجات وسايرمنابع آلوده كننده و چه درمناطق بياباني دراثرحركت و جابجائي ماسه ها وگرد وغبا ربوسيله باد  وجود  دارد.  مواد  سمي موجود درهواي شهرها فقط ازلوله اگزوزماشينها ويا دودكش كارخانه هاي داخل شهرخارج نميشود شود بلكه بادهايي كه ازاطراف مي وزند سبب مي گردند  كه  گرد و غبار و گازهاي  كارخانه‌هاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت  مواد سمي هواي مناطق مسكوني  بيافزايند. درختان در جلوگيري و كاهش آلودگي هوا كه دربالا ذكرشد نقش اساسي دارند.

4ـ اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا

جنگل ها  و مراتع  و به طور كلي گياهان  سبز در نتيجه عمل كربن‌گيري مرتباً گاز كربنيك هوا را كه در اثر تنفس  حيوانات و انسان  و فعل و انفعالات شيميايي  و آلودگيهاي  محيط زيست  وارد هوا مي شوند  جذب  نموده  و گاز اكسيژن را كه  يك ماده حياتي براي موجودات زنده  به شمار مي رود  پس مي دهند.  در مجموع حدود 60 درصد از اكسيژن مصرفي جهان  بوسيله فضاي  سبز تامين  مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اكسيژن  مورد  نياز جانداران ازفوايد مهم جنگل و فضاي سبزمي باشد.

5- تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك

عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد.بادهاي مداوم دراثرايجاد اختلالاتی در زندگي گياه وتبخيررطوبت زمين كه منجر به خشكي بيش ازحد خاك مي گردند، سبب ميشود كه تجديد حيات نباتات متوقف ويا به كندي صورت  گيرد و با كم  شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغازشود.

اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه،ازبين رفتن گياهان را  ناخواسته  تسريع نمايد آنگاه مراكز مهم كشاورزي و صنعتي  و  مسكوني درمعرض  تهديد قرارمي‌گيرند .جنگل به كمك شاخ و برگ درختان ، از سرعت  باد مي كاهد و باريشه گياهان،  خاك راحفظ ميكند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل  تبخيربسيار ناچيز بوده وخطرخشك شدن خاك كه ازشرايط مهم آغازفرسايش است ا زبين مي‌رود.  نزولات آسماني درمناطق  فاقد گياه درروي زمين به صورت هرز آبهاي  سيل  آسا جاري مي شوند وچون مقاومتي دربرابرخود نمي ينند ذرات ريزودرشت خاك را حمل مي كنند وبتدريج در مسير خود و يا درپشت سدها ودرياچه ها رسوب مي دهند،  گاهي  سبب  طغيان  رودخانه‌ها  مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بارمي آورند

در مناطقي  كه  پوشش  گياهي  وجود  دارد، هنگام بارندگي  قطرات باران  به علت انرژي كه د رمسير خود وهمچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جابجايي آن شوند دراثر برخورد  به شاخ  و برگ  گياهان  به ذرات بسيارريزتبديل گشته وبه  آهستگي روي  خاك مي رسند. ازطرفي بقاياي نباتي كف جنگل و مراتع همچون  اسفنجي آب  حاصل از بارندگي را د ر خود جذب  نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند  و بدينوسيله خطرشتشوي خاك ازبين رفته و خاك حفظ  مي شود.

6- نقش‌ جنگلها و مراتع‌ در جلوگيري‌ از رانش‌ زمين

‌رشد  درختان‌  دردامنه‌ها سبب‌ افزايش‌ پايداري‌  خاك‌ مي‌گردد.ريشه‌ درختان‌ با فرورفتن‌ درخاكهاي‌ حساس‌ به‌ لغزش‌ مانند ستونهايي‌عمل‌ كرده‌ و با  ايجاد   شبكه‌ متراكم‌ ريشه‌اي‌  از بهم‌  پاشيدن‌  قطعات‌ يا  بلوكهاي‌ لغزشي‌ جلوگيري‌  مي‌كنند.

7- اهميت جنگل در جلوگيري از سر و صداي محيط

 

يكي  ازآثارنامطلوب صنعت  ايجاد  سر و  صدا  در مناطق  مسكوني  است  كه  در اثر تراكم  جمعيت، وسايط نقليه موتوري، كارخانه ها و وسايل و ماشين- آلات ساختماني و ساختمان سازي توليد مي شود. اگر اقدامات لازم  در جهت  كمتر نمودن  سر و  صدا  د ر شهرهاي   صنعتي  بزرگ و  نزديك فرودگاه ها انجام  نگيرد،  مي تواند  ناراحتي‌هاي عصبي  و روحي ببار آورد. علاوه بر اقدامات فني لازم براي جلوگيري  از سرو صداي  محيط، جنگل كاري   و  ايجاد   فضاي  سبز  در  داخل شهرها  و اطراف  مناطق صنعتي و  فرودگاهها به ميزان قآبل ملاحظه اي از سرو صدا مي‌كاهد .

 

8- اهميت جنگل و فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان

 

جنگل  و پارك  و فضاي  سبز در داخل واطراف شهرها  به مردم  خسته از زندگي  ماشيني  و سر و صداي  محيط اين امكان را مي دهد  كه  بتوانند ايام  فراغت  را  در اين  مكان  به  استراحت  و تفريح بپردازند و بچه ها از آپارتمان  بيرون آيند و جهت تقويت  فكر و بدن خود  در محيطي  آرام و با  هوايي  سالم  به  بازي  بپردازند .   طبيعت همواره  با  زيبائي هاي  خود  نظر انسان را  به خود  جلب مي نمايد  و گياهان  يكي  از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمارمي روند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:38 توسط Moein |

جنگل‌ها، سرمايه‌هاي ملي هر كشور محسوب مي‌شوند كه حفاظت و استفادة صحيح از آنها، علاوه بر ثروت‌آفريني، بقاي محيط‌زيست را نيز تضمين مي‌نمايد. در مطلب زير، راهكارهاي بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة مناسب از اين سرمايه‌هاي ملي، ذكر گرديده است:

مقدمه


حدود 30 درصد از سطح كرة زمين به‌وسيلة جنگل‌ها پوشيده شده است كه 25 درصد از آن در قارة اروپا و فدراسيون روسيه و بقيه در ساير نقاط جهان قرار دارند (كل مساحت جنگل‌هاي دنيا تقريبا 9/3 ميليارد هكتار است). جنگل‌ها و مراتع از حيث تأمين مواد غذايي جامعه، مصنوعات چوبي، محصولات كاغذي، تأمين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه، جلوگيري از فرسايش و از بين رفتن خاك و حفظ آب و نزولات آسماني، نقش مهمي را در اكوسيستم‌هاي طبيعي ايفا مي‌نمايند. بنابراين تلاش براي جلوگيري از نابودي اين منابع براي حفظ حيات انسان و همچنين كسب درآمد از اين منابع طبيعي، از اهميت حياتي برخوردار است.



به‌كارگيري بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة بهينه از جنگل‌ها


به‌طور كلي، بيوتكنولوژي از طرق زير مي‌تواند در زمينة حفظ و بهره‌برداري بهينه از جنگل‌ها و مراتع مفيد واقع شود:

1- كشت سلول و بافت



با استفاده از روش‌هاي كشت بافت مي‌توان گونه‌هاي درختان جنگلي در معرض انقراض را كه در شرايط طبيعي قادر به تكثير نيستند، از نابودي نجات داد. براي حفظ اين گونه‌ها،‌ بيوتكنولوژي با هدف تكثير انبوه در شرايط كنترل شدة آزمايشگاه و سپس كشت آنها در عرصه‌هاي طبيعي، نقش حياتي در حفظ گونه‌هاي جنگلي در حال زوال ايفا مي‌كند. در حال حاضر در شمال كشور گونه‌هايي مانند نارون، هزار، زبان‌گنجشك و نيز گونه‌هايي از درختان جنگل‌هاي زاگرس با اين مشكل مواجه هستند كه براي جلوگيري از انقراض آنها مي‌توان از روش‌هاي بيوتكنولوژي استفاده كرد.
يكي ديگر از موارد استفاده از تكنيك كشت بافت در بخش جنگل، كوتاه كردن دوره تجديد نسل درختان جنگلي و همچنين كوتاه كردن زمان مورد نياز براي دستيابي به پايداري فنوتيپي در درختان جنگلي مي‌باشد.

2- نشانگرهاي مولكولي


 

2-1- شناسايي سريع و به موقع ژنوتيپ‌ها



در بررسي گونه‌ها و ژنوتيپ‌ها در برنامه‌هاي اصلاحي درختان جنگلي و غيرجنگلي، شناسايي و تمايز سريع بين مواد تحت بررسي، مدت زمان لازم براي انتخاب و اصلاح اين گونه‌ها را به‌طور چشمگيري كاهش داده و موجب تسريع فرآيند اصلاح مي‌شود. بررسي ضايعات و خصوصيات درختان جنگلي با نشانگرهاي فنوتيپي به ده‌ها سال وقت نياز است كه اين باعث كندي كار مي‌شود و زمان دستيابي به نتايج را طولاني مي‌كند. كاربرد روش‌هاي بيوتكنولوژي، به‌ويژه نشانگرهاي مولكولي مانند RFLP و AFLP، راه‌حل مناسبي براي تسريع اصلاح گونه‌هاي جنگلي و كاهش مدت زمان بررسي نتايج حاصل از كارهاي اصلاحي است. كاربرد روش‌هاي مولكولي، امكان شناسايي و ارزيابي در اولين مراحل رشد گياه را فراهم مي‌كند و زمان لازم براي رسيدن به اطلاعات مورد نياز را به حداقل مي‌رساند.

2-2- انتخاب بر اساس نشانگر به‌منظور بهبود كمي و كيفي فرآورده‌هاي جنگلي


مهمترين عواملي كه انجام برنامه‌هاي اصلاح درختان جنگلي را به شيوة سنتي محدود مي‌سازد عبارتند از:
الف) زمان بر بودن (طولاني بودن نسل‌ها در گياهان جنگلي)
ب) نبود دانش كافي در مورد روابط بين ساختارهاي ژنوتيپي و فنوتيپي درختان در يك زمان واحد
ج) وجود مشكلات زياد در كنترل فرآيند انتخاب در مورد گياهاني با گرده‌افشاني باز.
بايد توجه داشت كه نمي‌توان بر اساس خصوصيات ظاهري در مراحل اوليه رشد درختان، خصوصيات درختان بالغ را پيش‌بيني كرد و بنابراين ارزيابي كامل به روشي سنتي به زمان زيادي نياز است.

2-3- كاربرد نشانگرها در استفادة صنعتي از جنگل‌ها


سرعت رشد و فرم درخت در جنگل‌هاي صنعتي، تعيين‌كننده ارزش و بازده اقتصادي آن است. اصلاح و توليد درختان با سرعت رشد زياد و فرم متناسب، به‌منظور استفادة بهينه از منابع جنگلي، از اولويت خاصي برخوردار است و موجب افزايش بازده اقتصادي جنگل‌هاي موجود خواهد بود. افزايش بهره‌وري از جنگل و به خصوص افزايش كيفيت چوب و الوار از موارد مهم در مديريت جنگل محسوب مي‌شود. در اين زمينه، برنامه‌هاي وسيعي در نقاط مختلف دنيا و به‌خصوص در سطح اروپا با استفاده از برنامه‌هاي اصلاح كلاسيك و انتخاب به كمك نشانگر در جريان است. برخلاف بسياري از گياهان زراعي، تاريخچة انتخاب و اصلاح گونه‌هاي درختان جنگلي نسبتاً كوتاه است (بزرگترين برنامه اصلاحي سيستماتيكي كه تاكنون صورت گرفته بروي گونه‌هايي از اكاليپتوس و كاج بوده است)؛ بنابراين براي تسريع چرخة اصلاح اين درختان، ابزارهاي بيوتكنولوژي و از جمله نشانگرهاي مولكولي، مي‌توانند راه‌گشا باشند و فرآيند شناسايي صفات كمي و كيفي مطلوب را شتاب بخشند.

2-4- ساير كاربردهاي نشانگرها



از جمله كاربردهاي ديگر نشانگرهاي مولكولي در بخش جنگل موارد زير است:
شناسايي كلون‌هاي برتر، شناسايي آلودگي جنگل‌ها، برآورد تنوع ژنتيكي به منظور استفاده از آن در استراتژي‌هاي نمونه‌گيري، حفاظت ژنتيكي و حفاظت از كلكسيون‌هاي جمعيت‌هاي اصلاحي. ارزش واقعي نشانگرها را مي‌توان در به‌كارگيري آنها در تحقيقاتي ديد كه جهت فهم مكانيزم‌هاي پاية ژنتيكي و فيزيولوژيكي صورت مي‌گيرند.هم‌اكنون تحقيقات هدفمندي در جهت شتاب‌دهي به توسعة استفاده و بكارگيري نشانگرهاي مولكولي جهت غربال‌گري گونه‌هاي جنگلي در سطح دنيا در حال انجام است.

3- مهندسي ژنتيك


برخي از استراتژي‌هاي اصلاحي در درختان جنگلي، بر روي افزايش كمي صفاتي است كه از قبل وجود داشته‌اند. در حالي كه در برخي از استراتژي‌ها، هدف، وارد كردن صفاتي جديد به گياه ميزبان است. تكنيك‌هاي DNA نوتركيب در هر دو مورد مي‌تواند مؤثر باشند. مهندسي ژنتيك مي‌تواند جهت اصلاح درختان جنگلي در زمينه‌هاي مختلفي به‌كار ‌رود. برخي از اين زمينه‌ها عبارتند از:

3-1- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به آفات و بيماري‌ها


يكي از روش‌هاي حفظ گونه‌هاي مهم جنگلي، حفاظت آنها از آفات و بيماري‌هاي شايع است. گفتني است كه تعدادي از گونه‌هاي مهم جنگلي كه از اهميت زيادي برخوردارند، در جنگل‌هاي صنعتي شمال كشور، در اثر حملة برخي از بيماري‌هايي كه اپيدمي شده‌اند، رو به انقراض و نابودي هستند (از جمله بيماري مرگ درختان نارون). براي جلوگيري از زيان وارده و انقراض اين گونه‌ها، اقدامات جدي بايد به عمل آيد. از طرفي، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زيست‌محيطي، صرف هزينه زياد و مقاومت تدريجي آفات به سموم مي‌شود و از نظر عملي نيز كاربرد سموم در چنين سطح گسترده‌اي امكان‌پذير نيست. در اين رابطه مي‌توان از روش‌هاي مطمئن و بدون زيان‌هاي زيست‌محيطي مانند انتقال ژن‌هاي مقاوم به عوامل قارچي و باكتريايي بيماري‌زا، استفاده كرد. براي جلوگيري از زيان حشرات، مي‌توان ژن‌هايي را كه كدكننده يكسري مواد كشنده حشرات هستند به گياه منتقل كرد و گياه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در اين رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلي، معمول‌ترين شيوه‌اي است كه تاكنون استفاده شده است.‌ براي مثال، در سال 1990، حدود 60 درصد از كل برنامه‌هاي كنترل آفات در آمريكاي شمالي، به‌خصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعي پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتري Bt انجام شده است.
البته محدوديتي كه در استفاده از Bt وجود دارد، اين است كه طيف عمل باكتري Bt بسيار باريك است، يعني تنها بر گروهي از آفات تأثيرگذار است. همچنين نور آفتاب مي‌تواند اسپور و سم اين باكتري را غيرفعال كند. البته بيوتكنولوژي توانسته است با شناسايي و انتخاب باكتري‌هاي اصلاح شدة مؤثرتر و همچنين تكنولوژي DNA نوتركيب، نقش مهمي را در ايجاد مقاومت درختان جنگلي به آفات بازي نمايد. آمارهاي مربوط به كشور آمريكا نشان مي‌دهد، سالانه يك ميليارد دلار بر اثر حمله حشرات و بيماري‌ها به جنگل‌هاي اين كشور خسارت وارد مي‌آيد. اگر مطالعه‌اي جامع در مورد خسارت ناشي از آفات و بيماري در كشور صورت گيرد، مشخص مي‌شود كه رقم ضرر و زيان در كشور ما نيز بالا است. مثال‌هاي موفقي كه در زمينة توليد درختان مقاوم به حشره در سطح دنيا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكاليپتوس مقاوم به حشره.

3-2- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به تنش‌هاي غير زنده(سرما، خشكي، شوري و غيره)


از جمله فاكتورهاي محدودكنندة كشت گونه‌هاي جنگلي در برخي مناطق، وجود شرايط نامساعدي چون كمبود آب، شوري خاك و سرما است. روش‌هاي بيوتكنولوژي براي غلبه بر اين محدوديت‌ها نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در اين زمينه، استراتژي‌هاي مختلفي وجود دارد كه از آن جمله انتقال ژن‌هاي مقاومت در برابر تنش‌هاي محيطي به گونه‌هاي حساس است. براي مثال، انتقال ژن‌هاي القاپذير در مقابل تنش كم‌آبي، گرما و سرما به گياهان، براي تحمل شرايط كمبود آب و نيز توليد پايه‌هاي مقاوم به شوري كه امكان استقرار گونه‌ها را در زمين‌هاي شور فراهم آورد. در ارتباط با عرصه‌هاي جنگلي كشور، كمبود آب و نزولات جوي،‌ به‌ويژه در جنگل‌هاي زاگرس، از عوامل عمدة كاهش رشد و استقرار گونه‌ها است. با توجه به گسترة وسيع اين جنگل‌ها و اهميت آنها از نظر اكولوژيكي و نيز حفظ خاك و نزولات آسماني،‌ تحقيقات پيرامون حل مشكلات فراروي اين جنگل‌ها، حايز اهميت ملي است. در اين رابطه توليد پايه‌هاي مقاوم در مقابل تنش‌هاي خشكي با استفاده از روش‌هاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي،‌ اهميت به‌سزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد.

3-3- افزايش توليد چوب


بر اساس گزارش (FAO 2001-1999)، مصرف الوار صنعتي جهان در سال 2000، بين 6,1 تا 2,2 ميليارد متر مكعب بوده است. مصرف چوب، سالانه حدود 7,1 درصد رشد دارد و پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2010 مصرف چوب حدود 20 درصد (9,1 ميليارد مترمكعب) بيش از زمان حال خواهد شد. در حال حاضر فرآورده‌هاي چوبي، يك صنعت 400 ميليارد دلاري را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و حدود 3 ميليون نفر را در سراسر گيتي به‌كار گرفته است. بنابراين مشاهده مي‌شود كه با ورود مواد جايگزين چوب به بازارهاي جهان، نه‌تنها چوب ارزش خود را از دست نداده است، بلكه ميزان مصرف آن مرتباً در حال افزايش است. در اين زمينه بيوتكنولوژي با توليد پايه‌هاي داراي رشد بيشتر و سريع‌تر و نيز چوب باكيفيت‌تر، مي‌تواند نقش مهمي ايفا نمايد. بايد گفت كه بهبود كيفي الياف سلولزي گونه‌هاي جنگلي،‌ نيازهاي صنايع كاغذسازي را نيز تامين كرده و نياز جامعه را در اين زمينه برطرف خواهد كرد كه در قسمت بعدي مورد بحث قرار گرفته است.

3-4- بهبود كيفيت چوب مورد استفاده در صنعت كاغذسازي


كيفيت چوب، يكي از الزامات صنعت كاغذسازي است. در صنعت كاغذسازي، چوبي با كيفيت محسوب مي‌شود كه ميزان سلولز آن زياد و ميزان ليگنين آن پايين باشد. در روش‌هاي سنتي، براي جداسازي ليگنين از چوب، از مواد شيميايي استفاده مي‌شود كه گاهاً خطرناك و نيازمند صرف انرژي و هزينة زياد است. بنابراين افزايش نسبت سلولز به ليگنين از طريق ژنتيكي، علاوه بر افزايش كيفيت چوب و همچنين افزايش رشد درختان، مي‌تواند آلودگي‌هاي حاصل از كارخانجات كاغذسازي را كاهش دهد. در اين زمينه، مهندسي ژنتيك از طريق راه‌كار آنتي‌سنز (Antisense) مي‌تواند بيوسنتز ليگنين را اصلاح كرده و درصد آن را در چوب كاهش دهد و بنابراين هزينه‌هاي توليد خمير كاغذ و به همان اندازه مصرف مواد شيميايي و انرژي را در ساخت خمير كاغذ كاهش دهد.

محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل و افق‌هاي آينده


يكي از محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل، نگراني از فرار ژن‌هاي مهندسي‌شده، به درون جمعيت‌هاي وحشي است كه احتمال مي‌رود به مرور زمان، الگوي طبيعي جنگل را دچار تغيير كند. البته اين نگراني را مي‌توان از طريق توليد درختان مهندسي‌شدة عقيم، تا حدود زيادي مرتفع كرد.
فاكتور مهم ديگري كه استفاده از مهندسي ژنتيك را در گونه‌هاي جنگلي محدود مي‌سازد، عدم وجود دانش كافي در مورد زيربناي مولكولي صفاتي در درختان است كه از لحاظ صنعتي براي انسان مهم‌تر هستند و ارتباط بيشتري با رشد درختان و كيفيت چوب دارند. اين محدوديت نيز با تكميل ژنوم برخي درختان مهم جنگلي، مانند صنوبر، كاج، سپيدار و همچنين ايجاد بانك‌هاي اطلاعاتي EST در حال رفع شدن است.
محققين بر اين باورند كه پيشرفت دانش مولكولي با ساخت نقشه‌هاي ژني و توالي‌يابي ‌ژنوم گونه‌هاي جنگلي اين امكان را فراهم كرده است تا دستورزي چندين ژن به‌طور همزمان براي دستيابي به صفات اقتصادي مهم، قابل انجام شود.

نتيجه‌گيري



در مطالب فوق، مشاهده شد كه بيوتكنولوژي مي‌تواند در بخش جنگل نيز مانند ساير زمينه‌ها، بسيار مفيد واقع شود. بنابراين با توجه به وسعت زياد جنگل‌ها و مراتع كشور (سطح جنگل‌هاي كشور بالغ بر 12 ميليون هكتار است كه از اين سطح، حدود 5/1 ميليون هكتار جنگل‌هاي صنعتي خزري، 5,4 ميليون هكتار جنگل‌هاي منطقه زاگرس و بقيه جنگل‌هاي پراكنده مركزي، جنوبي و ارسباران است) و اهميت حياتي اين منابع، هرگونه تحقيقي كه منجر به افزايش توليد و يا دفع ضايعات اين بخش شود،‌ منجر به بازده كلان اقتصادي خواهد شد.
جنگل‌ها و مراتع كشور، از منابع طبيعي تجديدشونده هستند و براي حل مشكلات اين منابع بايد به گونه‌اي عمل كرد كه موجب به بار آمدن ضايعات زيست‌محيطي نشود و با حداقل سرمايه‌گذاري بتوان به حداكثر بهره‌برداري زسيد. كاربرد بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك با هدف افزايش بازده از يكسو و جلوگيري از خسارات و ضايعات از سوي ديگر، اين امكان را به‌وجود مي‌آورد تا با حداقل ضايعات زيست محيطي و صرف حداقل سرمايه به حداقل رسيده، توليد در سطح كلان افزايش يافته و توسعة پايدار محقق شود. علاوه بر اين، در صورت توجه بيشتر به بيوتكنولوژي جنگل، امكان اشتغال‌زايي مناسبي وجود دارد.

مآخذ:


نادري‌ شهاب‌، محبت‌علي. 1377. تحقيقات‌ بيوتكنولوژي‌ در راستاي‌ افزايش‌ بازده‌ جنگلها و مراتع‌. رهيافت‌، شماره‌ 19.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:36 توسط Moein |

عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد. بادهاي مداوم در اثر ايجاد اختلالاتي در زندگي گياه و تبخير رطوبت زمين كه منجر به خشكي بيش از حد خاك مي گردند، سبب مي شوند كه تجديد حيات نباتات متوقف و يا به كندي صورت گيرد و با كم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه از بين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراكز مهم زراعتي و صنعتي و مسكوني در معرض تهديد قرار مي‌گيرند.
جنگل به كمك شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي كاهد و با ريشه گياهان، خاك را حفظ مي كند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. به علت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشك شدن خاك كه از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين ميرود. نزولات آسماني در مناطق فاقد نباتات در روي زمين به  شكل سيل جاري مي شوند و چون مقاومتي در برابر خود نمي بينند ذرات ريز و درشت خاك را حمل مي كنند و بتدريج در مسير خود و يا در پشت سدها و درياچه ‌ها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانه‌ها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بار مي‌آوردند. در مناطقي كه پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي كه در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جآبجايي ان شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاك مي رسند. از طرفي بقاياي نباتي كف جنگل و چراګاه همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند و بدينوسيله خطر شتشوي خاك از بين رفته و خاك حفظ مي شود. در مورد نقش‌ پوشش‌ سطح‌ خاك‌ در كاهش‌ ضربه‌ قطرات‌ باران‌ ازمايشي‌ توسط‌ يكي‌ ازمتخصصين‌ مربوطه‌ (Hadson) در دو قطعه‌ زمين‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. در اين‌ ازمايش‌ ابتدا علفهاي‌ موجود زمين‌ با دست‌ كنده‌ شده‌ و سپس‌ زمين‌ به‌ دو قطعه‌ مساوي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌. روي‌ يكي‌ ازقطعات‌ دو لايه‌ تور سيمي‌ ريز بافت‌ قرار داده‌ شد قطرات‌ باران‌ در اثر برخورد با ان‌ شكسته‌ شده‌ وبه‌ صورت‌ قطرات‌ بسيار ريزي‌ درا مد (شكسته‌ شدن‌ قطرات‌ عيناً توسط‌ شاخه‌ و برگ‌ پوشش‌ نباتات‌ هم‌ صورت‌ مي‌گيرد) خاك‌ از دست‌ رفته‌ از اين‌ دو قطعه‌ (قطعه‌ پوشيده‌ شده‌ با تور سيمي‌ وقطعه‌ لخت‌) در طول‌ ۱۰ سال‌ اندازه‌گيري‌ شد.  نتايج‌ بدست‌ آمده‌ از ۱۰ سال‌ ازمايش‌ نشان‌ دادكه‌ خاك‌ از بين‌ رفته‌ از قطعه‌ لخت‌ بيش‌ از ۱۰۰ برابر خاك‌ فرسايش يافته‌ از قطعه‌ پوشش‌دار مي‌باشد.

گذشته‌ از اين‌ فرسايش‌ خاك‌ در منطقه‌ جنگلي‌ با فرسايش‌ خاك‌ در مناطق‌ ديگر تفاوت‌ دارد اگرچه‌ هر دو بلايي‌ است‌ كه‌ بر خاك‌ وارد مي‌شود ولي‌ خاكهاي‌ مناطق‌ جنگلي‌ بسيار حاصلخيزتر ازمناطق‌ ديگر است‌ با فرسايش‌ خاك‌ مواد حاصلخيزي‌ كه‌ طي‌ ساليان‌ متمادي‌ در خاك‌ ذخيره‌ شده‌اند از دست‌ ميرود. در تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در يكي‌ از ايالتهاي‌ امريكا (New Hampshire) ثابت‌ شده‌ است‌ كه‌ پس‌ از بريدن‌ درختان‌ يك‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هكتار ۹۵ كيلوگرم‌ نايتروجن ‌ نيتراتي‌ و ۸۹ كيلوگرم‌ كلسيم‌ را از بين‌برده‌ است‌ در حاليكه‌ در يك‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ ميزان‌ نايتروجن‌ نه‌ تنها از بين‌ نرفته‌ بلكه‌ در هر هكتار۲دو كيلوگرم‌ نيز به‌ ميزان‌ ان‌ افزوده‌ شده‌ است‌. اين‌ مقدار نايتروجن‌ از باران‌ دريافت‌ شده‌ است‌. همچنين‌كلسيم‌ از بين‌ رفته‌ بسيار كم‌ بوده‌ و مقدار ن‌  هفت كيلوگرم‌ در هكتار بوده‌ است‌.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:36 توسط Moein |

 
 

انجيلي درخت کهن يادگار دوره سوم زميني شناسي است که در جنگل هاي هيرکاني شمال کشورمان ماوا گزيده؛ درختي به غايت باشکوه و دوست داشتني.

درخت انجيلي با نام علميParrotia Persica از خانواده انجيلي ها Hamaneliadaceae از گياهان بومي Endemic ايران است. خاستگاه رويشي آن جنگل هاي هيرکاني شمال ايران بوده که به واسطه مصون ماندن از يخبندان دوره سوم زمين شناسي برجا مانده و در ساير نقاط در اثر يخبندان عمومي زمين از بين رفته است.

تفاوت ها و زيبايي هاي اساسي ظاهري و زيست گياهي آن در کنار انحصاري معرفي شدن اين گونه به ايران و اينکه تنها گونه از اين جنس نيز هست، آن را درخور تحسين و تامل داشته است. البته به رغم آنچه در اکثر کتب مرجع داخلي و خارجي به عنوان گياه بومي ايران معرفي شده، نمونه هايي از آن در منطقه تالش و ترکيه موجود است.

اين گياه براي اولين بار توسط زيست شناس آلماني پاروت در دامنه کوه آرارات در نزديکي محل پيدا شدن کشتي نوح، شناسايي و با نام خود او معرفي شد. نام انگليسي آن «Iron wood» است که همچون نام ترکي اش «دمير آغاجي» نشانگر چوب بسيار محکم آن است و به همين دليل مورد استفاده صنعتي قرار نگرفته است.

رشد تنه و شاخه هاي درخت نسبتاً کند بوده و نهايتاً به 15 متر مي رسد. به عنوان مثال رشد 10 متر اين درخت 15 سال زمان مي برد. پس از رشد دوساله درخت رشد تنه که قطر آن نهايتاً به نيم متر مي رسد، به شاخه ها داده مي شود و شاخه ها به صورت افقي آغاز به رشد مي کنند. به نحوي که در زمان بلوغ درخت به صورت گنبدي موزون درمي آيد. ممکن است با 10 متر رشد طولي با تاجي به قطر 8 متر روبه رو باشيم. در رشد شاخه ها گاه اتفاق جالب تري رخ مي دهد که در تلاقي رشد افقي شان از آنجا که قدرت جوش شاخه ها بالاست با يکديگر پيوند مي خورند و در نتيجه شاخه ها علاوه بر زيبايي پيچ پيچ شان به صورت شبکه يي حيرت انگيز در مي آيند.

البته بايد اذعان داشت خصيصه رشد افقي شاخه ها بيشتر مخصوص درختان کاشته شده انجيلي بوده و درختان خودروي اين گونه در جنگل هاي هيرکاني بيشتر بالارونده اند ولي قابليت پرورش پذيري بسيار بالايي دارند.

عامل ديگري که جدا از نوع شکل تنه و شاخه ها آن را متمايز و ممتاز مي سازد، شکوه پاييزي انجيلي است. از نيمه هاي پاييز با تغيير رنگ خارق العاده برگ ها به رنگ هاي صورتي، قرمز، نارنجي، سبز کمرنگ و زرد جملگي در جامه يک درخت، شاهد زيبايي خيره کننده آن هستيم. آنچه از رنگ هاي پاييزي در جنگل وجود دارد همگي به زيباترين حالت در قامت انجيلي ظهور مي کند چنان که اين گنبد رنگارنگ، هر رهگذر صاحب بصيرت را به تامل و تحير وامي دارد. اين تغيير رنگ ها متاثر از تفاوت دريافت نور آفتاب است و بهترين حالت براي ايجاد رنگ هاي متفاوت در محيط پرنور داراي خاک اسيدي مهيا است



ساحت زمستاني انجيلي نيز تفاوت و زيبايي هاي خاص خود را دارد. در زمان عرياني درخت، به واسطه درهم تنيدگي شاخه ها و اشکال خال خالي که با بلوغ درخت روي پوست آن به رنگ هاي خاکستري، سبز، سفيد و قهوه يي ظاهر مي شود، چشم اندازي از زمستان به قامت درخت است. اين اشکال خال خال روي پوست درخت حتي به عنوان يکي از زيبايي هاي اصلي آن تا آنجا مطرح مي شود که بسياري از طراحانLandscape را بر آن داشته که اين جلوه را با هرس کردن برگ هاي پاييني نمايان سازند. ناگفته نماند که اين تنها زيبايي زمستاني اين درخت نيست چرا که در اوايل اسفندماه که هنوز درختان برگ هاي تازه به دست نياورده اند، انجيلي با وديعه آوردن شکوفه هاي ياقوتساي خويش در دسته هاي متراکم بهار را به زمستان نزديک مي سازد. جالب است که اين شکوفه ها گلبرگي ندارند و رنگ قرمزشان وامدار پرچم هاي اين شکوفه هاي بهاري در زمستان است.

آنچه به عنوان خصيصه هاي اين درخت از شکوه پاييزي، رشد پيچ پيچ و گنبدي موزون تا پوسته خال خال و شکوفه هاي زمستاني و از همه مهم تر انحصاري بودن در جنگل هاي هيرکاني مطرح شد نشانگر ارزش و زيبايي منحصر به فرد انجيلي است چرا که برخورداري از هر کدام از اين ويژگي ها يک درخت را خاص و مهم مي نمايد. حال آنکه انجيلي مجمعي از اين نوادر است.

از نکات مثبت حائز اهميت ديگر که براي آن مي توان برشمرد، مقاومت بالاي آن در برابر آفات، بيماري، خشکسالي، باد و حتي آلودگي ها و تنش هاي شهري است؛ عاملي که در کنار آن همه زيبايي انتخاب انجيلي را در طراحي هاي Landscape خيابان هاي شهر و پارک ها و باغ ها ايده آل مي سازد. از اين رو است که شاهد استفاده از آن به صورت روزافزون در کشورهاي اروپايي و امريکايي هستيم. البته ناگفته نماند شرايط مطلوب براي رشد درخت، محيط هاي مرطوب و دور از سرماي شديد، در خاک هاي غني اسيدي- شرايطي مشابه شمال کشورمان- است.

در حالي که هر کشوري به داشته هاي طبيعي خود چنان تفاخر مي کند که حتي مانند لبنان و کانادا در قالب پرچم شان ظهور مي کند، از داشتن چنين نعمتي نه تنها بهره يي نمي بريم بلکه از وجودشان نيز آگاهي نداريم که آگاهي سرمايه يي است ارزشمند که هرگاه به کار گرفته شود موجب غني شدن مي شود.

در حالي که در بازارهاي اروپايي به منظور استفاده از اين درخت در طراحي هاي باغ ها قيمتي بيش از 50 يورو براي يک نهال کوچک انجيلي پرداخته مي شود، بزرگ ترين استفاده ما در تهيه زغال و صنايع دکوري و تهيه چوب سيگار و... است و حتي خيابان هاي شهرهاي شمالي با درختان نخل و اکاليپتوس تزيين مي شوند.

تصور کنيد در ميان خياباني قدم مي زنيد که حاشيه آن با انجيلي آراسته شده. حس زيبايي متعالي آن از يک طرف و آگاهي از وجود آن به عنوان يک درخت ايراني چه احساس خوشايندي را القا مي کند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:34 توسط Moein |

زيست توده يكي از منابع مهم انرژيهاي تجديدشونده محسوب مي شود و به هر موجود زنده كه قابليت رشد و نمو داشته و بر مبناي قوانين طبيعي تقسيم شوند اطلاق مي شود و شامل جنگلها، اجزاء گياهان، برگها، موجودات زنده اقيانوسها، زائدات حيواني، پسماندهاي شهري و غذايي و ... مي شوند. اين مواد قابليت ذخيره انرژي در خود را دارا مي باشند. در واقع در خلال پديده فتوسنتز، دي اكسيد كربن از طريق آب و خاك و هوا توسط انرژي خورشيدي در گياهان ذخيره مي شود و باعث رشد و نمو آنها مي گردد اين انرژي خورشيدي در مواقع مصرف، قابليت تبديل به انرژي را دارا مي باشد.

زيست توده قابليت توليد برق، حرارت، سوختهاي مايع، سوختهاي گازي و انواع كاربردهاي مفيد شيميايي را دارا مي باشد. زيست توده سهم بزرگي در ميان ديگر انواع منابع انرژيهاي نو دارا مي باشد.

 

منبع : سایت سازمان انرژیهای نو ایران

1-زيست توده(بيوماس) چيست؟

زيست توده يكي از منابع مهم انرژيهاي تجديدشونده محسوب مي شود و به هر موجود زنده كه قابليت رشد و نمو داشته و بر مبناي قوانين طبيعي تقسيم شوند اطلاق مي شود و شامل جنگلها، اجزاء گياهان، برگها، موجودات زنده اقيانوسها، زائدات حيواني، پسماندهاي شهري و غذايي و ... مي شوند. اين مواد قابليت ذخيره انرژي در خود را دارا مي باشند. در واقع در خلال پديده فتوسنتز، دي اكسيد كربن از طريق آب و خاك و هوا توسط انرژي خورشيدي در گياهان ذخيره مي شود و باعث رشد و نمو آنها مي گردد اين انرژي خورشيدي در مواقع مصرف، قابليت تبديل به انرژي را دارا مي باشد.

زيست توده قابليت توليد برق، حرارت، سوختهاي مايع، سوختهاي گازي و انواع كاربردهاي مفيد شيميايي را دارا مي باشد. زيست توده سهم بزرگي در ميان ديگر انواع منابع انرژيهاي نو دارا مي باشد.

 

2-منابع زيست توده (بيوماس) كدامند؟

منابع زيست توده كه براي توليد انرژي مناسب هستند، طيف وسيعي از مواد را شامل مي شوند كه بصورت عمده به شش گروه تقسيم مي شوند:

·        سوختهاي چوبي

·        زائدات جنگلي، كشاورزي، باغداري و صنايع غذايي

·        زائدات جامد شهري (زباله ها)

·        فضولات دامي

·        فاضلابهاي شهري

·        فاضلابها، پسماندها و زائدات آلي صنعتي

 

3-توليد انرژي از زيست توده چگونه است؟

 

 توليد انرژي از منابع زيست توده (همانند سوختهاي فسيلي) به منظور توليد الكتريسيته و حرارت مي باشد. منابع زيست توده يكي از قديمي ترين منابع انرژي در جهان مي باشد.

اين منابع در صورت استفاده مستقيم قابليت توليد حرارت را دارا مي باشند. و در صورت توليد سوختهاي زيستي يا بيوگاز قابليت استفاده در موتور ژنراتورها يا پس از توليد بخار آب در توربين ژنراتورها را جهت توليد برق دارد.

 

4-گازي سازهاي زيست توده چيست؟

گازي سازهاي زيست توده، راكتورها مي باشند كه قابليت توليد گازهاي سوختي در غياب اكسيژن را دارند. ارزش حرارتي اين گازها كمتر از ارزش حرارتي گازهاي سوختي طبيعي مي باشد. اين گازها بيوگاز ناميده مي شوند.

 

5-ميزان بهره گيري بيوماس براي توليد انرژي امروزه، چه ميزان است؟

و بعد از سوختهاي فسيلي زغال سنگ، نفت و گاز طبيعي، زيست توده چهارمين منبع بزرگ انرژي در جهان است كه براي توليد حرارت (بخاريهاي هيزمي در منازل و توليد حرارت و آب گرم در صنايع) پخت و پز (خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه) حمل و نقل (سوختهاي زيستي اتانول بيو ديزل) و توليد انرژي الكتريكي بكار مي رود. طبق برآرودهاي انجام شده در تمام دنيا Btu 15 10278 ظرفيت نصب شده زيست توده مي باشد كه Btu 15 107.2 فقط در آمريكا نصب شده است.

 

6-مزاياي بهره گيري از منابع زيست توده چيست؟

اين منابع جزء منابع تجديدشوند مي باشند چرا كه با بهره گيري از اين منابع مجدداً بطور طبيعي رشد و نمو پيدا مي كنند ضمن اينكه توليد CO2 اين منابع (در صورت بهره گيري از آنها) بطور طبيعي بوده و توليد گازهاي گلخانه اي نمي كند. از ديگر سو بعنوان يك منبع ذخيره انرژي خورشيدي عمل مي كنند كه مي توان در مواقع لزوم از آن بهره گيري نمود.

در ميان ساير منابع تجديدشونده تنها منبعي هستند كه قابليت توليد سوختهاي مايع، جامد و گازي را دارا مي باشند و اين به معناي كاربرد گسترده آن مي باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:34 توسط Moein |

ميکروارگانيسم ها در کارخانه هاي خود اتحاديه تشکيل نمي دهند. به مرخصي استعلاجي نيز نيازي ندارند و هنگامي که محيط کاري آنها آلوده باشد، به قوانين کار متوسل نمي شوند. آنها از مرخصي زايمان نيز استفاده نکرده و با اين همه هيچ گونه دستمزدي نيز طلب نمي کنند. آنها شبانه روزي کار مي کنند و بسياري از کارهاي کثيف و غيرقابل تصور را براي ما انجام مي دهند. با اين وجود بايد اضافه کرد که ميکروب ها فقط يکي از دارايي هاي طبيعي ما هستند. ما توسط انواع گياهان و جانوراني که در خدمت ما هستند، احاطه شده ايم. بدون شک خدماتي که طبيعت ارائه مي کند، قابل محاسبه نيست ولي تقسيم کردن اين بخش هاي طبيعي بين مردمي که در حفاظت آن شريک مي شوند، باعث سنگين تر شدن کفه حفاظت از منابع خواهد شد.

---

«رابرت کوستانزا» رئيس موسسه اقتصاد اکولوژي در دانشگاه مريلند است. او به همراه همکارانش ارزش خدماتي را که طبيعت به ما عرضه مي دارد، سالانه رقم عظيمي بالغ بر 33 تريليون دلار برآورد کرده اند. جالب آنکه عده يي از دانشمندان اين رقم را بسيار اندک خوانده و گروه ديگري بعضي از ارزش گذاري ها را بسيار مسخره آميز خوانده اند، چون معتقدند بسياري از خدمات ارائه شده توسط طبيعت، توسط انسان ها قابل انجام نيست و بدين دليل قيمت گذاري آنها غيرممکن است. خانم «گراسيلا» و آقاي «هيل» در موسسه زمين شناسي دانشگاه کلمبيا مشغول به کار هستند. آنها فکر مي کنند فرصتي دست داد تا کار مثمرثمري انجام شده و پولي به دست آيد. انسان همواره منابع طبيعي را سريع چپاول مي کند، ولي برخلاف چنين روحيه يي، اين دو نفر به همراه اقتصاددانان همفکر خود تلاش دارند راه هايي براي سرمايه گذاري روي حفاظت از بيوسفر بيابند.

آنها فکر مي کنند اگر خدمات ارائه شده توسط طبيعت بتواند وارد بازار شود، آنگاه مردم دليل خوبي براي حفاظت از طبيعت دارند. «هيل» مي گويد؛ «با مصون نگاه داشتن بسياري از قسمت هاي طبيعت مي توان سودهاي خوبي کسب کرد. او معتقد است عرضه خدمات طبيعي به بازار، يک فرآيند دو مرحله يي است؛ اول آنکه ما بايد بتوانيم ارزش اين خدمات را بر حسب پول بيان کنيم و ثانياً بتوانيم مقداري از اين پول را به جيب کساني برگردانيم که مسووليت حفاظت از آن اکوسيستم ها را برعهده دارند.»

اگر اقتصاددانان به اطراف خود نگاه کنند مي توانند از کارآمد بودن اين ايده مطلع شوند مثلاً در امريکا، جنگل هاي اطراف کوه هاي Catskill در شمال و غرب نيويورک سيتي واقع شده است. خاک اين جنگل ها شبيه اسفنج عمل کرده و آب باران را در خود جذب و به آرامي به حوضه آبريز شهر 9 ميليون نفري نيويورک منتقل مي کند. اين خاک و جنگل هاي واقع در حوضه آبريز 1600 مايل مربعي به قدري عمل تصفيه و پالايش آب را به خوبي انجام مي دهند که شهردار اسبق اين شهر گفته است آب آشاميدني آنها مانند اشک چشم، شفاف است.

سود حاصله

از اوايل دهه 1990 بود که تغييراتي در مناطق واقع در حوضه آبريز ايجاد شد، يعني خانه هاي زيادي در دهکده هاي کوچک و مراتع ايجاد شد که تغيير در کيفيت آب را در پي داشت. در امريکا وضع از اين قرار است که شهرها براي حصول به استانداردهاي سخت گيرانه سازمان حفاظت محيط زيست (EPA) بايد آب را شديداً تصفيه و فيلتر کنند. با روند يادشده، مسوولان سريعاً دريافتند که نيويورک سيتي يا بايد يک واحد فيلتراسيون بسيار بزرگ بسازد يا با حفاظت از حوضه آبريز، کيفيت آب را در حد قابل قبول نگاه دارد.

به نظر شما کدام بهتر است؟ هزينه واحد فيلتراسيون حدود هشت ميليارد دلار است و به اين مبلغ بايد 300 ميليون دلار را که صرف راهبري سالانه آن مي شود نيز افزود، يعني در يک دوره 10 ساله بايد حدود 11 ميليارد دلار براي آن هزينه کرد. اين در حالي است که نگهداري از مجموعه حوضه آبريز کمتر از دو ميليارد دلار هزينه در بر خواهد داشت. «هيل» مي گويد؛ «مي بينيد که انتخاب مشکلي نيست و هزينه ساخت واحد فيلتراسيون آنقدر زياد است که براي استفاده از راه حل ديگر، محلي از اعراب باقي نمي گذارد.» با اجراي اين برنامه مي توان حدود 9 ميليارد دلار از خدمات ارائه شده توسط جنگل و خاک درآمد کسب کرد.

«گراسيلا» و «هيل» به روشي فکر مي کنند که طي آن به سرمايه گذاران اجازه مي دهد با اجراي برنامه «حفاظت» سود کسب کنند. در اين روش يک سرمايه گذار مي تواند اين برنامه را در مقابل اجازه استفاده درصدي از سود حاصله (ناشي از عدم ساخت واحد فيلتراسيون) خريداري کند. مثلاً با فرض 50 درصد از سود، مي توان با سرمايه گذاري کردن دو ميليارد دلار به نيمي از 9 ميليارد دلار يعني 4/5 ميليارد دلار طي 10 سال دست يافت. اين به معني سود سالانه يي معادل 450 ميليون دلار است، يعني نرخ بازگشت سرمايه (ROI) معادل 22/5 درصد خواهد شد.

بسياري از افراد صاحب سرمايه دو ميليارد دلاري نيستند، ولي اين سرمايه گذاري مي تواند تقسيم شود و هرکس که 100 دلار سرمايه گذاري کند، سالانه 22/5 دلار سود کسب مي کند و پس از تقريباً 5 سال تمامي 100 دلار شما برگشته است و بقيه پول دريافتي سود آن خواهد بود. اين بدان معني است که مي توان اين سرمايه گذاري را به صورت سهام ارائه کرد. «گراسيلا» مي گويد؛ «با اين برنامه هرکس از هرکجاي دنيا مي تواند سرمايه گذار اين کار باشد و مسوولان ايالت نيويورک مي توانند اين حق را به يک يا چندين ميليون نفر بفروشند و سرمايه گذاراني که سهام اين برنامه را خريده اند، مي توانند در هر کجاي دنيا آن را خريد و فروش کنند.»

در سال 1996 نيويورک سيتي برنامه حفاظت از حوضه آبريز را شروع کرد. براي اين کار زمين هاي مجاور حوضه آبريز و کانال هاي طبيعي جريان آب، خريداري شد و سپتيک تانک هاي قديمي تميز و کنترل هاي زيست محيطي سخت تري در مورد افراد و مشاغل موجود در حوضه آبريز اعمال شد. متاسفانه زماني «گراسيلا» و «هيل» ايده خود را بيان داشتند که شهر مجبور شده بود براي تامين مالي پروژه، پول قرض بگيرد. اما براي شهرهايي که اعتبار کمتري دارند يا براي اجراي ديگر پروژه هاي خود به اين وام نياز دارند، استفاده از ايده اين دو نفر بهترين گزينه است. «هيل» مي گويد؛ «زماني که اقدام به فروش برنامه «حفاظت» مي کنيد، شايد تضمين و اعتبار کافي براي اطمينان سرمايه گذاران وجود نداشته باشد که در اين حالت درآمد حاصل از فروش آب مي تواند تضمين واقعي و خوبي باشد.»

فروش برنامه هاي نگهداري از طبيعت همانند برنامه هاي «حفاظت» زماني قابل گسترش است که اقتصاددانان بيشتري روي جوانب کار فکر کنند. مثلاً امکان دارد با چنين سيستم تامين مالي بتوان منافع حاصل از داروهاي گياهي را بين مردم بومي و محيط زيست تقسيم کرد. در اين مورد «هيل» اظهار داشت که در شرکت هاي بزرگ داروسازي امريکا طي 15 الي 20 سال گذشته چيزي حدود 30 درصد از داروهاي جديد (و موفق) به داروهايي با منبع طبيعي مربوط بودند.

مصرف کنندگان امريکايي سالانه حدود شش ميليارد دلار براي داروهاي حاصله از گياهان استوايي هزينه مي کنند. اکثر دولت ها و شرکت هاي داروسازي تلاش مي کنند موافقتنامه کنفرانس زمين سال 1992 در ريودوژانيرو مبني بر شرکت در منافع حاصل از گونه هاي طبيعي را به اجرا بگذارند. در اينجا بحثي بين دانشمندان و شرکت هاي مزبور وجود دارد چون گروهي از دانشمندان معتقدند بايد منافع حاصل از اين گونه ها را به جوامع مولد آنها برگشت داد يا در آنجا هزينه کرد وگرنه اين کار يک نوع تاراج است.

در اين زمينه طي سال 1992 قراردادي بين موسسه ملي گونه هاي طبيعي کاستاريکا (INBio) و موسسه داروسازي «مرک» امضا شد که باعث خوشحالي طرفداران محيط زيست شد. طي اين قرارداد شرکت «مرک» در مقابل نمونه هاي حشرات و گياهان منطقه مبلغ 1/14 ميليون دلار براي نمونه گيري و تحقيق در اختيار اين موسسه قرار مي دهد تا در زمينه همکاري هاي فني و آموزش دانشمندان کاستاريکا هزينه شود. در عوض INBio موافقت کرد که 10 درصد از اين پيش پرداخت به همراه نيمي از حقوق مالکيت دولتي (Royality) دريافتي را صرف تلاش هاي حفاظت از محيط زيست کند. بسياري از حافظان محيط زيست به اين موضوع به عنوان يک قرارداد ايده آل مي نگرند، ولي بايد متذکر شد که اين قرارداد شايد يک مدل قابل اجرا براي ديگر کشورهاي در حال توسعه نباشد چون مي توان گفت INBio و دولت کاستاريکا در اين مورد يک استثنا به شمار مي روند. «مايکل باليک» رئيس موسسه گياه شناسي اقتصادي باغ گياه شناسي نيويورک مي گويد؛ «کساني که مي خواهند از چنين قراردادهاي بزرگي به عنوان مبناي توسعه طبيعت استفاده کنند، در اشتباهند. شما از شرکت هاي بزرگ داروسازي مانند Shaman مي خواهيد کاري براي حفاظت و حراست از گونه هاي سنتي انجام داده و مناطق حفاظت شده ايجاد کند، يعني به اقتصادهاي محلي پول تزريق کند، ولي يکسري انگيزه هاي پراکنده داريد و در نهايت مي خواهيد مردم بفهمند حفظ جنگل باارزش تر از تخريب آن است.»

«گراسيلا» توصيه کرده است که شرکت هاي داروسازي از طريق فروش سهام برنامه هاي حفاظتي، پول بيشتري روي اين انگيزه ها سرمايه گذاري کرده و سود اين سهام را نيز از حقوق انحصار دارو در سال هاي آتي کسب کنند. مشکل فقط اينجاست که شايد اين حقوق محقق نشود و در صورت تحقق نيز برگشت اين پول زمان زيادي مي طلبد. «هيل» نيز معتقد است کشف داروهاي جديد تيري در تاريکي است و محققان قبل از کسب موفقيت حدود 10 هزار نمونه تهيه مي کنند. شايد از اين تعداد نيز بيشتر باشد، چون يک داروي جديد مستلزم 12 سال زمان و 300 تا 400 ميليون دلار هزينه است. هرچند چنين سرمايه گذاري هايي پرخطر به نظر مي رسد ولي افراد زيادي به اين کار اقدام مي کنند. در سال گذشته شرکت داروسازي Shaman حدود 14 ميليون دلار را براي سرمايه گذاري روي يک داروي جديد که در مرحله آزمايش هاي کلينيکي بود، ارائه و سرمايه گذاران را مختار کرد که يا يک درصد مشخصي بهره براي اين پول طلب کنند يا در سود حاصل از حق انحصار دارو شريک شوند.

«گراسيلا» و «هيل» معتقدند نبايد به جنگل هاي استوايي صرفاً به عنوان خدمات مستقيم آنها نظر داشت، بلکه اين جنگل ها قادرند علاوه بر اعطاي مدال طلا در تحقيقات ژنتيک، باعث کنترل آب و هواي سياره زمين نيز شوند چون هر هکتار از اين جنگل ها سالانه 10 الي 13 تن کربن را به خود جذب مي کند. اين موضع براي جهاني که در قرن آينده بين 5/1 تا 5/4 درجه سانتي گراد گرم تر شده و ما سالانه حدود 20 ميليارد تن دي اکسيدکربن به آن تزريق مي کنيم، بسيار حائز اهميت است.

منافع حاصل از جذب کربن

طبق پروتکل کيوتو که در دسامبر 1996 امضا شده است، کشورهاي صنعتي موظف شده اند تا سال 2012 تا حدود پنج درصد (نسبت به سال 1990) از انتشار گاز دي اکسيدکربن خود بکاهند. در اين پروتکل قسمت هايي در ارتباط با «چاه هاي کربن» تهيه شده است. اين فرض براي زماني است که بازار تجارت جهاني براي مواد منتشره به وجود آيد يعني براي هر کشوري که با ايجاد تغيير در کاربري زمين بتواند باعث کاهش کربن اتمسفري شود، منافع و تسهيلاتي در نظر گرفته خواهد شد. به عبارت ديگر کاشتن درخت چه در خانه و چه در خارج آن، منافع مالي در پي داشته و تخريب جنگل نيز جريمه هايي در بر دارد.

البته به زودي اين قسمت از پروتکل فعال نخواهد شد و منافعي به کسي تعلق نخواهد گرفت. جالب آنکه قبل از رسيدن پاي مذاکره کنندگان به کيوتو، سازمان هاي متولي انرژي در امريکاي شمالي سعي کردند امتيازاتي کسب کنند. گروهي از شرکت هاي برق امريکا و کانادا که توسط يک سازمان حفاظت امريکايي حمايت مي شد، براي به دست آوردن بخشي از جنگل هاي طبيعي در منطقه Belize با کشاورزان سويا به رقابت برخاستند. شرکت برق ويسکا ميليون ها دلار براي اين برنامه سرمايه گذاري کرده است. «نوئل کاترايت» که از مديران اين شرکت است، مي گويد؛ «اگر مقررات پروتکل کيوتو به مرحله اجرا درآيد، بايد حجم بسيار بالايي از دي اکسيدکربن منتشره را کاهش داد و به همين خاطر بايد انواع راه حل ها را به کار گرفت. در پاراگوئه، کاستاريکا و اکوادور نيز چنين برنامه هاي غيرانتفاعي از سوي شرکت هاي توليد برق در جريان است.»

دلالان و واسطه ها ارزش بازار دي اکسيدکربن را ميلياردها دلار برآورد کرده اند. بي شک کشورهاي غربي و ثروتمند براي ادامه بهره برداري از نعمت هاي برق، پول آن را نيز خواهند پرداخت ولي در مورد کشورهاي ديگر وضعيت به اين سادگي نيست، چون کشورهاي در حال توسعه نمي خواهند جنگل هاي خود را به عنوان وثيقه قماري قرار دهند که باعث کند شدن پيشرفت آنها خواهد شد. به علاوه مشکلات مربوط به اندازه گيري جذب کربن هر درخت و پيشگويي ميزان جذب کربن انواع درختان با تنوع سن آنها را نيز بايد مد نظر داشت و با توجه به اين موارد است که بسياري از متخصصان به تحقق اين تجارت جهاني شک دارند.

پيشگويي «گراسيلا» روشن است. او در گزارش خود به سازمان ملل گفته است؛ «انسان ها مي توانند طي چندين سال قسمت اعظمي از بنيان هاي حفظ حيات بشري در کره زمين را تخريب کنند. اين همان کره زميني است که انسان ها طي سال ها با آن مانوس شده و در آن اسکان يافته اند.» در دنيايي که به همه چيز از ديد اقتصاد و بازار نگاه مي کند، تنها راه حل به کارگيري و استخدام اين محرک اقتصاد و بازار در مسير حفاظت از اين بنيان هاي حيات انساني است.

بدون شک خدماتي که طبيعت ارائه مي کند قابل محاسبه نيست، ولي تقسيم کردن اين بخش هاي طبيعي بين مردمي که در حفاظت آن شريک مي شوند، باعث سنگين تر شدن کفه حفاظت از منابع خواهد شد.

www.NewScientist.com
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:31 توسط Moein |

مطالب جدیدتر